بهنام محمودي کارشناس واليبال کشورمان در خصوص مديريت اين رشته صحبت کرد. وي ايرادات سيستم مديريتي را بهطور خلاصه شرح داد.
شما از آن نسل باشکوه واليبال بوديد، واليبال به شکلي با شما آغاز شد، بعد هم وارد مديريت شهري شديد و کارهاي متفاوتي انجام داديد، الان سوال ما اين است که با توجه به تجربهاي که در کشتي و وزنهبرداري و بسکتبال وجود دارد که از دل خود اين رشتهها افرادي پست مديريتي در فدراسيون گرفتند، مثل رسول خادم، عليرضا دبير، هادي ساعي و...، چه زماني اين انقلاب در واليبال هم اتفاق ميافتد و بالاخره يک مدير از دل خود اين رشته انتخاب ميشود و کار ميکند؟ خود شما هم وقتي سنتان بالاتر برود ديگر انگيزه و هيجان کافي را نداريد، شايد حتي توان کافي براي مديريت وجود نداشته باشد، الان فکر ميکنيد شما و هم نسليهايتان براي تکان دادن اين واليبال چقدر انگيزه و توان داريد و کدام يکي از هم نسليها آمادگي انجام اين کارها را دارند؟
اين يک مصاحبه خودماني است و همين ابتدا عذرخواهي ميکنم اگر حرف خاصي زده ميشود، چون ما در مکتب ورزش صداقت و يک رو بودن را ياد گرفتيم، ورزش هم سياست نيست و ميخواهم صادقانه از ورزش بگويم. جا دارد از مرحوم يزداني خرم يادي کنيم که براي واليبال ايران زحمت کشيدند، آقاي داورزني هم زحمات زيادي کشيدند، اين چرخه طبيعت که شما يک پستي داريد و اين پست به شما وفا نميکند. آن جايي به شما وفا ميکند که شما با صداقت کاري را انجام دهيد. در اين شرايط هميشه هم مورد احترام جامعه و مردم هستيد و مردم به نيکي از شما ياد ميکنند. از مرحوم يزداني خرم هميشه به نيکي ياد ميشود، از آقاي داورزني هم. اما من اعتقاد دارم به سياست نظام و بيانيه گام دوم انقلاب که گفتند جوان ترها بيايند و چرخ کند مديريت کشور را سرعت ببخشند. من براي پيشکسوتان احترام قائلم و بايد از تجربههاي آنها استفاده شود، همان طور که در همين رابطه گفته ميشود از افراد پيشکسوت و با تجربه به عنوان مشاوره پاره وقت استفاده کنيد. من اعتقاد دارم اگر که عقب افتاديم علت اين است که کارها به دست آدمهاي با تجربه و متخصص نيفتاده است. زماني که ما ورزش ميکرديم ميگفتند ما ورزشي تحصيلکرده با تجربه نداريم، يا خيلي کم داريم، اما خداراشکر امروز به لطف دانشگاهها، تحصيلات و کارهاي اجرايي که جوانترهاي ما انجام ميدهند ما ورزشکاران با تجربه و متخصص داريم. خود آقاي سجادي در وزارت ورزش هم ورزشکار بودند. يکسري کارهاي سياسي در بدنه ورزش هست ولي توقع ما اين است که از خود ورزشکاران استفاده شود. ديگر آن دوران که يک فرد سياسي ميآمد، رانتي داشت و امتيازي براي تيمها، باشگاهها و مجموعه يک فدراسيون ميآورد گذشته است. ما نميتوانيم اين توجيه که اينها آوردهاي دارند را بياوريم چون درست نيست. از اين طرف ما جوانهاي خوب ورزشي داريم که ميتوانند کمک کنند.
اينکه خيليها ميگويند يک مدير حتما بايد ورزشي باشد يا يک وزير حتما بايد ورزشي باشد و...
حتما نبايد يک مدير ورزشي و يک وزير ورزشي باشد اما اگر ورزشي بوده باشد و تحصيل و تجربه کار اجرايي داشته باشد، خروجي کارش به مراتب از يک فرد غير ورزشي بهتر است. ما در بدنه واليبال افراد اصلحتر زيادي داريم، البته من کوچک همه هستم و منظورم به خودم نيست. ما هم شاگردي کرديم و دوست داريم کمک کنيم، البته به شرطي که ارج و قربمان حفظ شود. هرکس در اين سيستم مشغول به کار شود زير ذره بين ميرود، ولي ما کشور و پرچممان را دوست داريم و دوست داريم کمک کنيم. آقاي داورزني زحمت کشيدند و قدردان هم هستيم، ولي فقط تا مقطع معاون وزيري عملکرد ايشان خوب بود. من ادله هم ميآورم. آقاي ولاسکو از ايران رفت، ايتاليا چند وقت براي قهرماني در جوانان و نوجوانان و بزرگسالان برنامهريزي کرد؟ 5 سال، ولاسکو استعداديابي کرد، کميتههاي آموزش تشکيل شد و... در نهايت 6 سال در نوجوانان، جوانان و همين اواخر در بزرگسالان قهرمان شد. پس آنها کارشناسي شدهتر کار کردند. اگر قرار بود کاري انجام شود در همان 10 يا 15 سال آقاي داورزني بايد انجام ميشد. سقف کارهاي ايشان، در حد قهرماني آسيا، هشتمي ليگ ملتها و جامجهاني بوده است. الان نياز به يک مدير جوان و با انگيزه است که طرح داشته باشد و از تجربه با تجربهها هم استفاده کند. ولي کسي بياييد کار کند. چرا يک رئيسجمهور فقط 4سال ميتواند مقامش را حفظ کند؟ چون هرچه ميتوانسته رو کرده ديگر چيزي نمانده. ايرادي که داريم اين است که مديران ورزشي ما هيچ زماني 3 يا 4 تا جوان را به عنوان جانشينان خود تربيت نميکنند.