شيوه شيوايي
بهاءالدين خرمشاهي در شيوة شيوايي با نگارش 24 گفتار به نقد و بررسي اشعاري از برخي شاعران پرداخته است؛ کتابي که در موسسه انتشاراتي نگاه به انتشار رسيده و روي ميز تازههاي اين نشر قرار دارد. البته اين کتاب در واقع چاپ دوم از کتاب «نبض شعر» است که پيشتر از سوي نشر روشنمهر منتشر شده بود، اما مولف ضمن ويراست جديد، 4 مقاله را از اين مجموعه حذف و 4 مقالة تازه به آن اضافه کرده است. شاعراني که خرمشاهي در شيوه شيوايي به آثار آنها پرداخته، عبارتند از: مهدي اخوان ثالث، احمد شاملو، م. آزاد، سهراب سپهري، سيمين بهبهاني، مفتون اميني، بيژن جلالي، فريدون مشيري، عبدا... کوثري، علي موسوي گرمارودي، حسين عليزاده، نسرين بهجتي، شکوه سپه زاد، پونه ندايي، هيوا مسيح، مهدي مظفري ساوجي. خرمشاهي در پيشگفتار اين کتاب آورده است: «درست نميدانم در اين سيسالهاي که اين 24مقالة نقد شعر را نوشتهام، شعر امروز فارسي، اعم از نو و فرانو و حتي کلاسيک نوين، به چه راهي ميرود يا اصلا راه ميرود يا درجا ميزند. شعرداني محدود من خودآموخته و بيشتر غريزي است؛ اگرچه ادبياتچي هم هستم و سري يا سرکي به کتابهاي نقد شعر ميکشم يا نقدهاي خوب و متوسط و بدي را که در اين مدت نوشتهاند، گاهگاه خواندهام. در هرحال بيش از 4دهه است که بيشتر با شعر و ادب فارسي و کمتر شعر و ادب عربي و انگليسي اُنس دارم. از خوشبيني ذاتيام نيست که احساس ميکنم با اندکي آريتمي (کژآهنگي) نبض شعر در مجموع خوب ميزند. بزرگان شعر، چه کلاسيکپرداز نو، مثل مرحوم استاد سيمين بهبهاني و هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سايه)، چه نوسراي نيمايي ازجمله جناب استاد منوچهر آتشي وضع هنرشان خشنود کننده است؛ اما طيف وسيعي از شاعران جوان، نسل سوم بعد از نيما، که سپيدسرا هستند، نيز گاه ميدرخشند. اگر فقط دو مثال بزنم يکي جناب هيوا مسيح است و يکي هم خانم نسرين بهجتي؛ و خوشبختانه درباره هردوِ آنان در اين دفتر نقدي و نظري آمده است. بعضي معتقدند بنده با «هيوايي» خواندن شعر هيوا مسيح و نوشتن بلندترين نقد، در ميان اين نقدها و بلندتر از ميانگين نقدهايي که نوشته ميشود، در حق او مبالغه کردهام. يک احتمال هم اين است که اينان که اندکشمارند، در مبالغهاي که به من نسبت ميدهند، خود، به دام مبالغه گرفتار شده باشند.» در بخشي از اين کتاب ميخوانيم: «هنر، در بيرون نيست. مانند معناي زندگي و ارزش ارزشها (نه قيمتها) ريشه در درون دارد. هنر عبارت است از نگاه متفاوت و تفاوت و تنوع و طراوت نگاه. هنر عبارت است از تازه ديدن، از زاوية غيرتکراري ديدن اشيا/ ارزشها/ روابط کهنه يا مکرر يا روزمره، که اغلب از شدت ديده شدن، ديده نميشوند. هنر، هم بايد پيچيدگيها را ساده کند، و هم سادگيها را پيچيده.»
جرئت روياپردازي
کتاب «جرئت روياپردازي» با عنوان تکميلي چگونه محمد بن راشد رويايش را تحقق بخشيد از سوي انتشارات نسل نوانديش با ترجمه مريم نفيسيراد و مقدمه دکتر کمال رئوف در مهرماه 1401 منتشر شد. رائد برقاوي نويسنده، روزنامهنگار در قالب سه فصل شخصيت شيخ بن راشد، حاکم دبي را تحليل کرده و کوشيده به اين پرسش پاسخ بدهد که چگونه محمد بن راشد توانست در چنددهه دبي را به يکي از شهرهاي تراز اول جهان تبديل کند. نويسنده در اين کتاب به موفقيتهاي چشمگير دبي و امارات مانند پرتاب کاوشگر اميد که مصادف شد با جشن پنجاهمين سالگرد تاسيس امارات متحده که شيخ محمد در اين خصوص گفت: پنجاهسال قبل را از صحراي سيحالسديره آغاز کرديم و پنجاه سال جديد را از صحراي مريخ آغاز ميکنيم. نويسنده اين کتاب درباره شخصيت اين رهبر اينچنين ميگويد: «محمد بن راشد به تغيير مثبت عشق ميورزد، او از زمان روي کار آمدن، تغييرات زيادي در کابينه انجام داده است تا خون تازهاي به کار دولت تزريق کند و در دنيا پيشگام بوده و وزارتخانهاي مختص آينده، وزارتخانه ديگري براي خوشبختي، سومي براي هوش مصنوعي و چهارمي براي امنيت غذايي ايجاد کرد.» زنان جايگاه برجستهاي در انديشهي شيخ محمد بن راشد دارند، زيرا او معتقد است پيشرفت و ارتقاي دولتها در يکياز ابعاد آن، با توانمندسازي زنان سنجيده ميشود. نويسنده در ادامه خاطرنشان ميکند که از شيخ محمد چيزهاي زيادي آموخته که شايد برجستهترين دستاوردش که تاثيري قوي در زندگي حرفهاي او داشته انديشيدن به روشي متفاوت و جسورانه با تفکر خارج از چارچوب است.