مهدي ايلبيگي فيلمبردار سينما بيان کرد: دوست داشتم فيلمساز شوم و نميدانم چرا فيلمبردار شدم، شايد دليلش اين بود که خودم فيلمبرداري فيلمم را برعهده گرفتم و ديدم در اين کار بهترم. مهدي ايلبيگي درباره تجربه حضور خود در فيلمهاي کوتاه و تفاوت آن با فيلمبرداري در سينماي بلند گفت: حتما اين دو حوزه بيتفاوت با هم نيستند. هر دو حوزه شايد در ظاهر سينما باشند، اما شما در فيلمکوتاه محدوديتهايي مانند محدوديت زمان، محدوديت مالي، محدوديت ابزار و محدوديتهاي ديگر داريد. گاهي براي ساخت فيلم کوتاه، مجبوريد آن فيلم را بسازيد. يا دانشجو هستيد، يا مجبوريد کار را به جشنوارهاي برسانيد، يا فيلمنامهاي داريد که اگر همين الان آن را نسازيد، بيات ميشود. اين شرايط قطعا متفاوت از سينماي بلند است. تفاوتها در اين دو حوزه از تفاوت در انتخاب ابزار همچون دوربين و لنز آغاز ميشود تا تفاوت در کوچکترين امکانات حرفهاي. ايلبيگي درباره تنوع ژانر در سينماي کوتاه و تأثير آن بر حوزه فيلمبرداري هم گفت: وقتي اسم ژانر به ميان ميآيد، چيزي بهنام «تجربه» دنبال آن ميآيد. براي يک فيلمبردار هم جذاب است که مثلا فيلمبرداري فيلمي در ژانر جادهاي را برعهده داشته باشد. من امسال اين تجربه را داشتم و اميدوارم کار به جشنواره برسد و زحمات دوستانم ديده شود. گاهي هم دوست داريم خودمان دست به تجربه جديد بزنيم. از مدل انتخاب لنز گرفته تا زوايايي که ميتواني براي داخل ماشين انتخاب کني، همه اينها تبديل به تجربه جديدي در حوزه ژانر ميشود. اين فيلمبردار سينما درباره انجام همزمان چند مسئوليت فني در يک فيلمکوتاه توسط يک نفر اظهارکرد: شما فرض کنيد من ميخواهم فيلمکوتاه بسازم. با خودم ميگويم من فيلمبرداري بلد هستم. کارگرداني هم بلدم، طراحي صحنه هم بلدم اما براي طراح لباس يک دستيار ميآوردم که به من کمک کند. بعد احساس ميکنم خودم ميتوانم مجري طرح فيلم هم باشم چراکه روابط آن را هم دارم. بچههاي جوان گاهي همين مدلي فيلم ميسازند. وقتي طرف ميبيند همه اين کارها را خودش بلد است، با خودش ميگويد چرا دوروبرم را شلوغ کنم. بهويژه که براي فيلم کوتاه نيازي نيست اين همه عوامل دور هم جمع شوند و اين کار فرآيند توليد را هم اقتصاديتر ميکند. وي افزود: براي فيلم کوتاهي که بودجه دولتي در نظر گرفته شده بودجه آن تنها 70 ميليون تومان است، اما گردآوري عوامل و تأمين تجهيزات آن 300 ميليون تومان آب ميخورد، طبيعتا اگر آدم اضافه در تيم نداشته باشي، خيلي بهتر است. در عين اينکه تلاش ميکني کيفيت لازم را حفظ کني؛ اما از جذب عوامل اضافه جلوگيري ميکني. در اين شرايط هم سينماي بچهها مستقلتر ميشود و هم خروجي آن تأليفيتر ميشود. فيلمساز در اين شرايط خودش را محک ميزند. ايلبيگي در پايان مطرح کرد: من خودم دوست داشتم فيلمساز شوم و نميدانم چرا فيلمبردار شدم! شايد دليل عمدهاش اين بود که حين کارگرداني فيلمم، خودم فيلمبرداري آن را برعهده گرفتم و ديدم در اين کار بهترم.