وقایع اخیر در ایران هرچند سویه اعتراضات واقعی را با خود همراه داشت و مسئولان باید خواست معترضین را در نظر بگیرند، اما باید اذعان داشت آن بخش از اعتراضات که وارد فاز خشونت شده است ریشه در هدایتهای رسانههای خارجی دارد که وابستگی آنها به پترودلارهای نفتی سعودی دور از ذهن نیست. برخی از کشورهای فرامنطقهای و منطقهای در آشوبهای اخیر نقش تخریبی ایفا کردند. از آنجا که رژیم آلسعود به عنوان یک رژیم قبیلهای و دیکتاتوری بالاترین حجم رسانههای ماهوارهای را دارد، نقش آنها در به اغتشاش کشیدن اعتراضات اخیر ایران باید مورد بررسی قرار گیرد. این رژیم غیردموکراتیک و سرکوبگر با داشتن یکصد شبکه ماهوارهای فعال و گردش مالی سالانه 10 میلیارد دلار در حوزه رسانه بیشترین تاثیرگذاری برای مهندسی افکار عمومی در منطقه را داراست. رژیم آلسعود با اینکه در طول سالهای گذشته مرتکب جنایات بیشماری شده وبرای نمونه میتوان از اعدام 80 جوان شیعه در روز روشن در برابر چشم رهگذاران آن هم با لبه شمسیر نام برد اما در برابر این جنایت با سکوت جامعه جهانی مواجه شده است. عربستان همواره از ایران با داشتن حکومتی دموکراتیک و نهادهای مدنی احساس خطر میکند. رژیم آلسعود و برخی کشورهای حوزه خلیج فارس از این جهت با تهران در تضاد قرار دارند و از هر حرکت مردمی برای تغییر ساختار قدرت در ایران و به خشونت کشاندن مطالبات مردمی استفاده میکنند. از این جهت در طول هفتههای اخیر عربستان سعودی با پولی که در شبکههایی مانند اینترنشنال خرج کرد بههمراه لابی صهیونیستها تلاش کرد تهران را کشوری آشوبزده نشان دهد. نکته جالب این است که این رسانهها در ارتباط با حقوق زنان در ایران میزگردهایی را برگزار میکنند، در حالی که در عربستان و بحرین بیشترین سرکوبها متوجه زنان است. آلسعود به دلیل چسبندگی با سیاستهای آمریکا و تلآویو از مصونیت بینالمللی برخوردار است. کشتارهایی که به صورت پنهانی در ریاض صورت میگیرد و قتل دردناک جمال خاشقچی روزنامهنگار برجسته سعودی در سال 2018 نشان میدهد که نگاه جامعه جهانی نسبت به پدیده حقوق بشر نگاهی غیر استاندارد است.