بستن
کد خبر: ۱۰۵۲۰۹۰

پيروز که سيمرغ شد

پيروز که سيمرغ شد
احسان اسقایی خبرنگار

پيروز، فرزند ايران به بخشي از هويت ايراني‌ها تبديل شده بود. هويتي که برآمده از صبر براي عبور از چالش‌هاست. هويتي برآمده از تحمل سختي براي آينده بهتر. پيروز آنقدر براي ايراني‌ها مهم شده بود که به دنيا آمدنش موجب مسرت افرادي شد که دل در گرو آينده‌اي بهتر گذاشته بودند که روزگاري خواهد آمد که سختي‌ها به اتمام مي‌رسد، بدون گزندي به «ايران.» روزگاري که مشکلات روزمره مانند يخ‌هاي قطبي آب شده و حيات از پس آب شدن يخ‌ها به وجود مي‌آيد. پيروز تنها نماد هويت، مقاومت و آينده‌اي بهتر نبود. پيروز نشانه‌اي آن بود که در ميانه مشکلات مختلف، هستند افرادي که باوجود مشکلات دل از آينده نشسته‌اند و هنوز اميد دارند که فردايي بهتر در پس ايجاد آرامش و ثبات در کشور پديد‌ آيد. پيروز که بستري شد، اخبار درمان او مورد پيگيري رسانه‌ها و مردم قرار گرفت، يکي نوشت تو بمان، يکي نوشت او ققنوس است حتي اگر نماند، مانا خواهد شد و ديگر البته اشک ريخت و برخي که نخواستند بشکنند، به بغضي در گلو بسنده کردند. بسياري آرزو مي‌کردند که پيروز بماند و زير لب مي‌گفتند: «پيروز، توبمان» پيروز رفت اما نماد شکست و ناکامي نشد چرا که ايران مادرش بار ديگر آبستن شده است. اين خبر زماني منتشر شد که اميدها به بيرون آمدن پيروز از عمل دياليز کاهش يافته بود و نگهداران او اعلام مي‌کردند که پيروز مدتي است که غذا نمي‌خورد، آب کم مي‌نوشد و احتمال اينکه پيروز، همچنان «پيروز» بماند بسيار کم است. پيروز رفتنش مصادف شد با خبر خوش حاملگي ايران. اين واقعه داستان سيمرغ را بار ديگر در کالبد ايراني‌ها زنده کرد. طبق روايت اوستا، در ميان درياي «فراخکرد» درخت بزرگي است که سيمرغ بر آن آشيان دارد. تخم همه گياهان در اين درخت هست و همه گياهان ضد گزند و دارويي‌اند. در شاهنامه فردوسي، سيمرغ ساکن کوه البرز است. حضور سيمرغ در داستان‌ها با زال گره خورده است. نخستين باري که به نام سيمرغ برمي‌خوريم، زمان تولد «زال» است و آخرين بار، کمک گرفتن «رستم»، پسر زال، از سيمرغ براي پيروزي در جنگ با اسفنديار پهلوان توران است. توران البته در داستان پيروز ما، پدر اوست. زال دو بار، با آتش زدن پر، سيمرغ را فرامي‌خواند. بار اول زماني است که «رودابه»، همسر زال، نمي‌تواند فرزند خود، رستم را به‌سبب بزرگي جثه طفل، به دنيا بياورد. زال پر سيمرغ را آتش مي‌زند. سيمرغ حاضر مي‌شود و به زال مي‌آموزد که چگونه رودابه را بيهوش کند و با شکافتن پهلويش بچه را خارج کند. بار دوم زماني است که رستم از شکست دادن اسفنديار عاجز مي‌شود. پيروز ما نيزچون سيمرغ شد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار