صرف نظر از آنکه ناآراميهاي اخير به کدام سمت و سو برود و دامنه اعتراضات کم و بيش همچنان ادامه يابد يا به کل سرد شود؛ چند نکته مسلم است. نخست آنکه هر قدر به جلوتر ميآييم نسلهاي بعد از انقلاب نسبت به نسلهاي گذشته مطالبهگرتر شدهاند. اما اولين مطالبه را دهه هفتاديها انجام دادند و به دهه هشتاديها که رسيد مطالبهگري بيشتر شد. ويژگي دومي که بايد از آن نام برد اين است که دانشگاههاي ايران بعد جديد تعاملات سياسي در ايران آينده خواهند بود. دانشگاهها بعد از يک خاموشي بيش از دو دهه يعني از زمان دوم خرداد به اين سو که دانشگاهها بعد از اتفاقات تير 78 ساکت شدند و بسياري تصور ميکردند که ديگر آبي از دانشگاهها گرم نخواهد شد و دانشگاههاي ايران مثل بسياري کشورهاي ديگر غير سياسي شدهاند؛ مهرماه 1401 نقطه عطفي شد و نشان دادکه جنبش دانشجويي يک جنبش نيرومند و بالقوه در جامعه ايران امروز است. لذا نه دولت، نه اصولگرايان، نه اصلاحطلبان، نه اپوزيسيون خارج از کشور، نه اپوزيسيون داخل کشور و نه براندازان هيچکدام عملا حسابي براي جنبش دانشجويي باز نکرده بودند. اولين اتفاقات در همان هفته اول آغاز سال تحصيلي در دانشگاه صنعتيشريف شاهد بوديم. اما امروز شاهد هستيم که وقتي در دانشگاه شريف دانشجويان رويه جدايي بين دانشجويان دختر و پسر را در سالنهاي غذاخوري به هم ميريزند و برخي نميتوانند جلوي آنها را بگيرند فردا همين داستان در دانشگاه علم وصنعت شاهد هستيم. اين فقط در بههم ريختن جداسازي تفکيک ميان دختر و پسر دانشجو نيست که شريفيها جلودار شدهاند. بلکه در سبک و شيوه مطالبهگري است که شريفيها جلودار شدهاند و نهايت تلاش خود را به کار ميبرند تا از برخورد فيزيکي رودررو با دانشجويان با رويکردهاي ديگر پرهيز کنند. البته اين مساله به واسطه باورشان به مسير غير خشونت است. هر اتفاقي که در آينده صورت گيرد يک چيز از حالا ديگر مسلم شده که مطالبه دهه نوديها بيش از دهه هشتاديها خواهد بود.