آرمان ملي: نگاهي به انتخاباتهاي اخير مجلس يازدهم در اسفند 98 و رياستجمهوري سيزدهم در خرداد 1400 نشان ميدهد که اصولگرايان برخلاف دورههاي گذشته که بعضا شاهد اختلاف و تشتت در اين اردوگاه بوديم در دوره جديد براي کسب موفقيت و پيروزي اگر بگوييم اتحاد درون جرياني براي فتح بهارستان و پاستور در ميان اصولگرايان وجود داشت سخني به گزافه نگفتهايم. حتي اين مساله پس از انتخابات نيز زماني که مجلس اصولگراي يازدهم و دولت مورد حمايت اصولگرايان سيزدهم روي کارآمد نيز ادامه يافت و تا کنون همگرايي حداکثري ميان قواي مختلف يکي از نقاط قوتي بوده که حاميان دولت سيزدهم براي ادامه موفق مسير چهار ساله دولت به آن چشم اميد داشته و دارند. اين در حالي است که بروز و ظهور برخي اختلافات زودتر از آنچه انتظار ميرفت خود را نشان داد. البته اظهارنظرهاي مقامات دولتي، مجلسي و چهرههاي حزبي نشان ميدهد که زمينههاي اختلاف ميان اصولگرايان فراتر از موضوعات سليقهاي است. آنچنان که طي چند هفته اخير عملکرد دولت رئيسي که با حمايت اکثر گروههاي اصولگرا بر سر کار آمدند بعضا مورد انتقاد خوديها قرار گرفته و برخي تشکلهاي اصولگرا نسبت به عملکرد دولت و مجلس انتقاداتي را مطرح ميکنند. البته به عقيده برخي کارشناسان نيز عملکرد دولت و مجلس آنطور که بايد و شايد نبوده و جامعه نيز نسبت به برخي عملکردها چندان نگاه خوشبينانهاي ندارد. به ويژه اکنون که مردم در تنگناهاي اقتصادي ومعيشتي هم قرار دارند و منتظرند ببينند که دولت براي برون رفت از شرايط فعلي و رسيدن به ثبات و بهبود شرايط چه برنامهاي دارد.
ريشههاي واگرايي
اولين نشانههاي اختلافات سياسي در ميان اصولگرايان از سال 84 آشکار شد. هرچند که تلاش شد تا اين اختلافات علني نشود اما در گذر زمان با ميدان يافتن طيفهاي تندرو و جديد که باعث حاشيهاي شدن نيروهاي سنتي و ميانه اصولگرايان شد، اين اختلافات افزايش يافت. عدهاي معتقدند برخي از نيروهاي مدافع گفتمان اصولگرايي کلاسيک همچنان در چارچوب عدالتخواهي قدم بر ميدارند و تاکيد دارند شرايط زندگي محرومان در زمان اصولگرايان با توجه به شرايط جامعه، تحريمها و مشکلات اقتصادي نسبت به زمان گذشته سخت شده و مردم منتظرند تا چشماندازي براي حل مشکلات ديده شود. اين در حالي است که در جناح اصولگرا طيف سنتي و ميانه سالهاست که به حاشيه رفتهاند و جمعيت مؤتلفه، جامعه روحانيت مبارز تهران، جامعه اسلامي مهندسين و حتي جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي نقش و اثري در اداره قدرت ندارند. از طرفي نيروهاي ميانه چون علي لاريجاني و علي اکبر ناطق نوري عملا از محدوده رسمي کنار رفتهاند و آنها هم اثرگذاري در بلوک قدرت ندارند. اما مجموعههايي چون جبهه پايداري، حلقه دانشگاه امام صادقيها، جمعيت رهپويان، نواصولگرايان و... هر کدام ضمن وجود اشتراکات مسير متفاوتي را طي ميکنند و چالشهايي بين آنها وجود دارد. در اين ميان اگر چه تلاشهاي متعدد مسئولان وابسته به جريان اصولگرايي از جمله محمد باقر قاليباف تا کنون باعث شده تا تعدادي از وزراي دولت در مجلس استيضاح نشوند. با اين حال عدهاي نيز بر حذف محسن رضايي و صولت مرتضوي از کميسيون اقتصادي دولت به عنوان نشانه اختلاف، تأکيد دارند. اگرچه اختلافات موجود در جريان اصولگرايي هنوز در حدي گسترده نيست اما ظرفيت آن را دارد که دوگانه خاص خود را بسازد.
انتقاد يا تداوم حمايت
با توجه به برخي صحبتها و به قرائت برخي فعالان سياسي سهمخواهيها در خصوص انتخابات هيات رئيسه مجلس که مشخصا وزن کشي کوچکي ميان جبهه پايداري و ياران قاليباف تحت عنوان نيروهاي انقلاب بود به نظر ميرسد که اصولگرايان براي آنکه به معضل اصلاحطلبان در دوران رياستجمهوري روحاني مبتلا نشوند در تلاش هستند تا از پذيرش مسئوليت در تشکيل دولت طفره رفته و حمايت خود را به شکل مشروط ادامه دهند و نسبت به جدايي خود به دولت هشدار دهند. برخي کارشناسان بر اين باورند که تداوم اين وضعيت به صورت مستمر امکانپذير نيست و اصولگرايان مثل سابق از برخي چهرهها حمايت نميکنند. اما عده ديگري نيز معتقدند که در شرايط فعلي نبايد اين مساله را مطرح کرد چرا که با توجه به انتخابات مجلس پيشرو بايد حرفهايي بزنيم که رأي بياوريم. پس با وجود تمام انتقادات، اصولگرايان از هيچکسي غير از رئيسي حمايت نميکنند و او در 1404 مجددا به پاستور راه پيدا ميکند.