بستن
کد خبر: ۱۵۰۲۲۷۴
تلاش ترامپ برای تشدید شکاف دولت و ملت
حسن بهشتی‌پور در گفت‌و‌گو با «آرمان ملی» مطرح کرد

تلاش ترامپ برای تشدید شکاف دولت و ملت

آرمان ملی- احسان انصاری: معادلات بین ایران و آمریکا به چه سمتی خواهد رفت؟

 آیا در نهایت منطقه خاورمیانه وارد یک جنگ تمام‌عیار خواهد شد؟ «آرمان ملی» برای پاسخ به این سوالات با حسن بهشتی‌پور تحلیلگر روابط بین‌الملل گفت‌و‌گو کرده که در ادامه می‌خوانید.

*به چه میزان احتمال آمریکا به ایران را جدی می‌دانید؟

با وجود لفاظی‌های سیاسی، واشینگتن به‌خوبی می‌داند که جنگ با ایران مانند سوریه و ونزوئلا نه قابل مدیریت است و نه قابل پیروزی. دکترین اعلامی دولت آمریکا بر اولویت داخلی و بازگشت نفوذ به آمریکای لاتین متمرکز است. ورود به جنگی بزرگ در غرب آسیا، آن هم در شرایط رقابت فزاینده با چین، برای آمریکا هزینه‌زا و غیرعقلانی است. تجربه‌های اوکراین، سوریه و ونزوئلا نشان داده‌اند که قدرت‌های بزرگ، در نهایت منافع خود را بر سرنوشت ملت‌ها ترجیح می‌دهند و از درگیری‌های منطقه‌ای تنها در جهت اهداف ژئوپلیتیک خود بهره می‌برند. 

*آیا ترامپ اعتراضات اخیر ایران را بهانه‌ای برای ضربه به جمهوری اسلامی قرار داده است؟

افزایش قیمت ارز، طلا و فشار‌های اقتصادی، نارضایتی واقعی در میان اقشار کم‌درآمد و متوسط ایجاد کرده است. این نارضایتی را نمی‌توان به «توطئه خارجی» تقلیل داد؛ اما قدرت‌های خارجی از آن بهره‌برداری می‌کنند. ترامپ با پیام‌های مستقیم خطاب به مردم ایران تلاش می‌کند شکاف دولت–ملت را ایجاد کند. در چنین شرایطی پاسخ هوشمندانه مردم ایران، همان‌گونه که در جنگ ۱۲ روزه نشان داده شد، ایستادگی در برابر مداخله خارجی و در عین حال مطالبه‌گری از دولت برای حل مشکلات اقتصادی است. از آنجا که هیچ راهبرد امنیتی بدون سرمایه اجتماعی پایدار نمی‌ماند. اتحاد ملی زمانی شکل می‌گیرد که مردم احساس کنند صدایشان شنیده می‌شود و مشکلاتشان در اولویت است. رجوع به مردم، تقویت اعتماد عمومی و حل ریشه‌ای مشکلات اقتصادی، پیش‌شرط امنیت ملی است. در برابر تهدید خارجی، جامعه ایران همواره نشان داده که می‌تواند متحد باشد؛ اما این اتحاد نیازمند پاسخگویی، شفافیت و کارآمدی داخلی است. 

*اسرائیل چه نقشی در جنگ احتمالی بین ایران و آمریکا خواهد داشت؟

شرایط داخلی اسرائیل، وضعیت اقتصادی این رژیم، ملاحظات آمریکا و همچنین واقعیت‌های داخلی ایران نشان می‌دهد که جنگ، نه محتمل است و نه مطلوب؛ نه برای بازیگران خارجی و نه برای ایران. با این حال، خطر بهره‌برداری سیاسی از نارضایتی‌های داخلی و سوءاستفاده برخی جریان‌ها از فضای تنش همچنان پابرجاست. برخلاف فضاسازی‌های رسانه‌ای، اسرائیل در شرایطی قرار ندارد که بتواند جنگی گسترده را آغاز کند. درگیری همزمان در غزه، لبنان، سوریه، یمن و ایران هزینه‌های بی‌سابقه‌ای بر بودجه این رژیم تحمیل کرده است. شکاف‌های داخلی، اعتراضات اجتماعی و بحران اقتصادی، توان تصمیم‌گیری و ظرفیت عملیاتی دولت نتانیاهو را به‌شدت کاهش داده است. در چنین وضعیتی، تهدید‌های لفظی بیشتر کارکرد روانی دارند تا عملیاتی. اسرائیل می‌کوشد از نارضایتی اقتصادی بخشی از جامعه ایران بهره‌برداری کند، اما این واقعیت تغییری در ناتوانی ساختاری آن برای آغاز جنگ ایجاد نمی‌کند. در فضای ملتهب کنونی، برخی جریان‌های تندرو با طرح ایده‌هایی مانند «حمله پیش‌دستانه» به اسرائیل در عمل در مسیر منافع اسرائیل و آمریکا حرکت می‌کنند. این افراد از تداوم تحریم‌ها، اقتصاد غیرشفاف و شرایط بحرانی سود می‌برند. حمله پیش‌دستانه نه‌تنها بهانه کافی به دشمنان ایران می‌دهد، بلکه متحدان فعلی را از ایران دور می‌کند و کشور‌های بی‌طرف منطقه را وارد درگیری می‌سازد. عقلانیت راهبردی حکم می‌کند که ایران در دام تحریکات نیفتد و از هرگونه اقدام شتاب‌زده پرهیز کند. 

* آمریکا برای مذاکره با ایران پیش شرط‌هایی را قرار داده است. طرح این پیش شرط‌ها که به نظر برای ایران غیرقابل قبول می‌رسد در شرایط کنونی به چه معناست؟

با وجود نبود شرایط مناسب برای مذاکره عزتمندانه، اصل مذاکره همچنان تنها راه‌حل واقعی برای کاهش تنش‌ها و مدیریت بحران است. ایران بار‌ها اعلام کرده که آماده گفت‌وگوست، اما مذاکره زمانی معنا دارد که طرف مقابل از دیکته کردن خواسته‌ها دست بردارد. همچنان که پیشنهاد‌های اخیر درباره «غنی‌سازی منطقه‌ای» نیز تنها زمانی قابل بررسی‌اند که چارچوب‌های دقیق، مکانیزم‌های نظارتی و سازوکار‌های اجرایی شفاف تعریف شوند. بدون این جزئیات، طرح‌ها صرفاً در حد شعار باقی می‌مانند. میانجیگری کشور‌هایی مانند عراق تنها زمانی مفید است که آمریکا رویکرد تحمیلی خود را تغییر دهد. مذاکره مستقیم یا غیرمستقیم، چه در مسقط باشد چه در بغداد، بدون تغییر رفتار واشینگتن نتیجه‌ای نخواهد داشت. 

*با توجه به شرایط موجود معادلات بین ایران و آمریکا به چه سمتی خواهد رفت؟

در شرایط کنونی، جنگ محتمل نیست؛ اما خطر سوءاستفاده از نارضایتی داخلی و تحریک به اقدامات پرهزینه وجود دارد. راهبرد عقلانی ایران باید بر سه محور استوار باشد. نخست تقویت انسجام داخلی از طریق حل مشکلات اقتصادی و رجوع به مردم. دوم پرهیز از اقدامات شتاب‌زده و خنثی‌سازی تلاش‌ها برای کشاندن ایران به جنگ و سوم حفظ آمادگی برای مذاکره، بدون پذیرش دیکته و بدون چشم‌پوشی از منافع ملی. من فکر می‌کنم در جهانی که قدرت‌ها ملت‌ها را قربانی منافع خود می‌کنند، عقلانیت، وحدت ملی و دیپلماسی فعال تنها راه‌های حفظ امنیت و منافع ایران هستند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار