آنچه بايد از توان موشکي ايران بدانيم
شوق يک خيز بلند
فرمانده نيروي هوافضاي سپاه در تازهترين سخنانش از رونمايي موشک کروز پاوه خبر داده و جزئياتي درباره موشک هايپرسونيک ايراني ارائه کرده و گفته است ديگر هيچ موشک غيرنقطهزني نميسازيم. سردار اميرعلي حاجيزاده در گفتوگوي تلويزيوني شامگاه جمعه (6 اسفند) به مناسبت روز پاسدار و با هدف تشريح دستاوردهاي تازه نيروي هوافضاي سپاه نکات تازهاي از پيشرفت توانايي موشکي ايران، آينده برنامه موشکي جمهوري اسلامي و ساخت پهپادها و ماهوارهبرها بر زبان آورد. وي در اين گفتوگو نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي را مسلط بر پايگاههاي آمريکا در منطقه توصيف کرد و يادآور شد: هر زمان اراده کنيم آنها را ميزنيم. ما قادريم تا 2 هزار کيلومتر ناوهاي آمريکايي را بزنيم که اين فاصله هم بهاحترام اروپاييهاست که انشاءا... احترام خود را نگه دارند. توضيحات فرمانده هوافضاي سپاه درباره موشک هايپرسونيک نيز با اين نتيجهگيري همراه شد که نه ميتوان سامانهاي ضد آن ساخت و نه برترسازي آمريکا با وجود اين موشک معنادار است. موشکي که به گفته حاجيزاده در خارج از جو قادر به مانور است و در 300 تا 400 کيلومتري هدف روشن ميشود و سرعتي بيش از 12 تا 13 ماخ (حداکثر سرعت صوت که هر واحد آن برابر با 1234 کيلومتر در ساعت است) دارد. کاهش وزن موشکهاي دوربرد به يکچهارم، افزايش کارايي سرجنگيها تا 10 برابر، کاهش زمان آمادهسازي آن به يکششم نسبت به گذشته و اعلام رونمايي از موشک کروز با برد 1 هزار و 650 کيلومتر با نام «پاوه» در کنار تأکيد بر اينکه اکنون با کروزها و پهپادها تهديد براي دشمن را 360 درجه کرديم و از هر طرف قابليت زدن اهداف را داريم، ديگر بخشهاي پراهميت سخنان حاجيزاده در اين گفتوگو بود.
مسيري که برنامه موشکي ايران طي کرد
اما برنامه موشکي ايران چه مسيري را طي کرد تا موشکهاي بالستيک خود را از نظر برد و دقت به نقطه کنوني برساند؟ تا پيش از سال 1394 و رونمايي از موشک «عماد»، موشکهاي ايراني صرفا به دقت حاصله از سامانههاي ناوبري و هدايت و کنترل کلي موشک ميرسيدند اما پس از جدايي از بدنه موشک ديگر قابل تصحيح مسير يا افزايش دقت نبودند. نقصي که با عملياتيشدن موشک عماد که سرجنگي جداشوندهاش از سامانه هدايت و کنترل تا انتهاي مسير برخوردار بود تا اندازه زيادي برطرف شد و در گام بعدي موشکهاي بردبلند ايران تا حد نقطهزني (خطاي کمتر از پنج متر) پيش رفت. در ادامه همين مسير قابليت نقطهزني به موشکهاي بردبلند تا 2 هزار کيلومتر همچون «قدر» نيز گسترش يافت و سپس تا موشکهاي «قيام» (با برد 800 کيلومتر) و «خرمشهر» (با برد 1800 تا 2 هزار کيلومتر) هم پيش رفت و در نهايت موشکهاي «شهاب2» (با برد 800 کيلومتري) هم از اين پيشرفت بينصيب نماند، هرچند قابليت تصحيح مسير و دستيابي به دقت بسيار بالا در اين موشکها وجود داشت، اما سرجنگيها همچنان روي مدار بيضوي بالستيک حرکت ميکردند و همين امر امکان تحليل مسير طيشده با هدف پيشبيني ادامه آن را براي سپرهاي دفاع موشکي فراهم ميکند و شانس درگيري مؤثر با پرتابه مهاجم را افزايش ميدهد. از همينجا ايده توسعه سرجنگيهاي بالستيک با قابليت مانور در فاز نهايي در برنامه موشکي ايران جايگاه ويژهاي يافت و طراحي سرجنگيهايي که از مدار بالستيک و محاسبهپذير براي سامانههاي دفاع موشکي خارج باشند و سامانه دشمن در پيشبيني مسير و در نتيجه قفل روي آنها دچار مشکل شود، در دستور کار قرار گرفت تا امکان مقابله سپر دفاع موشکي با آنها به نزديک صفر برسد. اين ايده با اعلام خبر ساخت موشک هاپيرسونيک در 18 آبانماه از سوي فرمانده نيروي هوافضاي سپاه جنبه عملياتي به خود گرفت. دشواري دفاع دربرابر قدرت تخريبگري هايپرسونيک بهدليل سرعت بسيار بالا، مانورپذيري و پيشبينيناپذيري مسير پرواز و برد کافي براي قراردادن اهداف فراقارهاي، سلاح قدرتمند و بازدارندهاي در اختيار نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي گذاشته است که اعلام جزئيات تازهاي از آن در گفتوگوي اخير حاجيزاده نشان ميدهد حتي اگر امکان رونمايي از موشک هايپرسونيک به دليل خروج از جو دشوار باشد، برنامه موشکي ايران و ساخت ماهوارهبرها در سالهاي اخير طي کرده که «اگر دشمنان آن را باور نکردند هم مهم نيست؛ روز حادثه مشخص ميشود.»