روايت «آرمان ملي» از عدم فعاليت «احمدينژاد»
سکوت براي بازگشت به پاستور؟
آرمان ملي: احمدينژاد کجاست و چرا صدايي از او شنيده نميشود؟ آيا سرماي هوا باعث شده تا حاميانش را ميدان 72 نارمک جمع نکند و برايشان سخنراني نکند؟ آيا اين سکوت براي تقاضاي آزادي دوستانش است؟ 17 ديماه در پي انتشار فيلم و متني از سخنان رئيس «دولت بهار»، فيلم مورد اشاره و خبر مکتوب آن، مربوط به پيام ويدئويي است که به تاريخ 28 تيرماه 1400 و بهدنبال برخي معضلات و مسائل در خوزستان در پايگاههاي اطلاعرساني منتسب به ايشان بهطور رسمي منتشر شده است و هيچگونه ارتباطي با وقايع اخير ندارد.
آماده براي حضور در انتخابات
عباس اميريفر، مشاور سابق او گفته بود: «من چند سالي هست که ارتباطي ندارم ولي ميدانم بعداز اينکه منتظر بود حکمي در مجمع تشخيص مصلحت نظام بگيرد با نيروهايش صحبت کرد که به هيچوجه موضعگيري نکنند. در فتنه اخير هم ظاهرا به نيروهايش گفته است که نه به نفع نظام و نه عليه نظام موضعگيري نکنند. بهنظر من اينها فکر ميکنند در دوره بعدي رياستجمهوري و يا در مقدمه آن يعني مجلس فضا براي آنها مناسب است که به عرصه انتخابات بيايند. تحليل من اين است که براي انتخابات برنامه دارند؛ براي انتخابات مجلس چراغ خاموش برنامه دارند و براي رياستجمهوري هم ميخواهند با تمام قوا وارد شوند.»
4 گمانه سکوت احمدينژاد
«خبرآنلاين» هم به اين سکوت اشاره کرد و نوشت: «رسانههاي داخلي، دلايل متعددي براي سکوت احمدينژاد در روزهاي بعد از اعتراضات، منتشر کردند. اين دلايل باعث شده که اين نگاه مطرح شود که احمدينژاد و تيم او در شرايطي مسائل را مطرح ميکنند که به ضررشان نباشد.» درباره سکوت احمدينژاد 4 دسته استدلال به شرح زير مطرح شده است: دسته اول؛ معتقدند پرونده قضائي نزديکان احمدينژاد احتمالا يکي از دلايل سکوت خبري اوست. اين رسانهها معتقدند «آنچه مشخص است مواضع احمدينژاد بر مبناي يک چارچوب فکري و دغدغه دروني نيست، بلکه مواضعش نسبت به منافع و خواستههايش قابل تغيير است و سکوت چند ماه اخير که خلاف رويه و منش رسانهاي اوست را ميتوان بر اين مبنا تحليل کرد.» دسته دوم؛ معتقدند: احمدينژاد برخلاف اظهارنظرهاي منتقدانه اين روزهايش، در دوران رياستجمهوري عملکرد متفاوتي داشته و از مدافعان گشت ارشاد و بهعبارت ديگر آغازکننده اين مسير به شکل فعلي بوده است. به همين دليل بعد از آغاز اعتراضات به گشت ارشاد که او در زمان رياست خودش بر دولت، مدافع آن بوده، سکوت کرده است. دسته سوم؛ با نگاه به آينده، اين گزاره را مطرح کردند که «احمدينژاد راوي اعتراضات و بهنظر برخي از افراد اپوزيسيون بخشي از حاکميت، به اين دليل سکوت کرده که بهعنوان عضو دوباره مجمع تشخيص مصلحت، برنامههاي بسيار بزرگي براي آينده دارد، اما فعلا زمان اجراي آن فرا نرسيده است.» دسته چهارم؛ ارزيابيها نشان ميدهد از مجموع 32عضو ثابت هيات دولت، شامل وزرا و معاونان سيدابراهيم رئيسي، 15 نفر آنها که معادل 47 درصد است، متعلق به جريان فکري احمدينژاد بوده و در دولت او هم مسئوليتهاي اجرايي داشتهاند. از اينرو بهنظر ميرسد يکي از مهمترين دلايل سکوت احمدينژاد نسبت به عملکرد دولت سيزدهم در حوزههاي اقتصادي، سياست داخلي، سياست خارجي و فرهنگ، اين است که مديران احمدينژادي در اين جايگاهها ايفاي مسئوليت ميکنند و احمدينژاد قادر به عبور از همکاران خود نيست. در سطح تحليل کلان، سکوت احمدينژاد بهدليل حضور شاگردان او در دولت، نشانه رضايت از پيشروي تفکر احمدينژاد است.»