مانور رئیس دولت سیزدهم در مناظرههای انتخاباتی ریاستجمهوری بر روی عملکرد اقتصادی دولت وقت آنقدر جدی بود که همگان فکر میکردند که اگر نام ابراهیم رئیسی از صندوق آرا خارج شود، رشد اقتصادی و تورم تک رقمی را در انتهای یک سال عملکرد دولت وی مشاهده خواهیم کرد اما اکنون اگر از شهروندان پرسیده شود که پس از یک سال تا چه میزان شرایط اقتصادی بهبود یافته است پاسخ مثبتی از آنان دریافت نخواهید کرد. امروز تمام بخشهای فعالیت دولت از جمله اجتماعی، اقتصادی و حتی فرهنگی هم تحت الشعاع عملکرد منفی اقتصادی قرارگرفته است. وضعیت شرایط فرهنگی در دولت آقای رئیسی بیش از سایر بخشها جای بررسی دارد، وی نتوانسته موفقیت زیادی در زمینه فرهنگی به دست آورد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به این سو در تمامی دولتها مشهورترین چهرهها در وزارتخانههایی مانند ارشاد، آموزش و پرورش، علوم و تحقیقات به کار گرفته میشدند و انتظار هم همین بود که افراد فرهیخته در این بخشها حاضر شوند. رهبری هم همواره در زمینه فرهنگی دغدغههایی داشتند که مساله تهاجم فرهنگی را مطرح کردند. نگاهی اجمالی به رزومه وزیر آموزش و پرورش نشان میدهد نکته برجستهای در ارتباط با اینکه وی در زمینه آموزش و پرورش نظریهای داشته، وجود ندارد حتی ایشان فعالیت مهمی هم در گذشته در این وزارتخانه انجام ندادهاند. همچنین وزارت علوم و ارشاد نیز در گذشته حرف و طرح مهمی در ارتباط با سمتی که هم اکنون بر عهده دارند، نداشته و جالب اینکه مجلس شورای اسلامی هم به این افراد رأی دادهاند.در نتیجه فقدان تئوری در وزارتخانههایی که نامبرده شد مشاهده میشود بیشترین نخبگان و بیشترین میزان فرار مغزها مربوط به این سه حوزه است. زمانی که مغزها و نخبگان از کشور مهاجرت میکنند نوعی خلا در کشور ایجاد میشود. اثر فقدان نخبگان در کشور در درجه بیشتری از وضعیت بد اقتصادی است. چون دولت بحث خود را از ابتدا بر روی اقتصاد قرار داده است به این مساله فعلا کم توجه است.