برخیز که میرود زمستان
بگشای در سرای بستان
برخیز که باد صبح نوروز
در باغچه میکند گل افشان
بوی گل بامداد نوروز
و آواز خوش هزاردستان
چشمی که به دوست برکند دوست
بر هم ننهد ز تیرباران
سعدی چو به میوه میرسد دست
سهلست جفای بوستانبان