از مهمترين ضرورتها و نيازهاي هر کشوري براي استقرار، ايجاد نظم اجتماعي، توسعه و شکوفايي، رفاه و خوشبختي مردم وجود اعتماد عمومي گسترده و ترويج آن است زيرا اعتماد عمومي از ارزشهاي مشترک بين مردم هر جامعهاي است. اعتماد ملي داراي آنچنان جايگاهي است که همه مردم بدان باور دارند و براي تحقق آن تلاش کرده و بهخاطر آن فدا کاري ميکنند. رشد و توسعه کشور، داشتن جايگاه احترام آميز در جهان پيرامون، موفقيتهاي اقتصادي و تجاري، افزايش دانش و نوآوري، درآمد سرانه کافي و رفاه عمومي، امکان حصول به تحصيلات عالي، شغل مناسب براي افراد مستعد و توانمند همچنين پيروزي در ميادي ن ورزشي و آوردن مقام در المپيادهاي جهاني و انجام اقدامات بزرگ خيرخواهانه و نيکوکاري در سطح ملي از جمله دستآوردهايي هستند که براي مردم ارزشمندند و بدان افتخار ميکنند و باعث توسعه اعتماد ملي ميشوند. در مقابل عدم تحقق وعدههاي انتخاباتي مسئولان و مقامات، وجود ناهنجاريها، افزايش رفتارهاي ضد اجتماعي، وقوع جرم و جنايت، اختلاس و فساد، سوءاستفاده از قدرت و مقام، انتصاب افراد نالايق به مقامات و مناصب اداري و حکومتي، ناپايداري زندگي خانوادگي و توسعه آسيبهاي اجتماعي و بزهکاري و اعتياد از جمله موضوعاتي هستند که اعتماد و باور عمومي را خدشهدار ميسازند. نکته قابل ملاحظه و دقت نظر آن است که اعتماد عمومي بهتدريج و با گذشت زمان و سعي و تلاش وافر با پيگيريهاي مجدانه و اقدامات و عملکرد موفقيت آميز مسئولان کشور و ترويج صداقت و پاکدستي و تسهيلگري توسعه مشارکت مردمي و احترام و تکريم مردم و توجه به خواستهها و نيازها و انتظارات مردم و افزايش اميد به زندگي و آينده بهدست ميآيد. بنا براين نبايد به بهاي اندک فروخته شود زيرا آنچه منجر به استقرار و استمرار اعتماد عمومي شده است با فداکاري و زندگي سالم و تلاش فراوان کسب شده است متأسفانه اعتماد عمومي با وقوع برخي ناتوانيها در انجام مسئوليت بهخصوص با سوءاستفاده از قدرت بهشدت آسيب ميبيند و نه تنها اعتماد از مقصران سلب ميشود بلکه اعتماد عمومي را جريحهدار ميسازد و به آساني قابل جبران نيست. پس بر متوليان امور است که با هر گونه عملکرد و رفتار خلاف و سوءاستفاده از مقام و امثالهم با قاطعيت برخورد شود و خاطيان به مجازات برسند تا اعتماد عمومي آسيب نبيند و پيوسته پايدار و سرافراز بماند. نکتهاي که بايد بدان توجه داشته باشيم، اشخاصي که با سعي و کوشش فراوان و از خودگذشتگي در سطح ملي و بهخصوص جهاني در موضوعي به موفقيت و مقامي ميرسند ديگر متعلق به خودشان نيستند بلکه جزو نمادهاي کشور محسوب ميشوند که هم خودشان هم مسئولان براي حفظ ارزشهايي که آنان کسب کردهاند بايد مورد مراقبت و توجه هميشگي باشند و سازوکارهاي لازم براي اين امر فراهم گردد اينطور نباشد که افراد تحصيلکرده توانمند در مشاغلي دور ازشأنشان به ناچار متولي شغلي شوند يا تحصيلکردگان مستعد و توانمند مجبور به مهاجرت از کشور شوند و ديگر کشورها از آنان به رايگان بهرهمند گردند در حالي که کشور به آنان نياز دارد. يا بهدليل کم لطفي افرادي ناپخته و کم دقت ثروتمنداني که سرمايهشان براي کشور ذيقيمت است و حتي افراد اهل خير و نيکوکاري بهخاطر بيمهري مسئولان سرمايه و امکاناتشان را به ديگر کشورها منتقل کنند و به فرار سرمايه منجر شود. اميدوارم آنچه درج شد براي توسعه اعتماد عمومي و رشد کشور موثر افتد.