آرمانملي: نماينده کشورمان در مسابقات دوچرخهسواري آسيا در حالي از کسب مدال جاماند که پنچري دوچرخه و گمکردن شماره دلايل مهم اين اتفاق بودند!
مسابقات
مسابقات دوچرخهسواري کوهستان قهرماني آسيا به ميزباني کرهجنوبي در روزهاي پاياني مهرماه برگزار شد و دختر رکابزن ايران به مدال نرسيد. فرانک پرتوآذر، مليپوش کوهستان ايران و شانس اصلي کسب مدال براي ايران، در ماده کراس کانتري زنان به رقابت پرداخت و در پايان پنجم شد.
صحبتهاي پرتوآذر
فرانک پرتوآذر در گفتوگو با ايسنا درباره اينکه با وجود برنامهريزي که براي مدال مسابقات دوچرخهسواري کوهستان قهرماني آسيا داشت، موفق به گرفتن آن نشد، بيان کرد: بعداز مسابقات قهرماني آسيايي تايلند، در اين دو سال خيلي تلاش کردم تا بدنم را آماده نگه دارم و بتوانم در مسابقات قهرماني آسيايي 2022 کرهجنوبي نتيجه لازم را بگيرم. تيمم براي امسال يک ميلياردتومان براي من هزينه کرد و 20 هزار يورو تجهيزات در قهرماني آسيا همراهم بود و کاملا آماده بودم. مسابقات انفرادي قهرماني آسيا براي من خيلي مهم بود که هم سطح خودم را نشان دهم و هم ببينم براي مسابقات کسب سهميه المپيک و بازيهاي آسيايي در چه شرايطي قرار دارم. پرتوآذر در مورد پنچرشدن دوچرخهاش در مسابقات قهرماني آسيا اظهارکرد: پنچري جزو از رشته ماست و پيش ميآيد، اما اگر يک تيم برنامهريزي داشته باشد که در اين مواقع چکاري انجام دهد، زمان کمتري از دست ميرود. دوچرخه من در مسابقه پنچر شد و اگر سرپرست تيم (ناصر شهبازي) برنامهريزي داشت، لازم نبود که خودم مسير را پياده بروم تا طوقهام را عوض کنم و جايگاه سوم من احتمالا حفظ ميشد چون با نفر بعدي خود اختلاف زيادي داشتم. قطعهاي براي پنچري است که به اندازه يک بند انگشت است و اگر آن را داشتم داخل لاستيک فرو ميکردم و ديگر لاستيک دوچرخهام اينقدر سريع باد خالي نميکرد که مجبور شوم پياده دوچرخه را ببرم و زمان زيادي را از دست بدهم. او افزود: من اگر ميدانستم که هيچ برنامهريزي از سمت سرپرست - مربي که همراه تيم اعزام شد در اين مورد وجود ندارد، تجهيزات لازم براي اين شرايط را هم همراه خود ميبردم. همانطور که گفتم 20 هزار يورو تجهيزات همراهم بود و بردن وسايلي که قيمت آنها به 400 تا 500 هزار تومان ميرسد، کار خاصي براي من نبود و زمان زيادي را از دست نميدادم. پرتوآذر در پاسخ به اين پرسش که اطلاع داده بوديد چنين وسايلي لازم داريد؟ تاکيدکرد: اين وظيفه من نيست و سرپرست بايد لوازم را بياورد. اگر قرار باشد من بگويم کدام وسايل را بياورد پس سرپرست چه نقشي دارد؟ من تيمهاي ديگر را ديدهام و ميدانم که همه لوازم را با خود ميآورند تا دوچرخهسوار در حين مسابقه زمان کمتري از دست بدهد. به هر حال پنچري جزو مسابقه ماست، اما سرپرست همراه خود هيچ لوازمي نياورده بود تا اگر در حين مسابقه اتفاقي افتاد، آماده باشد و زمان کمتري از دست برود. حتي من خودم کار پنچرگيري را انجام دادم. براي من اين سوال مطرح است چرا نبايد تيمملي ايران همانند کشورهاي ديگر برنامهاي براي اتفاقات احتمالي داشته باشد؟ حتي ما خودمان به سرپرست گفتيم دو غلتک بياورد تا رکابزناني که همزمان مسابقه دارند، هر دو بتوانند همزمان از غلتک استفاده کنند، اما در محل مسابقات متوجه شديم يکي از غلتکها کار نميکند و حتي چک نکرده بودند که ببينند غلتکها سالم هستند يا نه. پرافتخارترين دختر دوچرخهسوار ايران در مورد دومين رقابت خود در مسابقات قهرماني آسيا که در ماده حذفي بود و در آنجا هم به مدال نرسيد، ادعا کرد: من هم حريفان را ميشناختم و هم با مسير آشنا بودم و 100 درصد مدال ميگرفتم اما متاسفانه سرپرست «شماره من» را از هتل با خودش نياورده بود و فراموش کرده بود. فاصله هتل تا محل مسابقه هم نزديک 35 دقيقه با اتوبوس بود و امکان اينکه برگردد و شماره را بياورد وجود نداشت. چون شماره نداشتم، نتوانستم سر زمان مشخصي که برايم تعيين شده بود، مسابقهام را شروع کنم و تا اينکه بخواهم دوباره شماره بگيرم طول کشيد و حدود 2 دقيقه ديرتر از زمان رسمي خودم، مسابقه را آغاز کردم. مدت زماني که مسابقه را دير شروع کردم به رکورد زماني من اضافه شد. براي من بسيار سخت بود که اين مساله را بپذيرم. با توجه به اين همه تلاش و هزينههايي که شده بود، اين اتفاق براي من ناراحتکننده است، اما به خودم ثابت شد که جزو رکابزنان برتر آسيا هستم.
نظر سرپرست
ناصر شهبازي، سرپرست تيمملي دوچرخهسواري کوهستان در قهرماني آسيا، بيان داشت: قضيه اين است که شانس مدال پرتوآذر در مسابقه کراس کانتري صددرصد بود که دورچرخهاش پنچر شد. روزآخر مسابقه بهخاطر استرس و اينکه تنها بودم شمارهها جا ماند، من شمارهها را چک نکرده بودم و پرتوآذر خيلي تاکيد داشت که شمارهاش 20 است و من شمارهاي را برايش گرفتم، اما وقتي سر خط استارت رفت، متوجه شد شمارهاش اشتباه است و 90 ثانيه طول کشيد تا دوباره برايش شماره بگيرم. همين مساله باعث شد به مسابقه نرسد. اينجا نميشود کسي را محکوم کرد. من تنها بودم يعني هم کارهاي سرپرستي تيم را انجام ميدادم و هم مکانيک. شما تصور کنيد در اين قضيه اشتباه گردن چه کسي است؟ شهبازي با تاکيد براينکه پرتوآذر نبايد اشتباه خودش را به گردن کسي بيندازد، عنوان کرد: پرتوآذر که شمارهاش را اشتباه گفت، گردن نگرفت و دليلش را استرس دانست. خوب نيست افراد اشتباهش را به گردن کسي بيندازند. با قطعيت سفر قرار شد بچهها هم يک گوشه کار را بگيرند، مثلا من روي فراز شکري بهخاطر تسلط به زبان انگليسي حساب کرده بودم، در واقع روي کار گروهي بچهها حساب ميکرديم. چرا که با يک نفر کار پيش نميرفت. من براي مسابقه حسين دانهيل در کراس کانتري روز اول از دستم رفت. بههرحال من کم نگذاشتم.