مذاکرات احياي برجام از موارد بسيار مهم براي طرفين موضوع است و هر حرکتي در اين زمينه توجه جهاني را به خود جلب و آثار وضعي بر نرخ معاملات داخل کشور مانند ارز و طلا و روحيه فعالان عرصه اقتصادي و تجاري و حتي مردم عادي و بازار جهاني نفت دارد و لذا هر اقدام و تحرکي در اين زمينه بايد با دقت نظر کافي صورت گيرد. افزون بر آن سرعت در شروع مذاکرات جديد بين ايران و آمريکا با ميانجيگري نماينده اتحاديه اروپا و تغيير مکان مذاکرات به قطر که روابط دوستانه با طرفين دارد موجب شد که اين موضوع بيش از گذشته در کانون توجه جهاني و داخل ايران قرار گيرد و لذا اتمام بدون نتيجه مذاکرات و اعلام صريح آن توسط ميانجي مذاکرات سوالات مهمي مطرح ميشود که پاسخگويي به آنها ميتواند اذهان پرسشگر جامعه را اقناع کند. پرسش نخست اينکه؛ پس از نيمه تمام ماندن مذاکرات هستهاي وين، در مواضع کداميک از طرفين ايران و آمريکا تغيير لازم در جهت احتمال حصول توافق ايجاد شد که نياز به شروع ادامه مذاکره به شرحي که گذشت ضرورت يافت؟ ديگر اينکه اصولا پيشنهاد شروع مذاکرات بايد توسط طرفي باشد که موجب ناتمام ماندن مذاکرات سابق و اصولا پيشنهاد جديدي داشته و توانسته باشد، نظر ديگران را نيز جلب نمايد. ايران يا آمريکا چه صحبتهايي با نماينده اروپا داشتهاند که ايشان از ادامه مذاکرات استقبال کرده؟ حتما مواضع جديد و کارگشايي مطرح شده است. بينتيجه تمام شدن نشست نشانگر آن است که نظرات در طول مذاکرات تغيير يافته و يا اينکه موارد جدي مطرح شده که در تعارض با دستور کار مذاکرات بوده است. از طرفي مصاحبه سخنگوي دولت آن هم به جاي سخنگوي جديد وزارت امور خارجه روشنگر هيچ يک از سوالات و يا رافع ابهامات موجود نبود. اما آن عده که مانع اجرايي شدن توافقنامه اواخر دولت آقاي روحاني هستند و يا آناني که مخالف احياي برجام و در نتيجه لغو تحريمها هستند نيز خوب است که موضع خود را اعلام کنند و پاسخ اين پرسشها را بدهند که از مهمترين منابع مهم تامين درآمد بودجه کشور منابع نفت و گاز است. برخي ميادين نفت و گاز مشترک است از جمله بزرگترين ميدان گاز پارس جنوبي و سفره نفتي در مرز مشترک ايران و عراق؟ فرصتها مثل ابر بهاري در حال گذر هست و در سالهاي گذشته کشور نتوانسته از ظرفيتهاي موجود در زمينه صادرات نفت و گاز استفاده لازم را نمايد. در رقابتهاي سخت جبران عقبماندگيها يا غير ممکن است و يا بسيار دشوار. اينکه دنيا با سرعت به سمت استفاده از انرژيهاي پاک و تجديدپذير است و دوره استفاده از سوختهاي فسيلي رو به اتمام است. اگر صادرات نفت و گاز خام خوب نيست چرا آمريکا، روسيه، استراليا و... که پيشرفته هستند، نفت و گاز صادر ميکنند؟ بر فرض هم ايران ميتوانست تحريمها را بياثر کند که نتوانسته و در حاکميت يکپارچه هم اگر نوبت به مکانيزم ماشه در برجام برسد، همين مقدار نفتي که فعلا به چين فروخته ميشود ديگر قادر به صدور نخواهند بود. اما منطق حکم ميکرد، از اين ظرفيت مثل کشورهاي عضو اوپک و بهويژه عربستان، امارات، قطر، کويت عراق و سه کشوري که نام برده شد؛ استفاده کرده و زيرساختهاي کشور را گسترش و تقويت کند. واقعيتها حاکي از آن است که رژيم اشغالگر قدس، عربستان، امارات، بحرين، کويت و... با احياي برجام مخالف هستند و در نهايت با توجه به نياز بازار به نفت و گاز ايران، آيا اکنون بهترين فرصت براي احياي برجام نيست؟ پاسخ اين سوالات ميتواند مواضع برخي مخالفان برجام را بهطور صريح روشن کند.