آرمان ملي - صديقه بهزادپور: بازار متلاطم انرژي در پاندمي کرونا با آغاز جنگ روسيه و اوکراين شدت بيشتري گرفت؛ امري که قيمت سوخت را بهشدت با نوسان مواجه کرد اما به گفته کارشناسان درهم آميختگي بازار انرژي همواره از واقعيتهاي بسيار متفاوت و دستهاي پشت پرده در اين حوزه خبر ميدهد. اين درحالي است که چندي پيش بانک مرکزي آمريکا هشدار داد که اوضاع بحران انرژي در اروپا در حال بدتر شدن است و در گزارش اين بانک آمده طي ماه گذشته فضاي بحران گاز در اروپا خيلي سريع از شرايط بد به اوضاع وحشتناک تغيير کرده که دليل آن کاهش صادرات گاز روسيه عنوان شده است، بنابراين کاهش تامين گاز براي اروپا باعث شد تا هشدارها نسبت به تمام شدن گاز اروپا در فصل زمستان به شکل فزايندهاي افزايش يابد و اتحاديه اروپا از همين حالا در حال برنامهريزي براي سهميهبندي گاز براي فصل زمستان است که اين تنشها تاثير خود را روي قيمت گاز گذاشته و قيمت گاز در اروپا را 4 برابر کرده و اين مساله به افزايش شديد هزينه قبض گاز خانوارها و در نهايت به سهميهبندي گسترده گاز در کشورهاي عضو اتحاديه اروپا منجر شده است.
نوسانات قيمت سوخت از کجا نشأت ميگيرد؟
رضا پديدار، کارشناس انرژي در اين خصوص به «آرمان» ملي گفت: بحران انرژي حاکم برجهان مقطعي و ناشي از توليد و توزيع سوخت متناسب با شرايط مصرف دوران پاندمي کرونا بوده که به دليل نوسانات قيمت سوخت ايجاد شده، چراکه کاهشي شدن و فاصله افتادن در روند توليد و استخراج سوخت باعث شده تا بسياري از کشورها از منابع ذخيره شده خود استفاده کنند و در نتيجه مشکل حال حاضر در حوزه انرژي در حقيقت بيشتر از اينکه واقعي باشد ناشي از اعمال مديريت اقتصادي و سياسي دولتمردان در سطح جهاني و همچنين تغيير الگوي مصرف سوخت است.
بحران انرژي نظريهپردازي حاکمان اقتصادي - سياسي است
پديدار افزود: آنچه بر حوزه انرژي در سطح بينالمللي حاکم است بايد از شرايط رواني موجود در اين بخش بررسي شود و البته روي آوردن به انرژيهاي تجديدپذير، جنگ روسيه و اوکراين را در ايجاد شرايط فعلي در دايره جهاني انرژي نيز بيتاثير نيست، اما عاملي موقتي محسوب ميشود و ماندگار نخواهد بود و ايجاد نگرانيهاي فعلي اروپا در اين زمينه ساخته و پرداخته حاکمان و سهمخواهي آنها از معاملات بينالمللي است که در صدد مديريت شرايط فعلي به نفع خود هستند. پديدار درباره بحران انرژي در اروپا بيان کرد: شرايط جوي در اروپا و پيش رفتن به سوي فصل سرما و نيز تغيير الگوي مصرف و همزمان جنگ روسيه و اوکراين باعث شده تا برخي از کشورها مانند آلمان سبد انرژي خود را از کمتر از حدود 15 درصد مصرف ذغال سنگ به 30 درصد افزايش دهد و يا فرانسه با برقراري ارتباط با کشورهايي مانند ليبي دنبال منابع سوختي جديد باشد و البته در اين ميان جايگزيني انرژي هستهاي نيز باعث تغييراتي در الگوي مصرف جهاني شده که نتايج آن به شکل بحران کاذب انرژي ظهور کرده اما اين امر مسلما مقطعي است و بيشتر ساخته و پرداخته گروههايي است که از اين امر منتفع ميشوند.
سهم چين از بحران کاذب انرژي
اين کارشناس انرژي در ادامه گفت: اقدامات صورت گرفته از سوي چين در ذخيره کردن سوخت طي مدتي که کرونا در جهان حاکم بود عملي بسيار طبيعي تلقي ميشود، چراکه اين امر از سوي بسياري کشورها حتي قبل از کرونا نيز صورت ميگرفت و در حقيقت چين پيش از کرونا نيز حدود 45 درصد از منابع انرژي مورد نياز کشورش را خودش توليد ميکرد و ميزان واردات در زمان پاندمي نيز افزايش نيافت. پديدار معتقد است: افزايش محلهاي ذخيرهسازي سوخت در زمان پاندمي کرونا توسط چين در راستاي اعمال سياستهاي گستردگي و توسعه جمعيتي اين کشور صورت گرفته و اخبار منتشر شده توسط رسانههاي جمعي در اين باره که اين اقدام چين به بحران انرژي در جهان دامن زده حقيقت ندارد و در حقيقت چين فقط در راستاي تامين نيازهاي مورد احتياج خود در مقطعي که برخي از کشورها مثل ايران ناچار به فروش ارزانتر سوخت خود بودند اقدام به خريد زيرقيمت جهاني کرده و مانند هميشه پروسه ذخيرهسازي خود را، اما اين بار با قيمتي بسيار کمتر انجام داده است، هر چند اين اقدام نيز کاري خارقالعاده نبوده و حتي ايران نيز در زمينه ذخيرهسازي سوخت رتبه يک در خاورميانه را داراست و انتقادهاي صورت گرفته در اين زمينه و ايجاد بحران انرژي در جهان از سوي رسانهها بيشتر جنجالهاي اقتصادي و سياسي است. او همچنين بحران انرژي موجود در آلمان را نيز کاذب خواند و گفت: بايد دقت کرد که اخبار با واقعيتهاي جامعه انطباق داشته باشد. کشور آلمان در حال حاضر الگوي جديدي را در سبد انرژي خود تعريف کرده و به تغيير در مصرف انرژي با توجه به منابع موجود روي آورده و منابع پايدار انرژي در کشور و واردات از جمله ذخاير تعريف شده جديد در اين کشور است که با مديريت اين کشور براي موقعيت فعلي و آينده نزديک و حتي دور آلمان انجام ميشود.
ايران سهامدار واقعي بحران مصرف انرژي است
پديدار تصريح کرد: بر اساس گزارشهاي دريافتي، آلمان با وجود حدود 85 ميليون خودرو، مصرف سوخت برابر با ايران با حدود 25 ميليون خودرو دارد و اين ناشي از نبود الگوي مصرف صحيح در ايران و درک صحيح موقعيت بههمراه برنامهريزي درست مصرف سوخت در آلمان در مقايسه با ديگر کشورهاست که اين کشور را در حوزه انرژي خانگي و صنعتي نيز به الگوي برتر جهاني تبديل کرده و بهطور قطع و يقين آلمان با چنين مديريتي هيچگاه به بحران انرژي دچار نخواهد شد. بحران انرژي در اروپا و به ويژه آلمان هياهوي رسانهاي است که سياستهاي خاصي را دنبال ميکنند. اين کارشناس انرژي ادامه داد: ايران در حال حاضر در مصرف و بهينهسازي مصرف سوخت بهشدت با مشکل مواجه است و در بدترين شرايط قرار دارد و بهتر است به جاي اينکه به بحرانهاي جهاني کاذب بپردازيم منفعل نباشيم و در مسير تازهاي در انديشه بهبود شرايط کشور خود باشيم، ايران در حال حاضر حدود 7/5 برابر ميانگين مصرف جهاني انرژي مصرف ميکند و اين رقم در بخش مصرف سوخت خودروهاي کشور حدود 10 ليتر در هر 100کيلومتر در مقايسه با استاندارد 5/5 ليتر در هر 100 کيلومتر است و در مقايسه با شرايط موجود جهاني اين الگوي مصرف سوخت در ايران بحران تلقي ميشود که متأسفانه با مديريت مطلوبي نيز همراه نيست. او درباره راهکار بهبود اين وضعيت گفت: شناسايي مشکلات موجود بر اساس مختصات سياسي، اقتصادي و اجتماعي و تعريف الگوي مصرف بهينه و همچنين شفاف سازي در اقتصاد کشور راهکار اصلي رهايي از شرايط فعلي است تا ايران نيز با وجود بهرهوري از ذخاير سوخت مطلوب در کشور بتواند بر بحرانهاي حال حاضر و آتي فائق آيد.