عنوانی در بحث حقوقی تحت عنوان «البینه علی المدعی» داریم که یعنی مدعی باید دلیل ارائه کند و برای ادعای خودش دلیل و مستنداتش را ارائه کند. یکی از بحثهایی که در دولت سیزدهم بین مردم رایج شده، چالش آمارهایی است که داده میشود. به ویژه از سوی مسئولان اجرایی و مردمی که در داخل کشور زندگی میکنند، بعضا سوال میکنند که آیا این آمار مال ایران است یا از جای دیگر و برای کشور دیگری است؟! چون آنچه ما داریم میبینیم و با همه وجودمان لمس میکنیم با آنچه آقایان میگویند تفاوت دارد. به همین جهت به نظر میرسد برخی مدیران بدون استناد ادعا نکنند چون هم برای مردم باورش سخت است و هم دولت به گفتاردرمانی متهم میشود. برخی فقط آمار میدهند درحالی که دوصد گفته چون نیم کردار نیست. به عنوان مثال همین آماری که در رابطه با اشتغال جدید توسط وزیر کار ارائه شده است. راستیآزمایی در این مقوله برای دولت و وزارت کار زحمتی ندارد. کافی است آمار استانی ارائه دهند که هر استانی چندتا و هر شهری چند نفر اشتغال ایجاد کرده. هزینهای هم ندارد ولی باعث دلگرمی مردم میشود به شرط اینکه آمارها واقعی باشد. یکی از همین مراکز سازمان تامین اجتماعی است یعنی به جای وزیر، تامین اجتماعی اعلام کند که چه تعداد در سال 1401 از قطار اشتغال پیاده و چه تعداد سوار شدند بهویژه اینکه با آنالیزکردن و تفکیک استانی و شهرستانی مردم هر شهرستانی متوجه میشوند سهمشان از اشتغال در سال 1401 چقدر بوده؟ این امر باعث میشود که هم مردم اعتماد بیشتری پیدا کنند و هم سخنان دولتمردان ما از قوام بیشتری برخوردار باشد. اما خیلی از آماری که ارائه میشود یا کامل نیست و یا همه جوانب آمار را دربر نمیگیرد. به عنوان مثال در همین مسئله آمار اشتغال گفته نمیشود چه تعداد سال گذشته در اثر محدود کردن فضای مجازی شغل خودشان را از دست دادهاند. هیچ دولتمردی تابهحال چنین اطلاعاتی در اختیار مردم نگذاشته است. وزیر ارتباطات، یکبار گزارش نداد که در اثر قطع اینستاگرام و تلگرام و واتساپ چه تعداد افراد بیکار شدند. الان آمار سخن از بیش از سه میلیون نفر دارد. سوال این است که چرا موفقیتهای اعضای دولت بزرگنمایی میشود و نواقص و ایراداتی که وارد است را کمرنگ نشان میدهند؟ لذا تابحال به این نتیجه رسیدهام که اگر مسئولی ادعایی کرد بدون ارائه استناد پذیرفتنی نیست مگر اینکه با استناد همراه باشد تا سنجیده شود آمار درست یا نادرست است؟ اکنون گفته میشود که تورم نزدیک 50 درصد را مهار کردیم و اشتغال بهوجود آوردیم و رشد تولید داریم که برای هیچکدام هم دلیلی ارائه نمیدهند تا محققان بتوانند این گفتهها را اثبات یا تکذیب کنند. به نظر میرسد با سخن گفتن مشکلی حل نمیشود و به قول قدیمیها با حلواحلوا گفتن دهان شیرین نمیشود. به بهانه حجاب در پاساژها و مغازهها را میبندند. همین امر باعث میشود که اشتغال کاهش پیدا کند. کاهش اشتغال آسیبهای بعدی به خانواده وارد میکند. مردی که درآمد خود را از دست میدهد فسادها و آلودگیها و آسیبهای بعدی به خانواده دارد. آقای رئیسجمهور میگویند قطار پیشرفت رو به حرکت است و با سرعت پیش میرود. پیشرفتی را مشاهده نمیکنیم چون این حرفها علامت دارد؛ علامتش این است که ارزش پول ملی افزایش پیدا کند، بدهی بانکها کاهش پیدا کند، تورم پایین بیاید. کرایهخانهها غیرقابل تحمل شده و هر شانه تخممرغ به صد هزار تومان رسیده است. این گفتهها بدون ارائه آمار فقط گفتاردرمانی است. مردم امروز حرف بیدلیل و بدون استناد را نمیپذیرند.