بستن
کد خبر: ۱۰۴۸۳۹۳

آلترناتیوِ سوم در سیاست خارجی

آلترناتیوِ سوم در سیاست خارجی
مهدی مطهرنیا تحلیلگر مسائل بین‌الملل

نظام جمهوري اسلامي ايران، پارادايم حاکم بر روابط خود در عرصه سياست خارجي را بر گزاره « نه شرقي، نه غربي، جمهوري اسلامي»، بنا کرده است. استواري بر اين پارادايم در دهه‌هاي گذشته ماهيتي لغزنده به خود گرفته است. جهت‌گيري‌هاي نظام جمهوري اسلامي ايران به سمت شرق، با اين گزاره که ايران شريک راهبردي روسيه، و روسيه شريک راهبردي ايران است، تعارف ديپلماتيکي بود که بر اساس يک تکرار مدام در پايتخت‌هاي دو کشور و بر پايه نيازي که روس‌ها به بازي با کارت تهران در معادلات منطقه‌اي خاورميانه و جايگاه اين منطقه در نظام بين‌الملل داشتند، به يک باور تبديل شد. انقلاب اسلامي از همان ابتداي کار، خود را انقلابي خدامحورانه که تجلي آن در آيين اسلامي تعريف مي‌شد معرفي کرد. با اين حال به تدريج گرايشي را به سمت توسعه روابط با کشور‌هايي پيدا کرد که از سبقه‌هاي مارکسيستي- کمونيستي برخوردار بودند. روسيه اولين انقلاب مارکسيستي را تجربه کرده و چين نيز يک نظام مائوئيستي است. اين دو کشور اگرچه در برهه‌هايي بنا بر برخي مقتضيات، چرخش‌هايي را در سياست‌ها و رويه‌هاي خود تجربه کرده‌اند با اين حال به هيچ عنوان خالي از اين مفاهيم نيز نيستند. بالطبع همگرايي تهران با پايتخت‌هاي کشور‌هايي که داراي سبقه ايدئولوژيک و آييني هستند، از بدو آن دچار چالش معنادار است. اين گزاره‌ها در راستاي نفي غرب به عنوان هدفِ اصلي عمل مي‌کنند و وقتي هدف اصلي، نفي غرب و به‌طور خاص آمريکا باشد، هر آنچه که ضد آنها باشد، مشروعيت پيدا مي‌کند. در اين راستا، نزديکي به شرق جهت مقابله با غرب به عنوان يک اصل معنادار تعريف‌پذير شده و تلاش شده که نشان داده شود که چين در حال برکشيدن پاشنه‌هاي کفش خود جهت کسب قدرت بين‌المللي است. اگرچه مي‌توان چين را يک کشور پيشرفته بين‌المللي دانست. با اين حال، ميان «پيشرفت» و «توسعه» ارتباط وجود دارد، اما آنها مفاهيمي يکسان نيستند. رويداد‌هاي يک ساله اخير پس از جنگ اوکراين و تلاش آمريکا جهت زير سوال بردن جايگاه چين به واسطه مساله تايوان و سفر نانسي پلوسي و پس از آن سناتور‌هاي ديگر به تايپه، اين نکته را به خوبي نشان داد که چين حداقل در شرايط فعلي به خوبي مي‌داند که هنوز زمان رويارويي با واشنگتن فرا نرسيده است. برخلاف روسيه اين کشور تلاش کرد تا از زير بار تحرکات جنگ رواني دولت آمريکا خود را خارج کند و در سطح منطقه نيز شاهديم که پکن سعي دارد تا به متحدان کليدي و راهبردي آمريکا در مهم‌ترين منطقه ژئواستراتژيک جهان يعني خاورميانه نزديک شود. سفر اخير رئيس‌جمهور چين «شي جين پينگ» به عربستان سعودي و آنچه که در جريان اين سفر پيش آمد و برخي مواضع و اقدامات ضدايراني در قالب اين سفر طرح و انجام شد، حامل پيام‌ها و معاني زيادي بود. اين موضوع تا حد زيادي نشان دهنده اين است که ما در روند نوعي همگرايي بين‌المللي جهت برخورد با تهران هستيم. اين رو بايد توجه داشته باشيم که خيلي زود دير مي‌شود و به راحتي ديگر نمي‌توان راه سومي را در حوزه سياست خارجي تعريف کرد. زيرا از يکسو شما در مقابل خود جهان غرب را قرار داده‌ايد که با رهبري آمريکا و مديريت اروپا و کنشگري اجرايي اسرائيل در منطقه مي‌تواند يک وحدت عملياتي را شکل دهد و ائتلاف آمريکايي- اروپايي- اسرائيلي در کنار ائتلاف عربي- عبري- غربي قرار مي‌گيرد و ايران را در وضعيت سختي قرار دهد و از سوي ديگر، در داخل منطقه نيز کنشگراني نظير عربستان، ترکيه و همچنين اسرائيل را داريد که در پي ايجاد يک وحدت عملياتي جهت برخورد با ايران در«جبهه موافقت» هستند. با اين حال، برخي از اين واقعيت‌ها گويا مورد غفلت قرار گرفته است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی