وقتی جو کاشته شده است انتظار برداشت گندم بیهوده است. یکی از نقطه ضعفهای برخی مسئولان در طی این سالها عدم توجه به بار معنایی کلمات و جملاتی است که بیان کرده و نسبت به اثرات آن در جامعه بی تفاوت بودهاند! حرفها و جملات، زمانی تاثیرگذار است که با واقعیتهای جامعه تناسب داشته باشد. برای مثال سالهاست اکثریت مسئولان صحبت از فرهنگ و کار فرهنگی میکنند، اما وقتی خوراک پذیری جامعه و به ویژه نسل نوجوان و جوان مملکت، به واسطه فناوری و تکنولوژی و فضای مجازی، از مراجع مختلف درونی و بیرونی امکانپذیر شده، قاعدتا بدون در نظر گرفتن واقعیتهای جامعه خودمانی و همچنین جامعه جهانی نمیشود هزینههای گزاف به اصطلاح فرهنگی کرد و مشاهدهگر همان روندهای پیشین بود! نکته مهم و قابل تامل این است که در برخی از موضوعات زیستی، خوانشی مشترک بین عدهای و مسئولان فرهنگی و اقتصادی نیست! بر همین اساس در بسیاری از موضوعات، نه جوانان، ادبیاتِ آنان را می پذیرند و نه مسئولان ادبیاتِ این قشر را می پذیرند. بنابراین در حد فاصل این خلا، تعارض و خوانشِ متفاوت، هزینههایی به هر دو طرف تحمیل شده است. وقتی برخی مسئولان جامعهدان و جامعهخوان نباشند اقدام و عملهایشان، مصداق ضربالمثل آب در هاون کوبیدن است! بنابراین هوشمندی مسئولان به این است که ابتدا باید نوع نگاه اکثریت جامعه و به ویژه جوانان آگاه شده امروز را، نسبت به دیدگاهشان بدانند و سپس به دنبال تصمیمسازی و تصمیمگیریها باشند. چرا که فناوری و تکنولوژی به مثابه پاککُن و قلمی است که به دنبال بازتعریف و بازتولید معانی و مفاهیم پیشین در عرصههای مختلف زیست بشری است. مسئولان باید متوجه باشند در کنار فرهنگهای باقی مانده محلی، فرهنگهای مشترک جهانی هم ایجاد شده است و این واقعیت غیر قابل کتمان است. بر همین اساس عدم پذیرشِ واقعیتهای ایران و جهان، باعث ایجاد فاصلهِ نسل جوانِ مملکت با مسئولان میشود! با توجه به ادبیات نوین جامعه بشری، عبارتهای فرهنگی و اقتصادی و مشتقاتِشان، معنی و مفهوم قالببندی شده، نمیپذیرد. بر همین اساس فرهنگهای محلی در برابر زور بازوی فرهنگهای فرامحلی یا جهانی، در فضای گاه غالب و گاه مغلوب زیست دارند. دادههای محلی، هر چند قابل اعتبار و استناد باشد، در فرآیند زمان، قد، قواره و مختصاتشان تقلیل پیدا خواهد کرد. نکته مهم اینکه گاه نپذیرفتنها و مخالفتهای مدنی به دلیل لج و لج بازیها و نادیده انگاشتنهای قدرتِ انتخابشان در فرآیند زمان است! برای مثال زمانی ممیزی تاثیر گذار است که آن متن و تصویرِ ممیزی شده، در جای دیگر قابل مشاهده نباشد. وقتی جامعه، به واسطه فناوری و تکنولوژی به همه چیز دسترسی دارد، آیا ممیزی اعتبار و ارزش افزوده ایجاد میکند؟ در فضایی که به هر دلیلی بیاعتمادی ایجاد شده، مسئولان باید بدانند چطور و چگونه گفتار و عملکرد داشته باشند. مسئولانی که قدرت پذیرش و آنزیم هضم مسائل و واقعیتهای جامعه امروز ایران را ندارند، چالشها و تهدیدات بیشتری را تولید میکنند. مسئولان باید در کنار تخصص و تعهد فاکتور مهمتری هم داشته باشند و آن حکمت و حکیم بودن است. حکیم به کسی می گویند که علم احوال موجودات را بداند. تاریخ و جغرافیا را بشناسد و نکته مهمتر اینکه درک و شناخت عمیقی از قدرت اجبار زمان داشته باشد. برای مثال وقتی میبینند ذائقه بسیاری در جامعه تغییر کرده است باید بدانند هر دادهای اگر متناسب با ذائقهشان نباشد، پس خواهند زد!