مذاکرات میان ایران و عربستان همچنان جزو مسائلی است که توجه ویژهای از سوی طرفین و عراقیها بدان مبذول شده است. اما برای تحلیل بهتر موضوع باید چند موضوع را تفکیک کنیم. نخست بحث اراده دو کشور است که به نظر میرسد با توجه به اعلام نظر دولت آقای رئیسی برای گسترش روابط با همسایگان اصل این موضوع توسط دولت ایران پذیرفته شده است. از طرف دیگر سعودیها نیز به دلایل مختلف از جمله نوع رویکردی که آمریکاییها به آنها دارند یا تحولاتی که در درون حاکمیت عربستان است و خود موضوع به نتیجه نرسیدن سیاستهای کلان عربستان در منطقه و بیرون از منطقه نشان میدهد که دو طرف علاقهمند به ارتقای روابط هستند. به نظر میرسد تاکنون نیز که شاهد 5 دور از مذاکرات و گفتوگوها بودیم از عناوینی که مطرح شده یا از اخباری که منتشر شده در مجموع روند مذاکرات مثبت بوده است. اما شاید این پرسش مطرح شود که با توجه به علاقه و تمایل و روند مثبت مذاکرات طرفین چرا هنوز به نتیجه نرسیدهاند؟ به نظر میرسد که به جهت حساسیتهایی که روی روابط ایران و عربستان وجود دارد و به جهت نقش بازیگرانه این دو کشور در منطقه و فرامنطقهای مثل کشورهای عربی یا آمریکا و اروپاییها سایر بازیگران دیگر نیز میتوانند بر این روابط موثر باشند و روی این موضوع تاثیرگذاری بالا دارند. لذا به نظر میرسد که علت اصلی به نتیجه نرسیدن مذاکرات ایران و عربستان بازیگران غیر منطقهای هستند. لذا اگر گذر زمان به این موضوع بخورد و جلوتر برویم شاهد حل موضوعات و بالطبع ارتقای روابط و حتی عادی شدن روابط خواهیم بود. آنچه عراق به عنوان واسطه و میانجیگر میان این دو کشور اخیرا مطرح کرده آدرس مناسب و خبر درستی است که عراقیها اظهار تمایل کردهاند که مذاکرات از سطح امنیتی به سطح سیاسی و دیپلماتیک کشیده شود. به نظر میرسد مقدمات و موارد اختلافی دو طرف حل شده و مذاکرات به مرحلهای از بلوغ رسیده که طرف واسط علاقهمند است مباحث به طرف مسائل سیاسی، ارتقای روابط تا بازگشایی سفارتخانهها برسد. به نظر میرسد این نشان یا علامتی که عراقیها مطرح کردند برای به توافق رسیدن دو طرف در بسیاری از موضوعات نشان دهنده حل مشکلات اساسی و هموار شدن روابط است. شاید بعضا علت تاخیر و به نتیجه نرسیدن بازیگران غیرمنطقهای باشند که بخشی از آن به مباحث ما با آمریکاییها و اروپاییها در بحث برجام و... بازگردد.