از هفدهم مرداد روز خبرنگار تقريباً دو هفته ميگذرد؛ در سالهاي گذشته اپراتورهاي تلفن همراه به مناسبت اين روز به خبرنگاران هديهاي اهدا ميکردند که شامل 200گيگ اينترنت سالانه از جانب هر اپراتور بود. اولين بار که چنين تصميمي اتخاذ شد با آغوش باز اپراتورها و با اتکا بر اصل صداقت از همه خبرنگاران خواستند که در سامانه اپراتور تلفن همراه خود براي دريافت سهميه اينترنت خبرنگاري ثبتنام کنند. و در چند سال بعداز آن نيز همان ثبتنام اوليه ملاک تمديد خودکار اينترنت خبرنگاران شد. سال گذشته بود که نزديک به روزخبرنگار زمزمههايي در خصوص لغو چنين هدايايي شنيده شد اما هرچند با تأخير دوروزه، اين هدايا براي همه خبرنگاران تمديد شد و البته در اين ميان انجمن صنفي خبرنگاران استان تهران نيز با وزارت ارتباطات و وزارت ارشاد براي تسهيل اين موضوع همکاري داشت. وليکن امسال همان حدسهايي که سال گذشته شنيده ميشد تحقق پيدا کرد و وزارت ارتباطات اعلام کرد که پس تاييد اسامي خبرنگاران از جانب وزارت ارشاد اينترنت را تمديد مينمايد. و شايد اين اولين قدم براي حذف خبرنگاران حقالتحرير و آزاد از هدايايي باشد که اپراتورها هبه ميکردند. چراکه وزارت ارشاد تنها خبرنگاراني را تاييد صلاحيت مينمايد که داراي سوابق بيمهاي از رسانه خود باشند و کيست که نداند اغلب نشريات به علت فشارهاي اقتصادي ترکيب اعضايشان از نويسندگان و خبرنگاران حقالتحرير تشکيلشده است که اغلب نيز از بيمه برخوردار نيستند. لازم به گفتن نيست که در تمام دنيا براي خبرنگاران حقالتحرير و آزاد احترام و ارزش ويژهاي قائل هستند چراکه آنها با فعاليت خود باعث رونق رسانهها و اطلاعرساني آزاد بهدوراز وابستگي به رسانه خاص ميشوند و درنتيجه به جريان اطلاعرساني سالم کمک بسياري ميکنند. ازآنجايي اغلب رسانهها سمتوسوهاي خاص تعريفشده دارند و محتواها بدان سمتها هدايت ميشوند، ولي روزنامهنگاران آزاد از اين قيدها رها هستند و دربند آن نيستند و در بيطرفي کار ميکنند. آنها از جانب هيچ رسانهاي مأمور نميشوند و سوژهها را با اختيار خود برميگزينند درنتيجه کاري که انجام ميدهند از روي تخصص صورت ميگيرد و اجباري در آن نيست. اجبار و اکراهي ندارند و ازاينرو معمولاً با دقت و جديت زياد وقت صرف کسب اطلاعات موثق و پرورش آن ميکنند چرا که کشف درستي و انتقال واقعيت منطبق بر تلاش آنهاست و در کارهايشان بسياري از حقايق را عيان ميسازند. در کشور ما نيز گرفتاريهاي اقتصادي، رسانهها را از داشتن خبرنگاران و نويسندگان ثابت و تماموقت محروم کرده، اما فرصت همکاري بسياري از کار بلدان حقالتحرير را براي آنها فراهم آورده است و همچنين براي تمام خبرنگاران حقالتحرير بدون رسانه فرصت بهرهمندي از اغلب رسانهها را در اختيارگذارده است. اما چرا هنوز در کشور ما فعاليت روزنامهنگار آزاد به رسميت شناخته نميشود؟ نگاه کنيد به نشستهاي خبري رئيسجمهور و هيات دولت و جشن روز خبرنگار وزارت ارشاد که چه تعداد خبرنگار آزاد بدان دعوت شدهاند؟ بايد پرسيد چرا فعاليت روزنامهنگاران حقالتحرير همچنان با ديده ترديد در حوزههاي رسمي مواجه ميشود؟ نمونهاش همين سوابق بيمهاي خبرنگاران براي تائيد فعاليت بهعنوان خبرنگار واجد شرايط دريافت اينترنت خبرنگاري که در اين حرکت وزارت ارتباطات و ارشاد حتي خود را ملزم به مشورت گيري از نهادهاي صنفي که بهطور حرفهاي در اين خصوص صاحبنظرند نميداند و شرايط ارزيابي خود را با ناديده انگاري بخشي از جامعه خبرنگاري لحاظ ميکنند؟بهراستي بهجاي معاونت مطبوعاتي چه کسي بايد حق فعاليت روزنامهنگاران آزاد را در بين دولتمردان و دستگاههاي رسمي به رسميت بشناسد و جا بيندازد؟ آيا قانوني هست که فعاليت روزنامهنگاران آزاد را منع کرده و يا به رسميت نشناسد؟ پس اگر هنوز قانوني در رد فعاليت روزنامهنگاران آزاد نداريم چرا وزارت ارشاد تاکنون حاضر نشده روزنامهنگاران آزاد يا همان حقالتحريري که طيف وسيعي از اهالي رسانه را تشکيل ميدهند به رسميت بشناسد و يا اگر ميشناسد چرا با وضع شرايط يکسويه در خصوص بهرهمندي از اينترنت روز خبرنگار آنان را از حقوحقوق خود محروم مينمايد؟