زنان کارگر در بیآماری پیر میشوند
آمارها در مورد زنان کارگر، به غایت ناکافیاند؛ زنان کارگر در فضای غیرقانونی و غیررسمی اقتصاد در همه جای جغرافیای ایران پراکندهاند و به تنهایی با تمام دشواریهای زندگی دست و پنجه نرم میکنند؛ شاید یکی از اولین راهها برای درک سطحیِ رنج مشترک این زنان، آنگونه که سیمین یعقوبیان، فعال حقوق کارگران به ایلنا، میگوید «یک آمارگیری خانوار دقیق با جزئیات کامل از زنان سرپرست خانوار و شاغل باشد تا تعداد زنان سرپرستِ فاقد مسکن و شاغل در اقتصاد غیررسمی و بدون بیمه مشخص شود».او میگوید: متاسفانه هنوز نمیدانیم چه تعداد از زنان شاغل، سرپرست خانوار هستند، چه تعداد در اقتصاد غیررسمی مشغول به کارند و چه نرخی از این زنها بیمه و حداقل دستمزد ندارند؛ اما براساس شواهد امر، حداقل دو میلیون زن در کشور، در اقتصاد غیررسمی و بدون بیمه و مختصات قانونی کار میکنند؛ این آمار البته تخمینی است و مسلماً زنان بسیاری در آن به حساب نیامدهاند.در میانه دهه نود شمسی، علی ربیعی (وزیر کار وقت) از ده میلیون کارگر در اقتصاد غیررسمی و بدون بیمه خبر داد که به گفته او در آن زمان، یکپنجم آنها را زنان تشکیل میدادند. با این حساب، در آن سالها
دو میلیون زن در اقتصاد غیررسمی با انواع رنجهای ریز و درشت مشغول جان کندن و نان درآوردن برای خانواده بودهاند و بدون هیچ تردیدی، با توجه به موجهای تورمی و شوکدرمانیهای ارزی پیاپی، نرخ دو میلیون نفریِ «زنان غیر رسمیکار» افزایش یافته است.
از میان این دو میلیون و اندی زن، حتی اگر نیمی نانآور و یگانه سرپرست خانواده باشند، یعنی بیش از یک میلیون خانواده در کشور هستند که تنها نانآور آنها زنانِ فاقد بیمه و بدون دستمزد رسمی هستند؛ بیش از یک میلیون خانواده در کشور را زنانی میگردانند که کارمزدی یا روزمزدی حقوق میگیرند، عموماً خانه ندارند، بیمه تامین اجتماعی شامل حالشان نمیشود.
یعقوبیان بیتوجهی دولتمردان و نمایندگان مجلس در قبال زندگی این گروههای در معرض خطر را سوژه انتقاد قرار میدهد و میگوید: هیچ زمان به این زنها توجهی نشده است؛ هیچ طرح یا لایحهای در حمایت از اینها در دستور کار قرار نگرفته است؛ وقتی مجلس و دولت از مقوله «اشتغال زنان» یا «حمایت از زنان شاغل» سخن میگویند منظورشان فقط زنانیست که در بدنه دولت مشغول به کار هستند؛ از قوانین زایمان و شیردهی گرفته تا حمایت از امنیت شغلی و کار پارهوقت؛ هیچ حمایتی از زنان کارگر نمیشود، حتی زنان کارگر بیمه شده در اقتصاد رسمی، چه برسد به زنان کارگری که بیمه ندارند و نامشان هیچ کجا ثبت نشده است.
به گفته او، هزاران زن باید به تنهایی در هزارتوهای بیرحم و خشن اقتصاد، گلیم خود را از آب بیرون بکشند و بنابراین هر روز در معرض خطر و آسیب باشند.