پيشبيني شما در خصوص آينده روند ديپلماتيک براي احياي برجام چيست؟
آن چيزي که تا به امروز مشخص شده، اين است که راهحلهاي جديدي براي حل و فصل اختلافات ايران و آمريکا مطرح شده است و تقريبا تمامي طرفها متن جديد پيشنهادي را پذيرفتهاند. در اين ميان نيز آمريکا پذيرفته است که تضمين دهد که تا سال 2025 در برجام باقي بماند. شواهد و قرائن نشان ميدهد که آمريکا قصد ندارد در کوتاه مدت در سه جبهه در جهان درگير شود و به همين علت بعيد به نظر ميرسد تا ابتداي سال 2025 که بايدن قطعا رئيسجمهور است بار ديگر از توافق با ايران خارج شوند. بايد توجه داشت که همه چيز به تحولات پس از توافق بستگي دارد و مشخصا آينده توافق احتمالي را مشخص ميکند. ايران به هيچ وجه نميخواهد زير بار اتهامات و ادعاها در خصوص فعاليت هستهاي خود برود و به همين علت امروز تاکيد دارد که آژانس پرونده ايران را مختومه کند تا بار ديگر تلاشي براي متهم و تحريم کردن ايران صورت نگيرد. گزارشهاي آژانس عملا تبديل به بهانهاي شده بود تا در سالهاي اخير ايران را زير فشار قرار دهند و از اين طريق به خواستههاي خود برسند اما امروز ايران بر روي اين مساله تاکيد دارد و ميخواهد تا تمامي اتهاماتي که در قالب مسائل سياسي به ايران در حوزه فعاليتهاي هستهاي وارد شده است، مختومه شود. مشخصا اگر در اين حوزه هم توافق حاصل شود ميتوان انتظار داشت که در روزهاي آينده ميان ايران و طرفهاي ديگر برجام توافق شکل گيرد و پس از آن به سمت لغو تحريمها و عادي شدن وضعيت حرکت کرد.
تقابل اخير چين و آمريکا پيرامون تايوان تا چه ميزان بر تحولات اخير برجامي اثرگذار بود؟
به زعم آمريکاييها چين هم چالش بزرگي است. مدتهاست که منابع مختلف آمريکايي و محافل سياسي هشدار دادهاند که چين چالشي پيشرو است و آمريکا نبايد اجازه دهد که چين قد علم کند يا اينکه بتواند منافع آمريکا را زير سوال ببرد و مخدوش کند. اين است که بخشي از نيروهايشان را به آسياي جنوب شرقي بردند و اين قضيهاي که چندي پيش اتفاق افتاده برنامهريزي کردند. مساله به چالش کشيدن چين است و آزمايشي است که آمريکاييها با نشان دادن قدرت خود، سعي کردند بهرغم همه هشدارهايي که چين داده است به آن منطقه و تايوان بيايند و رئيس مجلسشان را به تايوان بفرستند و نشان دهند که بهرغم نارضايتي چينيها ما کار خود را انجام ميدهيم. تحت عنوان حمايت از دموکراسي يا اينکه يک چين تايپه مستقل و يا يک تايوان مستقل وجود داشته باشد و در واقع آمريکا چين را به چالش کشيده و تا آنجا پيش رفتهاند که چين بارها تاکيد کرد که کار شما بازي با آتش است ولي آمريکاييها با يک نمايش قدرت سعي کردند که مقام سياسي را به چين تايپه ببرند و چين هم جز اينکه رزمايشي انجام دهد و به گونهاي محاصرهاي داشته باشد و يک مانور نظامي انجام دهد، عکسالعملي به نيروهاي آمريکايي نشان نداده است. چين هنوز به اوج قدرت خود نرسيده و هنوز از نظر اقتصادي راه توسعه را پيش ميبرد و اين توانسته چين را به پيشرفت اقتصادي برساند و به عنوان قله دوم اقتصادي دنيا معرفي کند ولي از نظر نظامي هنوز چين کار دارد تا بتواند با قدرت نظامي آمريکا هم وزن شود و خود چينيها اين را ميدانند. بنابراين از نظر کاربرد نيروي نظامي چين هنوز محافظه کار است. يعني هنوز خواهان يک تنش رسمي و در سطح بالا و يا درگيري نظامي در سطوحي بالا و فراگير نيست اما با اين وجود ذهن سياستمداران آمريکايي را مشغول کرده و سبب شده تا کمتر در خاورميانه و اطراف ايران حاضر شوند و در اين عرصه تنشآفريني کنند. آمريکا براي تمرکز بر چين امروز تمايل دارد تا برجام احيا شود و اين بهترين گزينه براي آمريکاست.
تاکيد ايران بر حل مسائل پادماني با چه اهدافي در دستور کار قرار گرفته است؟
مشخصا ايران نميخواهد ابزار و اهرم فشار در اختيار طرفهاي ديگر برجام و به خصوص آمريکا باشد. ايران تلاش ميکند تا سوءاستفاده از مکانيزم ماشه که در برجام قيد شده است را خنثي کند تا بار ديگر در تنگنا قرار نگيرد. ايران امروز در غني سازي پيشرفت زيادي کرده و ميتواند زير نظر آژانس نيازهاي کشور از جمله نياز به سوخت را مرتفع کند. ميتوان براي اين شرايط سناريوهايي پيش بيني کرد مثلا ايران نظارتهاي اضافي را بپذيرد. يعني ايران همکاريهاي بيشتري با آژانس بينالمللي انرژي اتمي داشته باشد ولي ايران در واکنش به قطعنامه اخير مانيتورهاي آژانس و ابزار نظارتي آژانس را خاموش کرده است و اينها مسائلي است که به صورت عکس العمل نشان داده ميشود ولي ايران به همکاري خود ادامه ميدهد و کلا با آژانس قطع رابطه نميکند. چنين فشارهايي نميتواند تغييري قطعي در مواضع طرفين ايجاد کند. پيش بيني من اينچنين است و سناريوهاي سخت و وحشتناک و خطرناکي در پيشرو نخواهد بود. نه ايران خواستار چنين شرايطي است و نه اينکه اروپا و آمريکا خواهان ايجاد چنين تنشي در مقطع فعلي هستند. امروز غرب و به ويژه اروپا متقاضي انرژي حوزه خليج فارس هستند و براي تامين امنيت اقتصادي خود به اين انرژي نيازمند هستند و ايران در اين خصوص بازيگري کليدي است بنابراين اگر ايران بخواهد تنش زدايي کند و با غرب و با آمريکا سياست مدارا را در پيش بگيرد شکي نيست که آنها خواهان اين موضع خواهند بود. اگر تنشها کم شود و سرمايهگذاريها آغاز شود در حوزه نفت و گاز ايران سرمايهگذاريهاي جديدي ايجاد ميشود و ميتوان پيش بيني کرد که کمبودها ظرف شش ماه جبران شود و منابع گازي و نفتي ايران که مورد نياز غرب است آماده بهره برداري شوند.
احياي توافق در اين برهه زماني چه دستاوردهاي جانبي ميتواند براي ايران داشته باشد؟
مشخصا ايران نميخواهد برخي اختلافات گذشته بار ديگر زنده شوند و تلاش ميکند تا تنشها را به حداقل برساند. در همين زمينه تلاش ميکند تا با کشورهاي منطقه نيز رابطه خوبي برقرار کند. مشخصا در همين راستا برجام سبب ميشود تا ائتلاف عبري عربي عليه ايران نيز خنثي شود و کشورهاي عربي نيز کمتر عليه ايران جوسازي خواهند کرد. بايد توجه داشت که اگر بخواهيم از روابط با چين و روسيه و ساير کشورهاي منطقه خاورميانه بهره کافي ببريم بايد تنشزدايي را تا سطوح ديگري گسترش بدهيم. اگر برجام به نتيجهاي برسد و فوايد آن نصيب ملت ايران بشود موجب گسترش دايره تنشزدايي خواهد شد و به اين صورت نيست که برعکس اتفاق بيفتد. وقتي تنش و چالشي با غرب وجود دارد، اين مشکلات حتي به روابط ما با عراق نيز کشيده ميشود و در روابط ايران با پاکستان و هند نيز تاثير دارد. از اين رو ذوب شدن يخها بين ايران و غرب که هنوز نفوذ مالي و اقتصادي فراواني در دنيا دارند موجب ميشود يخ ارتباط با ساير کشورها نيز ذوب شود و خواه ناخواه نتيجه مطلوب به دست ميآيد و پيشروي ميکند. امروز وضعيت به گونهاي است که کشورها بايد با هم همکاري داشته باشند. اين موضوع در بيان مسئولان و مقامات عالي رتبه ايران نيز ديده ميشود که ميگويند بايد تعاملات با دنيا را گسترش داد.
پس از رسيدن به توافق احتمالي ممکن است اختلافات جديدي شکل گيرد؟
اصول کلي غربيهاست که امروزه بيشتر در اين جهت حرکت ميکنند يعني ميگويند ايران نبايد به قدرت تبديل شود و اصل اين است که ايران در همين چارچوب باقي بماند و با غرب تعامل داشته باشد. اين موارد تا حدودي در برجام ديده شده است تا ايران را در حوزه تکنولوژي هستهاي کنترل کنند و باب دوستي و مراوده با ايران را باز کنند و اين نگاه نه تنها منافع اقتصادي دارد بلکه تنشها را کم ميکند و در مسائل منطقه نيز دير يا زود ايران با توجه به وضعيت اقتصادي خود به اين نتيجه ميرسد که در منطقه مشارکت بيشتري داشته باشد و با کشورهايي همچون عربستان و کشورهاي عربي حوزه خليج فارس به نوعي توافق جمعي برسند و امنيت منطقه حفظ شود و ايران سهم خود را در امنيت منطقه داشته باشد و در مذاکرات همه جانبه مربوط به منطقه شرکت کند. در صورت بهبود روابط ايران و عربستان اين احتمال وجود دارد که باب چنين گفتوگوهايي در مورد امنيت منطقه در اين سطح باز شود.