من فکر ميکنم در دورهاي که کاشاني در تيم فوتبال اميد حضور داشت عملکرد او خوب بود. تيم اميد براي خروج از کشور يکسري نيازها داشت، بودجه و هزينهاي که براي اين تيم درنظر گرفته ميشد و همکاري که باشگاهها انجام ميدادند همه اين مسائل نشان ميدهد در آن دوره که کاشاني در تيم اميد حضور داشت يکي از بهترين دورهها بود. تيم اميد به لحاظ مالي و مديريتي خيلي خوب اداره ميشد. در آن زمان تيم اميد چندين اردوي خارج از کشور داشت، در حالي که اين تيم به دليل شرايط سربازي بازيکنان معمولا مشکل خروج از کشور را دارد، بنابراين به نظر من انتخاب دوباره کاشاني بهعنوان سرپرست براي تيم اميد ايده خوبي است. در حال حاضر تيمي که ما داريم بسيار متوسط است؛ متأسفانه سالهاست در بخش پايه کار زيادي انجام نشده و بازيکنان خوبي درست نکرديم. اتفاقا همان تيمي که در اختيار کاشاني و خاکپور بود به لحاظ فني جزو يکي دو تيم خيلي خوب در رده اميد بود که البته حاصل يک کار سازمانيافته براي توليد بازيکن ملي در فدراسيون فوتبال بود، من به همراه معيني و محمدي در آن زمان اين پروژه را راهاندازي کرديم و چهار پنج سال کار استعداديابي را انجام داديم، خيلي از مسائل را هم از نظر مالي و بومي در نظر گرفتيم تا استعدادي را از دست ندهيم؛ مسائل بومي و مالي در نحو انتخاب بازيکنان تأثيرگذار نباشد. يک استعداديابي در رده نوجوانان شد و آن تيم به رده جوانان تبديل شد و هدايت هر دو تيم هم برعهده محمدي بود. در رده اميد هم تيم ابتدا دست من و بعد به خاکپور رسيد؛ واقعا تيم فوقالعادهاي بود و بازيکناني که الان در تيم بزرگسالان از کريم انصاريفر، عليرضا بيرانوند و روزبه چشمي و ... بودند از همان پروژه هستند. بعد از آن افراد در فدراسيون تغيير کردند و ديگر پروژه و آن سازمان يافتگي که ما تعريف کرده بوديم از بين رفت. در اين نوع فعاليتها جزئيات و افرادي که کارها را مديريت ميکنند اهميت زيادي دارد. البته پروژه استعداديابي در آکادمي باشگاهها بايد انجام شود، اما فدراسيون به خاطر اينکه باشگاهها کمکار هستند؛ به صورت گلخانهاي تيمهاي اميد را درست کرد تا بتوانند جاي کار باشگاهي را بگيرند؛ در صورتي که اين فعاليتها جزو وظايف باشگاههاست، آنها بايد آکادمي داشته باشند و بازيکن سازي کنند. تصميمگيري در مورد تيم اميد برعهده فدراسيون است و کميته ملي المپيک نقش راهبري و نظارت را دارد؛ اين کميته در واقع به لحاظ مالي تيم اميد را حمايت ميکند، اما بودجه آن به اندازه لازم نيست و تيم اميد هميشه به لحاظ مالي به فدراسيون وابسته است، طبيعتا کاشاني براي فعاليتش در تيم اميد انتظارات و توقعاتي دارد و بايد ببينيم فدراسيون آيا ميتواند به آنها پاسخ بدهد يا خير. به نظر اگر اين دو همسو با يکديگر شوند بهتر از اين است که در جريان کار با يکديگر دچار چالش شوند. من از طرفداران کيروش نبودم و از طرفداران ماندن او در فوتبال ايران هم نيستم. نتيجه بازگشت کيروش به فوتبال ايران را در جام جهاني ديديم. به اعتقاد من او ديگر نميتواند به تيم ملي کمک کند و از زمان کمک کردن او به تيم ملي 6 تا 7 سال گذشته است و ما درجا زديم و اشتباه کرديم. اما اينکه چه کسي ميتواند به تيم ملي کمک کند و چه کاري بايد کرد، به نظر من بايد کساني در مورد اين موضوع تصميمگيري کنند که منفعت ندارند، مشکلي که گاهي وقتها در فدراسيون فوتبال و کميته فني پيش ميآيد افراد براساس منافع خودشان تصميمگيري ميکنند که شايد خيلي ملي نباشد.