گروسی به تهران آمد و تهران و آژانس توافقاتی نيز داشتند که ابعادی از آن هم منتشر شده است. اثر رواني سفر دبیرکل آژانس بر بازار ارز بر کسی پوشیده نیست. شما سفر گروسی را چگونه ارزیابی میکنید؟
سفر گروسی به تهران نشان داد که به رغم گفتمانهاي موجود در ایران در عرصه گفتمان غالب بر تهران، سیاست خارجی و موضع گیری سازمانهای بینالمللی تا چه اندازه میتواند بر عرصه اقتصادی ایران موثر باشد. سفر دو روزه گروسی به تهران توانست برابر یا حتی بیشتر از آنچه دولت از ابتدا تاکنون بر دلار اثر گذاشته، بر نرخ ارزهای خارجی و بازار ایران اثر بگذارد. این منطق اگر چه طنز تلخی را در خود نهفته دارد، اما در عین حال واقعیتهایی را در درون خود نیز همراه دارد و آن اینکه تفکر داخلی مبنی بر عدم تاثیرپذیری اقتصاد از مسائل خارجی كارشناسي شده نيست.
این اثرگذاری تا چه زمان ادامه خواهد داشت، آیا ممکن است اثر تعاملات ایران و آژانس بر مسائل اقتصادی، موقت باشد؟
موضوع تنها ابعاد اقصادی این سفر نیست؛ به نظر باید دید این سفر میتواند زمینههای حل و فصل پرونده هستهای ایران را فراهم کند؟ به نظر باید در این ارتباط محتاطانهتر سخن گفت. چرا که آنچه که تحت عنوان سفر گروسی به تهران انجام شده اگر بخواهد با انعظاف از گفتمان انقلابیای که دولت جناب رئیسی دنبال کرده است، همراه باشد؛ میتواند تا حدودی خروجیهاي دیگری را در پی داشته باشد.
تفکر دولت انقلابی به هر طریق این گفتمان یعنی تعامل با آژانس را پذیرفته است. حال چه پیامدهایی ممکن است از آنچه شما انعطاف دولت انقلابی از تفکرات خود می گوید؛ حاصل شود؟
ایالات متحده آمریکا و متحدانش و حتی رقبایش در 1+5 در غالب هدفگذاریهای بینالمللی حاضر به عقبنشینی در مورد تهران نیستند. حتی پکن و مسکو در این زمینه با ایالات متحده آمریکا و اکنون از آمریکاییها گامی جلوتر، اروپاییها با هم همگن هستند که به هیچ وجه از مسائل تصمیمی ایران دست برندارند و معتقدند این ایران است که باید نظام تحریمها را قبول و به برجام باز گردد. به نظر بعید است بعد از بازگشت به برجام حتی آنها قصد داشته باشند، تحریمهای دوران ترامپی را کم کنند. این مورد توسط برخی مقامات ایران هم در گذشته اعلام شده است و آنها بارها تاکید کردهاند چون غرب با تفکر برخاسته از انقلاب اسلامی مشکل دارد، از تحریمها نمیکاهد و اگر ذرهای از تحریمها به بهانه بازگشت به برجام بکاهد، مجددا آن تحریمها را به بهانه دیگر از جمله مسائل منطقهای و ادعاهای حقوق بشری و غیره... فعال خواهد کرد. تحریمهای ترامپی ناشی از خروج آمریکا از برجام بود نه خروج ایران از برجام. این درحالی است که شروطی در دولت گذشته برای آغاز مذاکره با غرب قرار دادهاند که در آن شروط باید همه تحریمها برداشته شود نه تحریمهای مربوط به پرونده هستهای.
ممکن است مذاکرات به علت ابعاد پیچیده فنی، طول کشیده و در انتها حتی به نتایجی با آژانس هم دست نیابیم؟
در خاطر داشته باشیم در انتهای دولت حسن روحانی شروطی برای بازگشت به برجام اعلام شد و ضمن آن شروط تاکید شدکه مذاکرات نباید فرسایشی شود. آیا اکنون مذاکراتی وجود دارد؟ اگر مذاکرات ادامه دارد، آیا این مذاکرات فرسایشی نیست؟ اینها و دهها پرسش دیگر را نمیتوان با سفر گروسی و احتمالا توافقاتی با آژانس و یک بیانیه دیپلماتیک حل شده دانست. باید در مورد آثار فعلی دلار بر بازار هم گفت این اثر تا زمانی ادامه دارد که آثار رسانهای سفر گروسی در رسانهها وجود دارد.تا زمانی که آثار این سفر در رسانهها مثبت ارزیابی میشود، شرایط کنونی درکاهش نرخها در بازار خصوصا نرخ ارز ادامه خواهد داشت اما به نظر میآید مردم هوشمندتر از گذشته تصمیم می گیرند. از این رو اگر مذاکرات با آژانس دائما جلو نرود و دائما از تعاملات مثبت ایران و آژانس اخباری منتشر نشود، نمیتوان اثرفعلی سفر گروسی به تهران و به عبارت بهتر اثر پالس مثبت توافقات ایران و آژانس را در ادامه مشاهده کرد.
قبل از سفر گروسی به تهران با در نظر گرفتن موضع گیریها اروپا در برابر تهران این پیشبینی وجود داشت که حتی ممکن است پرونده ایران به شورای حکام و در نهایت به شورای امنیت ارسال شود اما اینگونه نشد، این عدم ارسال پرونده به شورای امنیت پالسی مثبت به تهران نیست؟ آیا ممکن است اروپاییها قصد داشته باشند به میز مذاکره بازگردند؟
آنچه در این باب باید مورد توجه قرار بگیرد آن است که نه آمریکا نه اروپاییها و نه حتی پکن و مسکو علاقهای به اصطکاک بيشتر با تهران در وضعیت کنونی ندارند. بلکه در پی ایجاد فضایی هستند که تکلیف ایران را در منطق گذار نظم نوین جهانی مشخص شود. به بیان دیگر چنین رفتارهایی از سوی آژانس افکار عمومی را اقناع می کند که آژانس دستاویز تحرکات منفی مجامع و جهت گیریهایی حاکم بر تل آويو یا هم پیمانان آن در ارتباط با تهران نیست. اکنون اگر آنچه آژانس از ایران می خواهد مورد توجه قرار نگیرد، با عنایت به مسیر آزموده شده در افکار عمومی، موجبات فضاسازی مهمتری را علیه ایران در آینده فراهم میشود. فراموش نکنید ایران اگر به برجام بازگردد هزینههایی در زمینه گذار از برجام را خواهد پرداخت. مردم ایران ممکن است از بهار بازگشت به برجام برای مدتی بهره مند شوند، اما تحریمها برداشته نخواهد شد و از سوی دیگر بازگشت به برجام هزینهها را برای دولت و حتی گفتمان دولت، افزایش خواهد داد و اگر دولت بخواهد بعد از بازگشت به برجام مجددا در برابر آن سوی برجام و در پروندههای مشابه، دست و پنجه نرم کند آنگاه حتی شاید با انتقاد افكار عمومي مواجه شود.
هم اکنون که آژانس مدعی شده که تهران پذیرفته است که نظارتهایی را پذيرفته است، این پرسش در جامعه به وجود آمده اگر قرار بوده این اتفاق برای بازگشت به برجام بيفتد، چرا در زمان دولت روحانی و حتی اوایل دولت فعلی به تعامل با آژانس انجام نشد تا این اندازه سفرههای مردم کوچک نشود. لذا بهار ناشی از پذیرفته شدن برجام برای دولت کنونی موسمی است که با آفتاب شدید تابستان و برگریزان پاییزی روبهرو میشود. این مورد می تواند برای دولت کنونی چاش زا باشد. لذا این نکته را باید از نظر دور نداریم که آنچه تحت عنوان برجام از آن یاد می شود با دریچه باریکی از امید روبهرو شده است و تجربه زیسته شده نشان می دهد این دریچههای باریک از امید نتوانستهاند آنگونه که بایسته است به سرانجام برسد. با این وجود باید در انتظار بود که آینده چه خواهد شد.
آيا دولت کنونی حتی اگر به برجام بازگردد میتواند ازآن به نفع خود در افکار عمومی استفاده کند؟
در هر صورت بازگشت به برجام فضایی را باز خواهد کرد که ایران بتواند نفت بیشتری را بفروشد. ثبات اقتصادي بیشتری داشته باشد. همان آرامشی که در دوران دولت حسن روحانی در دولت یازدهم پیش آمده بود و توانست رشد اقتصادی را بالا ببرد، اما موضوع این است که برجام یکی از پروندههای موجود در ارتباط با ایران است. پروندههای دیگر هم در میان است. بازگشت به برجام در دولتی که گفتمان انقلابی دارد و برخي ازهواداران آن برجام را ترکمانچای دیگری خوانده بودند اکنون با پذیرش آن، حداقل در حوزه گفتمانی با چالش روبهرو خواهد شد. برخي ازحامیان این دولت از نظر تفکری؛ ضد برجامی ترین اشخاص از ابتدای برجام تاکنون هستند. موضعگیری این افراد در برابر دولت کنونی که آن را ناشی از تحرکات ضد دولت قبلی و ضد برجامی خود می دانند، چه خواهد شد؟ اگر این دولت به برجام باز گردد. آن هم دولتی که این هواداران را دارد که ضد غرب هستند قطعا دولت حداقل در حوزه تفکری با چالشهایی بین هواداران خود مواجه خواهد شد؛ هوادارانی که به دولتهاي روحانی و خاتمی با ادبیاتی همچون اقتصاد لیبرال و نئولیبرال و غربگرا و سازش کار حمله میکردند. از آن گذشته آمریکا نیز همان طور
که مقامات عالی ایران اعلام کردهاند به توافقات خود با ایران، پایبند نخواهد بود و فشارها را در پروندههای دیگر وارد خواهد کرد. اینها به هیچ وجه به نفع دولت نیست. آمریکا خواهان حل و فصل همه موضوعات در غالب برجام با ایران است اما تهران فقط حل و فصل پرونده هستهای را میخواهد. اگر در خاطر داشته باشیم در توافق2015 غربیها به دنبال برنامه جامع اقدام مشترک بودند و ایران به دنبال برنامهای برای حل مناقشه هستهای از این منظر هم اکنون هم قابل مشاهده است که آمریکا سایر فشارها را به بهانههای دیگر همان طور که مقامات عالی ایران اعلام کردهاند را ادامه خواهد داد.