محمد سلامتي:
اهمال برخي مسئولان زمينهساز اعتراضات بود
اعتراضاتي اتفاق افتاد که جالب نبود و در اين ميان کارشناسان و نظريهپردازان زيادي به تحليل و زواياي آشکار و پنهان آن پرداختهاند. اين تحليلها گاه رنگ و بوي جناحي و جرياني موافق و مخالف بهخود ميگيرد و گاه با ارزيابيهاي شتابزده مورد سنجش قرار ميگيرد؛ تلقي سياستورزان و فعالان دو اردوگاه اصلاحطلبان و اصولگرايان بهعنوان دو جريان فراگير در سپهر سياسي کشور نيز از اين قاعده مستثني نيست. سلامتي فعال سياسي ميگويد: قبل از هر اظهارنظري لازم ميدانم به ريشههاي اتفاقات و حوادث اخير اشاره کنم. در واقع بايد اذعان داشت، اين ريشهها مربوط ميشود به مطالبات انباشته شده قشرهاي وسيعي از جامعه که مستقيم يا غيرمستقيم در بروز حوادث اخير موثر واقع شدهاند.
بخشي از مطالبات به حق است
البته اين توضيح لازم است که بخشي اين مطالبات به حق بوده و وظيفه مسئولان است که آنها را برآورده کند. اما متأسفانه سياستهاي اعمال شده نيل به اين مطالبات را دچار مشکل کرده است. در نتيجهِ اين سياستها به علاوه ندانمکاريها و سوءتدبيرها باعث شده در زمينهها و عرصههاي مختلف با مشکلات جدي مواجه شويم؛ بهطوريکه در زمينه اقتصادي که مهمترين آن بيکاري، تورم روزافزون و البته محدوديتهاي مبادلات اقتصادي باخارج از کشور است، با محدوديتهايي روبهرو هستيم. همچنين در عرصه فرهنگي برخي سختگيريها و در عرصه اجتماعي هم بهگونهاي عمل شده که به بياعتمادي بين مردم و دولت دامن زده شده است. سلامتي بيان داشت: شرح اين شرايط نشان ميدهد، علت اصلي اعتراضات مردمي را بايد در کوتاهي و اهمالهاي داخلي و البته مرتبط با عملکرد برخي دولتمردان و برخي مسئولان جستوجو کرد. البته بديهي است خارجيها از شرايط و زمينههاي پيش آمده به نفع خود استفاده يا بهتر است گفته شود، سوءاستفاده ميکنند. اما اگر بخواهيم اولويت مطالبات را که ميتواند مورد توجه اکثريت مردم باشد مشخص کنيم، بيترديد حل مشکلات اقتصادي است؛ لذا طبيعي بهنظر ميرسد که عمده معترضان پيگير حل اين مسائل باشند که متأسفانه، اما اين مهم نه تنها اتفاق نيفتاده است، بلکه چشمانداز روشني هم مشاهده نميشود. سلامتي درباره ماهيت اعتراضها تصريح کرد: بايد گفت، اين اتفاق بهدلايل مختلفي رخ داده است. همچنين نميتوان نسبت به جوان بودن جمعيت معترضان بيتفاوت بود. در واقع مسئولان اين بار با دستهاي روبهرو هستند که نسبت به همه امور نگاه خاص خودشان را دارند و از سبک زندگي بسيار متفاوتي تبعيت ميکنند. وي توضيح داد: از آنجا که شموليت مطالبات فرهنگي به شکل نشان داده شده در جريان اعتراضات، محدود است، نميتواند پشتوانه اجتماعي بالايي در کشور داشته باشد. درباره پشتوانه خارجي هم بايد گفت که هرچقدر اين پشتوانه قوي باشد، نه تنها پايدار نيست، بلکه در داخل حساسيتهاي منفياي را هم برميانگيزد. ضمنا! فقدان رهبري از ويژگيهاي از اين دست از اعتراضات است که خود زمينه سوءاستفاده و به انحراف کشاندن را براي هر گروه و توسط هر جرياني فراهم ميکند. با اين حال نميتوان ناديده گرفت که مطالبات مربوط به توسعه فرهنگي و توسعه سياسي بهطور کلي جزئي از مطالبات واقعي و به حق اکثريت جامعهِ در مرحله رسيدن طبقه متوسط به اکثريت است، يعني همان مرحلهاي که جامعه ايران در آن قرار دارد. سلامتي ميگويد: اگر چه بهنظر ميرسد، ظرفيت اعتراضي مربوط به مطالبات در حد سابقالذکر بيش از اين کشش نداشته باشد، اما لازم است مسئولان خود به اين امر توجه کرده و در جهت تامين حد معقول مطالبات معترضان اقدام کنند. سلامتي ادامه داد: در اوايل انقلاب اکثريت جامعه يعني بيش از 60 درصد جمعيت را طبقات کارگر و کشاورز و ديگر محرومان تشکيل ميدادند. اولويت مطالبات آنها اقتصادي مانند کار، مسکن بود. در آن زمان طبقه متوسط اقليت داشت؛ حدود30 درصد. اما اکنون طبقه متوسط اکثريت را داراست ؛ بيش از60 درصد. وي افزود: اولويت مطالبات طبقه متوسط سياسي و فرهنگي است. گرچه درحال حاضرمطالبات اقتصادي نيز فوريت خود راعيان کرده است، اما اين فوريت، اولويت مطالبات سياسي وفرهنگي را خدشهدار نکرده است. بنابراين مهمترين دليل اعتراضات اخير را بايد در مطالبات واقعي آنها جستوجو کرد. سلامتي خاطرنشان کرد: اگر دولتمردان اين واقعيت تاريخي را باورداشته و بپذيرند، ميتوانند پيشاپيش با برنامهريزي درست، هم به مطالبات جواب نسبي مثبت دهند و هم اعتراضات را از موضوعيت بيندازند. ليکن بيتوجهي به اين مهم و برخي بيتدبيري در اجراي قوانين و برخوردهاي نادرست، مسير حل مسائل را پيچيدهتر ميکند.