تاریخ در این زمینه به ما چه میگوید؟ براساس تجربه اجتماعی مردم ایران در چنین مواقعی چگونه رفتار میکنند؟ «آرمان ملی» برای پاسخ به این سوالات با غلامعلی دهقان تحلیلگر سیاسی و مدرس تاریخ گفتوگو کرده که در ادامه میخوانید.
*ارزیابی شما از دلایل و پیامدهای اعتراضات اخیر در کشور چیست؟
واقعیت این است اعتراضات فقط چند روزی بود که با درایت دولت رو به افول بود، اما به یکباره حوادث شوم ۱۸ و ۱۹ دی ماه اتفاق افتاد. حوادثی از جنس آشوب و شورش که به دنبال اهدافی راهبردی در ایران بود و آن هم شکل دادن به یک کودتای دیگر در تاریخ ما بود. منظورم کودتای سوم پهلویها. آنها دو بار، یکبار در سال ۱۲۹۹ کودتا کردند و یکبار هم در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بود که البته اقلیتی به خاطر مشکلات حاد اقتصادی و سیاسی و فرهنگی بر اکثریت غافل و دور از سیاست پیروز شدند. نکته مهم در موفقیت هر دو کودتا یکی حمایت خارجی و دیگری استفاده از عناصر موسوم به اوباش بود. در کودتای اول دولت انگلیس نقش محوری داشت و در کودتای دوم نقش محوری با دولت آمریکا و مساعدت انگلیس بود. این بار هم طراحان حوادث ۱۸ و ۱۹ دی ماه متکی به کمک خارجی بودند که البته متکای خود را ترامپ میدانستند و او هم با توئیتی عزم خود را نشان داده بود. جالب اینکه بجز بخشی از بازیگران این سناریو که نوجوانان و جوانان احساساتی بودند بازهم بر اساس اخبار بخش ویرانگر این حوادث اوباش و عناصر خطرناک جامعه که سابقه بزهکاری و زندان داشتند بودند. اما سطح آگاهی اکثریت جامعه سبب شد این بخش قابل توجه به صحنه آمده و حماسه ۲۲دی ماه شکل بگیرد. تاریخسازی ملت ایران در ۲۲دی ماه نشان داد دیگر قرار نیست دیگران با اقلیتی دو درصدی و با استفاده از قوه قهریه بر اکثریتی پیروز شوند؛ بنابراین باید بین اعتراض و اغتشاش تفکیک قائل شد. البته حضور احساساتی جماعتی از نوجوان و جوانان نکتهای است که باید مورد توجه کارشناسان قرار گیرد که در این رابطه دو نهاد خانواده و آموزش و پرورش باید بیشتر از گذشته مورد توجه قرار گیرند.
* کنشگری حاکمیت نسبت به اعتراضات چگونه بود؟
دولت از همان آغاز اعتراضات مسالمتآمیز بازاریان تهران خوب عمل کرد و برخورد قوای امنیتی هم بسیار مسالمتآمیز بود. در این رابطه دیدارهایی هم با هیات امنای بازار انجام گرفت که نتایج خوبی هم داشت. مثل اصلاحات در لایحه بودجه سال آینده که پیشنهاد دولت هم بود. در مجموع عملکرد دولت نمره قبولی گرفت چرا که صدای اعتراضات را شنید. اما همانطور که اشاره شد همین نارضایتی از وضعیت اقتصادی منفذ و معبری شد تا بهانهای برای استفاده دشمنان کشور شود. واقعیت این است ما ایرانیان دو بار در سطح جهان جایگاه ممتازی داشتیم. اول در ایران باستان که جایگاه ما بیشتر سیاسی و نظامی بود و دوم در تمدن اسلامی که جایگاه ما بیشتر در امور علمی و فرهنگی بود. با پیروزی انقلاب در سال ۱۳۵۷ ایرانیان فرصتی پیدا کردند تا برای سومین بار در سطح جهانی نقشآفرینی کنند. البته این بار هم در سطح سیاسی و هم در عرصه علم و فرهنگ. برای همین انقلاب ایران از همان ابتدا دشمنانی داشت که نمیخواستند ایران جایگاه ممتاز تمدنی داشته باشد؛ بنابراین به شکلهای مختلف از جمله جنگ و تحریم و تبلیغات تلاش کردند ایران را تضعیف کنند. در همین راستا از هر شکافی استفاده میکنند تا موفق شوند.
*آیا پزشکیان در چنین شرایطی رویکرد اصلاحطلبی خود را به خوبی ایفا میکند؟
پزشکیان هم در ابتدای اعتراضات خوب عمل کرد و هم در ادامه با تشکیل کارگروهی برای ریشهیابی منطقی اعتراضات و حتی اغتشاشات نشان داد باید نگاه عمیق و ژرفتری به مجموعه حوادث داشت. به نظر میرسد همه ما باید به پدیده گسست بین نسلی توجه بیشتری داشته باشیم. این موضوع در گذشته هم مطرح بوده است. برای مثال ابن خلدون متفکر اندلسی قرنها پیش به این موضوع توجه داشت. وی معتقد بود عصبیت در نسل اول بالا و در نسل دوم متوسط و در نسل سوم کم است؛ بنابراین باید علاقه نسلها را به کشور و وطن و نظام سیاسی را با راهکارهای گوناگون به آنها آموخت.