آرمان ملی: یک فعال رسانهای در خصوص تالیفات خود اظهار داشت: البته من هم در نوشتن ملاحظات زیادی دارم و در نظر میگیرم، نمیتوان جوری نوشت که این شرایط حفظ نشود و آنگونه که باید انتقاد کنیم انتقاد نمیکنیم، به هر حال ما هم مجبوریم که شرایط را بسنجیم. احمد زیدآبادی در خصوص کتاب گرگ و میش هوای خرداد ماه گفت: اصل این کتابها یک زندگینامه در هفت جلد است. محور این کتابها مسائل مربوط به من و آن چیزی است که پیرامون من رخ داده. در این کتاب که شما نامش آمد، ماجرای سربازیام در دانشگاه امام حسین(ع) را روایت میکنم. در آنجا یک مشکل بوروکراتیک هم رخ داده که من آمدم آن را با جزئیات روایت کردم این مساله مهمی است. وی در خصوص مرجعیت مجموعه کتابهایش بیان کرد: مرجعیتش در قالب کتابی که یک روزنامهنگار نوشته، بله میتواند قابل استناد باشد. ما کتاب ناصر خسرو که یک سفرنامه است را میخوانیم و بعضا درباره مناسبات مذهبی هم صحبت کرده است. یا مثلا سفرنامه حاج سیاح محلاتی را میخوانید، این کتابها خودشان منبع هستند، ممکن است عدهای بگویند که این کتابها از منظر خود نویسندهها نوشته شده، اما اگر به سلامت شخصیت فرد اعتماد داشته باشیم و بپذیریم این مطلبی که نوشته شده دروغ نیست و آن مساله را واقعا تجربه کرده، این ماجرای خوبی است. این روزنامهنگار ادامه داد: من با برخی از این موارد شخصا درگیر بوده و به همین دلیل آن را با جزئیات نوشتم؛ اما با برخی موارد دیگر درگیری شخصی نداشتم و به صورت کلی از آن عبور کردم و اینکه نخواستم لزوما تاریخ نگاری مردمی را انجام دهم، چون خودم بخشی از مردم عادی بودم و تجربههای ریزم را نوشتم. این موارد یا جنبه کمیک دارد، یا تراژیک است یا یک ماجرایی را روایت میکند که اگر آن جزئیات وارد نمیشد، موضوع به دست نمیآمد. زیدآبادی تصریح کرد: در واقع من از آن دسته آدمهایی هستم که تلاش میکنم هرکاری که میخواهم انجام دهم رنگ خودم را داشته باشد. یک دورهای بود که سعی میکردم از نثر شریعتی در کویر استفاده کنم؛ اما بعدها این ماجرا را رها کردم و دنبال یک زبانی گشتم که برای خودم باشد اما به هرحال آدم وقتی آثاری را میخواند یک تاثیر پذیری از کتابها دارد. تاثیرپذیری به این معنا که اگر الان این کار را انجام بدهم بهتر است.