تورم در سالها اخیر شاخص اصلی موانع و مشکلات کشور را نشان میدهد و بر اساس آن میتوانیم بدانیم اقتصاد تا چه حدی میتواند روی دیگر حوزهها تاثیر بگذارد. یکی از نمونههای بارز تاثیر مسائل اقتصادی بر دیگر موضوعات، اعتراضات اقتصادی هفتههای اخیر است که در ادامه مورد سوءاستفاده عناصر خارجی قرار گرفت و مسیر مطالبهگری جامعه را تغییر داد. باتوجه به اینکه بعد از ادامه اعتراضات مسئولان اعلام کردند که تلاش دارند مطالبات شهروندان را برطرف کنند ولی باز هم مشاهده میکنیم که قیمت کالاها همچنان در حال افزایش است. یکی از نمایندههای ادوار مجلس شورا با ابراز نگرانی از آنچه تورم نام دارد از مسئولان خواست تا شاخ تورم را بشکنند. البته ناگفته نماند که دولت در ادامه وعدههای خود تلاش دارد تا به عدالت ارزی نزدیک شود ولی این نمیتواند به تنهایی راهحل مشکلات اقتصادی باشد. در سالهای اخیر بسیاری از تحلیلگران معتقدند که دولت برای بهبود شرایط زندگی شهروندان باید تصمیمات سیاسی بگیرد تا بتواند بسیاری موانع را برطرف کند. در این مورد با یکی از تحلیلگران اقتصادی- سیاسی مصاحبهای انجام دادهایم. او در این مورد معتقد است برای کاهش فشار تورم بر سفره شهروندان نیاز به برنامههای بلندمدت داریم.
جذب سرمایه
مهدی پازوکی، تحلیلگر مسائل اقتصادی و استاد دانشگاه در این مورد که تورم و افزایش بیرویه قیمتها چه تاثیری بر روند زندگی شهروندان و اقشار مختلف کشور گذاشته است، به خبرنگار «آرمان ملی» میگوید: «ابتدا باید به این مورد اشاره کنم که وضعیت کنونی کشور از زمان دولت نهم یعنی دولت اول محمود احمدینژاد آغاز شد و روندی که از آن روزها آغاز شده است همچنان ادامه دارد. از این فضای اقتصادی کسی سودی نمیبرد جز کاسبان تحریم که متاسفانه مسیر اقتصاد کشور را به سمت خودشان میچرخانند و آنچه افزوده میشود تنها داراییهای آنها است. در این شرایط رفتهرفته شاهد کوچکتر شدن سفر مردم هستیم بهنوعی که هر سال کوچکتر از سال گذشته میشود و دستمزدها در بین افزایش روز بهروز تورم توانایی چندانی برای مقاومت ندارند از این رو اقشار مختلف جامعه آسیب میبینند و در ادامه هر باری که برای خرید اقلام معیشتی خود به مغازه میروند با افزایش قیمتها روبهرو میشوند. متاسفانه باید به این مورد هم اشاره کنیم که به غیر از کاسبان تحریم و همینطور تحریمهایی که آمریکا بر علیه ایران منظور میکند برخی از سیاستهای دولتها هم تورم ایجاد میکنند.»
او در این مورد و با اشاره به سیاستهای تورمزای دولت ادامه میدهد: «دیگر باید پذیرفت که برخی سیاستهای رایج در اقتصاد ایران نیاز به تغییراتی دارد. دولت چهاردهم در این مورد وعدههایی داده و البته اصلاحات ارزی را هم شروع کرده است که در ادامه باید تاثیرات آن را روی زندگی شهروندان بررسی کرد. فراموش نکنید که برای فشار روزافزون تورم دیگر نیازی به آمارهای رسمی نداریم، زیرا بر اساس بررسی قیمتها و مقایسه آن با دفعه قبل میتواند به خوبی وضعیت را مورد تحلیل قرار داد. به این مورد هم توجه داشته باشید که تورم و سایر چالشهای اقتصادی یک شبه وارد اقتصاد ما نشده است و همین مورد میرساند که برای کاهش فشار آن باید بهدنبال برنامههای بلندمدت و کوتاهمدت باشیم. دولت و مجموعه حاکمیت باید به همکاری تحلیلگران و متخصصان اقتصادی استفاده کند و بهدنبال راهکارهایی باشد که بتواند در ادامه فشار را از روی سفره جامعه بردارد. اکنون خانوادهها نمیتوانند برای ماههای آینده خودشان برنامهریزی کنند. این میرساند که اقتصاد ایران نیاز به تغییراتی در جهت شکوفایی و راههای افزایش سرمایهگذاری داریم.»
تورم، چالش اصلی اقتصاد
از هر زاویهای به وضعیت کنونی کشور نگاه میکنیم باید بگوییم که شاخصهای اقتصادی مورد انتقاد تحلیلگران قرار میگیرد و در این مورد ابراز نگرانی میکنند که در چرا دولت و یا مجموعه حاکمیت برای از بین بردن چالش تورم برنامهریزی دقیقی انجام نمیدهند. در این مورد جهانبخش محبینیا، نماینده ادوار مجلس شورا با بیان اینکه «اقتصاد پاشنه آشیل امنیت ملی» است، به ایسنا گفت: «هیچ مسئلهای در اقتصاد به اندازه تورم نگرانکننده نیست. تورم موجب فساد، کاهش ارزش پول ملی، فرار سرمایه و عدم جذب سرمایه خارجی میشود و مانند سرمای زمستانی، هر تلاشی را خشک و بیاثر میکند. تورم یکی از مسائل بغرنج جامعه است که پایداری سیاست، اقتصاد، فرهنگ و حتی اخلاق را مختل میکند. در موضوع تورم باید دو نکته را بهعنوان چالشهای تاثیرگذار دید. نخست کاهش شدید ارزش پول ملی و دوم افزایش بیرویه قیمتها. البته باید از دولت، مجلس و همکاری رئیس قوه قضائیه تشکر کرد که در موضوع کالابرگ عملکرد قابل قبولی داشتهاند.»
عضو هیات رئیسه مجالس هفتم و هشتم با اشاره به شرایط کنونی کشور ادامه داد: «در چنین شرایطی که کشور با تهدیدهای داخلی و خارجی روبهرو است، آمادگی اطلاعاتی، نظامی، انتظامی، سیاسی، فرهنگی و اخلاقی لازم است، اما هیچکدام به اندازه مبارزه جدی با تورم کارساز نیست. تورم امنیت ملی را تهدید میکند، اخلاق را فرسوده میسازد، فرهنگ را دچار آسیب میکند و بهانهای برای اعتراض فراهم میآورد. باید ریشههای اعتراضها را شناسایی و به مردم اعلام کرد که منشا اعتراضها در کجاست. برخی اعتراضها زمینهساز اغتشاش میشوند و در اغتشاش، تفاهم، آرامش، توسعه و پیشرفت محال است و ظلم به داراییهای مادی و معنوی کشور اتفاق میافتد. مسئله دوم، ضرورت شکستن «شاخ تورم» است. تورم به شکل وحشتناکی تیز شده و میتواند در هر برخوردی اعتماد عمومی و همبستگی سیاسی و اجتماعی ملت ایران را که ارزشمندترین سرمایه کشور است، تهدید کند.»