شرايط برجام به سمت نگاه خوشبينانه و اينکه اين توافق انجام خواهد شد پيش ميرود. يعني اغلب به قضيه مثبت نگاه ميکنند و بر اساس نياز طرفين به اينکه اين توافق انجام بشود. البته اينکه گفته ميشود طرفين؛ مقصود نياز اروپاييهاست که به آمريکا فشار ميآورند که توافق کنيد. آمريکاييها نيز به دنبال اين هستند که شرايط را لحاظ کنند تا به گونهاي نشود که آنها انتخابات ميان دورهاي را از دست بدهند و مورد سرزنش لابي صهيونيستي قرار گرفته و تحت فشار قرار گيرند. لذا براي اينکه اين اتفاق نيفتد آمريکاييها مقداري احتياط ميکنند اگر نه به نظر ميرسد که آنها موافق اين امر هستند که اتفاق بيفتد چون اين ابزار و وسيلهاي براي اينکه اروپا در فشار گراني در مقابل اقداماتي که ميخواهند در مقابل روسيه انجام دهند در آن زمينه مدت مقاومت اروپا افزايش پيدا کند. از اين جهت براي ايران نيز مثبت است براي اينکه بتواند در کوتاه مدت مقدار زيادي انرژيهاي ذخيره شده خود را تا حدود صد ميليون بشکه بفروشد و پولهايي را در جاهاي مختلف داشته برگرداند. همه اينها کمک ميکند به بهبود وضعيت اقتصاد ايران. لذا در مجموع از اين کار استقبال ميشود و هم ايران از اين کار استقبال ميکند و هم طرفهاي مقابل استقبال ميکنند. البته اينکه گفته ميشود آمريکا احتمالا با تضمينهايي که ايران خواسته موافقت ميکند حتي به شرط موافقت نيز باز هم مشخص نيست که اين تضمينها چقدر اعتبار داشته باشد. يعني آن زماني که قطعنامه 2231 شوراي امنيت نيز پشتسر توافق برجام بود ترامپ خارج شد اما يک چيزي وجود داشت و آن اينکه قطعنامه 2231 شد ضمانت اجرا براي اينکه اروپاييها با آمريکا همراهي نکنند. اين بعدي که اکنون وجود دارد و گفته ميشود رئيسجمهور َآمريکا سخنراني کند و بخشي از تضمينها را بگويد يا اينکه وزير خارجه آمريکا نامه بنويسد و بخشي از اين تعهدات را بپذيرد و اينکه اروپاييها هم بيانيه بدهند و بخشي از اين تعهدات را بپذيرند که اگر مثلا آمريکاييها زودتر از موعد از برجام خارج شدند آنها جبران خسارت کنند در جاي خود خوب و شايد قابل استفاده و استناد باشد. اما در کل هيچ کدام ضمانت اجرايي جدي ندارند. پيشنهاد ميشود که همه اينها را نيز مثل قطعنامه 2231 دوباره قطعنامهاي کنند و شوراي امنيت پشتيبان اين داستان قرار گيرد و قطعنامه شوراي امنيت مقدار و درجاتي ضمانت اجرايي اين امر و کار را بيشتر بالا ببرد.