افسردگي انواع مختلف دارد. از علامتهاي بارز افسردگي اين است که اتفاقاتي که قبلا فرد از آنها لذت ميبرده الان او را شاد نميکند. همچنين فرد افسرده يا بسيار زود تحريک و عصباني ميشود و يا خُلق پاييني دارد و حوصله حرفزدن و تحرک و انجام هيچ کاري را ندارد. افسردگي علامتهاي ديگري هم دارد . در برخي بيماران افسرده، خواب و اشتها مشکل پيدا ميکند. افسردگي ميتواند موجب اختلال در روابط فرد با ديگران شود. افراد افسرده بيش از انسانهاي معمولي به مرگ فکر ميکنند و بعضا دچار کابوس هستند. افسردگي ميتواند مشکلات جسماني مثل کمردرد و معده درد را همراه داشته باشد. براي تشخيص باليني افسردگي؛ اين علائم مذکور بايد حداقل براي دو هفته و مستمر وجود داشته باشند غمگيني با افسردگي کاملا متفاوت است. همه ما غمگيني را تجربه کردهايم. غمگيني ميتواند در اثر اتفاق و خبري بد براي مدتي کوتاه ايجاد شود. اينطور نيست که غمهاي معمولي انسان را به يک فرد افسرده تبديل کند. چون افسردگي دلايل مختلفي دارد و ميتواند مربوط به عوامل داخلي بدن انسان مثل عدم تعادل در ترشح هورمونهاي مختلف باشد. بخشي ديگر از افسردگيها در اثر عوامل محيطي به وجود ميآيند. فرد افسرده آنچه که برايش بسيار عزيز بوده را از دست داده و با فقداني بزرگ روبهرو است. با يک علامت نميتوان افسردگي را تشخيص داد اين علامتها بايد توأمان بوده و حداقل دو هفته مستمر ادامه داشته باشد. افرادي که بسيار درگير کارهاي روزانه و خسته هستند و زندگي برايشان تکراري شده است، ميتوانند با فعاليتهاي ورزشي و سفرهاي کوتاه از افسردگي خود پيشگيري کنند. درمان افسردگي در مراحل اول نياز به دارو ندارد افسردگي شديد نياز به دارو درماني دارد. افسردگيهاي شديد معمولا دوقطبي هستند. افراد دوقطبي گاهي کاملا افسرده و گاهي کاملا سرخوش هستند. مواقعي کاملا بياشتها و برخي مواقع کاملا پراشتها هستند. اين افراد برخي مواقع کمخواب و برخي مواقع پرخواب هستند. اين افراد کاملا افراطي هستند برخي مواقع خُلق بسياربالا و برخي مواقع خُلق بسيار پايين دارند. بسيار صحبت ميکنند و به ديگران اجازه صحبت نميدهند. اين افراد بايد کمي دارو مصرف کنند تا به حالت تعادل برسند. اما معمولا افرادي که در اثر عوامل محيطي افسرده و خسته ميشوند نياز به دارودرماني زيادي ندارند و با مراجعه به روانشناس بايد از راه درمانهاي شناختي، سبک زندگي خود را تغيير دهند تا روحيه آنها بهتر شود.