قرص خواب موجب زوال عقل ميشود
افراد سفيدپوستي که قرصهاي خواب مصرف ميکنند 80 درصد بيشتر در معرض ابتلا به زوال عقل قرار دارند. قرصهاي خواب، دارويي مفيد براي افرادي است که مشکل خواب دارند، اما نتايج تحقيقات جديد نشان داده است که اين دارو جنبه منفي خود را نيز دارد. محققان افزايش خطر 79 درصدي هشداردهنده را گزارش کردند. محققان 3068 فرد مسن (42 درصد سياهپوست و 58 درصد سفيدپوست) بدون زوالعقل که خارج از خانههاي سالمندان زندگي ميکردند را دنبال کردند. آنان به مدت 9 سال در مطالعه سلامت، پيري و ترکيب بدن ثبتنام کردند و ميانگين سني شرکتکنندگان 74 سال بود. در طول مطالعه، 20 درصد از شرکتکنندگان به زوالعقل مبتلا شدند. با تجزيه و تحليل دادهها، گروه تحقيق دريافت که شرکتکنندگان سفيدپوستي که اغلب از قرصهاي خواب براي کمک به استراحت و خواب خود استفاده ميکردند، 79 درصد بيشتر از افرادي که داروي خوابآور مصرف نميکردند، به زوالعقل مبتلا شدند. محقق ارشد اين تحقيق، يو لنگ، دکتراي بخش روانپزشکي گفت: تفاوتها ممکن است به وضعيت اجتماعي-اقتصادي نسبت داده شود. شرکتکنندگان سياهپوستي که به داروهاي خواب دسترسي دارند ممکن است يک گروه منتخب با وضعيت اجتماعي-اقتصادي بالا باشند، همچنين ممکن است برخي از داروهاي خواب با خطر بالاتر زوالعقل نسبت به سايرين مرتبط باشند. در اين تحقيق مشخص شد که شرکتکنندگان سفيدپوست 3 برابر بيشتر از همتايان سياهپوست خود احتمال دارد قرصهاي خوابآور حدود 5 تا 15 بار در ماه مصرف کنند. قرصهاي خوابآوري که شرکتکنندگان استفاده کردند شامل آرامبخش-خوابآور امبين (Ambien)، بنزوديازپينها ازجمله تريازولام (Halcion)، فلورازپام (Dalmane) و تمازپام (Restoril) همچنين داروهاي ضدافسردگي ترازودون Oleptro و Desyrel بود. از آنجاييکه اين يافتهها فقط در مورد افراد سفيدپوست اعمال ميشود، محققان گفتند که ميتواند عوامل محرک ديگري براي زوال شناختي در ميان جمعيت عمومي وجود داشته باشد. استفاده مکرر از داروهاي خواب با افزايش خطر زوالعقل در بزرگسالان مسن سفيدپوست مرتبط بود بنابراين تحقيقات بيشتر براي تعيين مکانيسمهاي اساسي مورد نياز است. بر اساس آخرين آمار موجود در وب سايت مراکز کنترل و پيشگيري از بيماري (CDC)، حدود 8.4 درصد از بزرگسالان آمريکايي هر روز يا بيشتر روزها در سال 2020 داروهاي خواب مصرف ميکردند. زنان (10.2درصد) نسبت به مردان (6.6 درصد) داروي خواب بيشتري مصرف ميکنند. يک کارشناسان گفت: داروهاي خواب که اغلب بهعنوان آرامبخش- خوابآور طبقهبندي ميشوند فقط بايد براي مقابله با بيخوابي کوتاهمدت استفاده شوند.
ترميم سلولهاي عصبي با نانو ذرات مغناطيسي
پژوهشگران روشي جديد براي استفاده از نانوذرات مغناطيسي براي کمک به بهبود آسيبهاي وارد شده به سلولهاي عصبي (نورونها) ارائه کردند. نورونها واحدهاي بنيادي مغز و دستگاه عصبي هستند، سلولهايي که مسوول دريافت ورودي حسي از دنياي بيروني، ارسال فرمانهاي حرکتي به ماهيچهها و تبديل و انتقال سيگنالهاي الکتريکي در هر مرحله هستند. نورونها، که سلولهاي عصبي نيز ناميده ميشوند، از سه بخش اصلي بدن سلولي، دندريتها و آکسون تشکيل شدهاند. هنگاميکه نورونها در اثر بيماري يا جراحت دژنراتيو آسيب ميبينند، توانايي اندکي، براي بهبود خود به خودي دارند بنابراين بازيابي شبکههاي عصبي و عملکرد طبيعي آنها يک چالش مهم در زمينه مهندسي بافت است. دکتر اوريت شفي و رئوت پلن، دانشجوي دکتري از دانشکده مهندسي کوفکين در دانشگاه بار-ايلان، روش جديدي را براي غلبه بر اين چالش با استفاده از فناورينانو و دستکاريهاي مغناطيسي، توسعه دادند. براي ايجاد شبکههاي عصبي، محققان نانوذرات مغناطيسي اکسيد آهن را به سلولهاي پيشساز عصبي تزريق کردند، بنابراين سلولها را به واحدهاي مغناطيسي مستقل تبديل کردند. سپس سلولهاي پيشساز را که به نورونها تبديل ميشوند، در معرض تعدادي ميدان مغناطيسي از پيش تنظيمشده قرار دادند و از راه دور حرکت آنها را در يک بستر کلاژن سهبعدي و چند لايه که ويژگيهاي طبيعي بافت بدن را تقليد ميکند، هدايت کردند. آنها از طريق اين دستکاريهاي مغناطيسي، «مغزهاي کوچک» سهبعدي ايجاد کردند، شبکههاي عصبي کاربردي و چند لايه که عناصر موجود در مغز پستانداران را تقليد ميکنند. پس از اينکه محلول کلاژن به يک ژل جامد تبديل شد، سلولها مطابق با ميدانهاي مغناطيسي اعمال شده از راه دور در جاي خود باقي ميمانند. در عرض چند روز، سلولها به نورونهاي بالغ تبديل شده و اتصالات ايجاد ميکنند، فعاليت الکتريکي از خود نشان داده و در ژل کلاژن براي حداقل 21 روز رشد ميکنند. رئوت پلن از محققان اين پروژه گفت: اين روش راه را براي ايجاد معماري سلولهاي سهبعدي در مقياس سفارشي براي استفاده در مهندسي زيستي، درماني و کاربردهاي تحقيقاتي، هم در داخل و هم در خارج از بدن هموار ميکند از آنجاييکه شبکههاي عصبي سهبعدي ما ويژگيهاي ذاتي بافتهاي مغز انسان را شبيهسازي ميکنند، ميتوان از آنها بهعنوان «ميني مغز» تجربي استفاده کرد و بهعنوان مدلي براي مطالعههاي دارويي، بررسي ارتباط بين بافتها و راهي براي شبکههاي مصنوعي براي رابط بين اجزاي مهندسي و زيستي قابل استفاده است.علاوه بر اين، اين مدل چشمانداز جالبي را براي تزريق چنين ژلي پيشنهاد ميکند که حاوي سلولها در حالت مايع است، آن را وارد سيستم عصبي ميکند و سلولها را در ساختار صحيح سازماندهي مينمايد. مزيت استفاده از اين روش اين است که ميدانهاي مغناطيسي ميتوانند سلولهاي واقع در اعماق بدن را به روشي غيرتهاجمي تحتتاثير قرار دهند. قراردادن ذرات مغناطيسي در سلولها، بهويژه در سلولهاي عصبي، سؤالاتي را در مورد ايمني کاربردهاي پزشکي آينده ايجاد ميکند.