شما براي چه مبارزه ميکنيد؟ شما براي دريافت پشتيبانيهاي بيشتر براي تامين نيازهاي دانش آموزان، دريافت پشتيبانيهاي بيشتر براي نيروي کار پايدار، افزايش دستمزدها و قراردادهاي عادلانه مبارزه ميکنيد. معلمان بدون اينها قادر به آموزش نيستند... از اينرو من در کنار شما ايستادهام. شهر سياتل در کنار شما ايستاده است. خانوادهها در سراسر کشور در کنار شما ايستادهاند. ما از درخواست شما براي داشتن قراردادهاي عادلانه براي معلمان و دانش آموزان در يک زمينه چند فرهنگي پشتيباني ميکنيم. ما از درخواستهاي شما براي قراردادهايي پشتيباني ميکنيم که دربرگيرندهي توجه ويژه به دانش آموزان با نيازهاي ويژه براي دستيابي به کاميابيهاي آموزشي ميشود... آنها نميخواهند با من، بهعنوان يک معلم، در پيوند با عملکرد شغليام شفاف و باز رفتار کنند... آنها تنها ميگويند به ما اعتماد کنيد... موضوع پول و اختصاص بودجه براي آموزش و اختصاص بودجه براي آموزشهاي ويژه (به کودکان با نيازهاي ويژه) مطرح است. کاري که آنها اکنون انجام دادهاند اين است که بودجه اين آموزشهاي ويژه را کاهش دهند و در همان زمان اين دانش آموزان را در کلاسهاي درس عادي قرار دهند... بند بالا بخشهايي از سخنان يکي از معترضان در گردهمايي اعتراضي معلمان در شهر سياتلِ آمريکاست. اين گردهمايي که با برنامهريزي اتحاديههاي معلمان سياتل برگزار شد، در آغازين روز مدرسهها در اين شهر و ديگر مناطق پيراموني برگزار شد. به گفته رهبران اتحاديه و برخي از معلمان معترض، اين گردهمايي بهخاطر موضوعاتي همچون پشتيباني از سلامت روان معلمان، بودجه ناکافي، نسبت کارکنان براي آموزش دانشآموزان با نيازهاي ويژه و دانشآموزان چند زبانه برپا شدهبود. اما چند نکته: نخست آنکه صدا و سيما در گزارشي به اين اعتراضها پرداخته و با پخش کليپي از آن، مهمترين خواستههاي معلمان سياتلي را مطرح کرد. پخش اين گزارش و بازتاب آن در ميان معلمان ايراني گلايههاي فراواني را در پي داشته است. دلخوري و گاه خشم معلمان از اين روست که نزديک دو دهه از اعتراضهاي آرام، مدني، هماهنگ با اصول قانون اساسي و کاملا صنفي معلمان در کشور ميگذرد اما اين اعتراضها کمترين بازتاب ممکن را در صدا و سيما داشته است. گرچه اين رفتارِ فراگيرترين رسانهي کشور براي بسياري از مردم به شکل آزار دهندهاي عادي شده است اما همچنان از حساسيتِ عموم شهروندان بر اين رفتار دو گانه کاسته نشده است. پرسش بنيادين در اين زمينه آن است که چگونه است دستاندرکاران زير گوش و چشم خود را نميبينند و البته نميخواهند که ببينند! اما چندين هزار کيلومتر آنسوتر را با ولع ميپايند و با اشتياق و احساس برايش گزارش تهيه و پخش ميکنند!؟ اما نگاهي به سياههي خواستههاي معلمان آمريکايي نشان ميدهد که دستيابي به آنها ميتواند آموزشي کيفي، فراگير، عادلانه و کاميابانهاي براي همه دانشآموزان فراهم آورد. از اينرو در دو دهه گذشته در بسياري از ايالتهاي آمريکا آرامآرام شهروندان، رسانهها و بخشي از دستاندرکاران با اين خواستهها و اعتراضها همدلانه برخورد کرده و زمينه بهبود شرايط حرفهاي معلمان را فراهم کردهاند؛ داستان يکي از اين همراهيها در کتابِ مقاومت در برابر خصوصي سازي و نجات مدرسههاي دولتي آمريکا نوشته خانم دايان رويچ به فارسي برگردانده شده است. با نگاهي به سياهه خواستههاي صنفي معلمان خودمان درخواهيم يافت که بسياري از آنها، مانند درخواست آموزش رايگان، کيفي و فراگير و هماهنگ با اصل سي قانون اساسي، پولي سازي گستردهي آموزش، افزايش بودجه براي بهبود آموزش و آموزشگري، کاهش شمار دانشآموزان در کلاس، پيگيري بازماندگان از آموزش، رسيدگي به شرايط وحشتناک مدرسههاي فرسوده، بهبود شرايط کاري معلمان و توجه به معيشت و منزلت آنها و... مستقيم و غيرمستقيم به سود تکِتک دانشآموزان کشور و خانوادههاست و از اينرو نيازمند پشتيبانيهاي جدي از سوي همه شهروندان کشور است. بهبود شرايط آموزش که يکي از محورهاي مهم آن معلم است، بهبود دانش و بيش و مهارت در فرزندان اين کشور را درپي دارد. همه دانشآموزان حق دارند از معلم با انگيزه، راضي و پيگير برخوردار باشند؛ زماني اين حق ادا ميشود که شهروندان خواستههاي صنف- آموزشي معلمان را بشناسند و از آنها پشتيباني کنند.