نازايي نه فقط ميان انسانها مطرح است، بلکه در بين موجودات ديگر نيز بهشکلهاي مختلف و متفاوت وجود دارد. معمولا در بين گياهاني مثل خرما، باروري بين نر و ماده بهدست انسانها صورت گرفته و موجب افزايش توليد اين محصول پر مصرف ميگردد. همچنين زيتون نيز داراي تنوع جنسي نر و ماده است و درختان نر، محصول خوراکي نميدهند. اين درخت که در کشورهاي مناطق گرمسيري و مديترانهاي و در قسمتهايي از کشور ما قابل بهرهبرداري است، نيز از موضوع نر و مادگي برخوردارند. کوهپايه منجيل و رودبار که محل اصلي کشت زيتون است، داراي باغ و درختان زيتوني مرغوبي است. خواص متعدد اين محصول و نقش مهم آن در سلامتي موجب توجه روز افزون مردم به اين دانه مفيد و مشتقات مختلف آن گرديده است. اما اخيرا خبر تاسفباري که در رسانهها منعکس شد، چندين هزار اصله درخت زيتون که با تلاش فراواني پرورش يافتهاند، بعد از هشت سال مشخص شده که اين درختان نازا بوده و اينهمه زحمت و هزينه برباد رفته است. در شرايطي که آب بهعنوان يک سرمايه گرانبها در کشور ما با کمبود مواجه است و در بسياري از نقاط با دشواري و زحمت ميتوان آب اشاميدني تهيه نمود، چرا بايد هزاران ليتر آن براي درختاني که زيتون نميدهند به هدر برود؟ خوشبختانه رياست محترم قوه قضائيه با دقت و کياست به اين موضوع ورود کرده و با طرح سوالات تخصصي مديران و دستاندرکاران اين طرح را با تنگنا مواجه نمودند. چگونه هنگام خريد نهالهاي مزبور به نر يا ماده بودن آنها توجه نشده در حاليکه در روستاهاي دور دست، کشاورزان و باغداران منطقه به اين نکات توجه مينمايند؟ چگونه در طول اين سالها پي به نازا بودن اين درختان نبردند؟ چه افرادي در اين مورد قصور داشته و چنين زيان خارج از تصور را به مردم و بيت المال وارد نمودهاند؟ غير از پروژه ياد شده ديگر چه طرحهايي به چنين سرنوشت تلخي دچار خواهند شد؟ 20هزار هکتار زمين زير کشت زيتون بيمحصول و مصرف هزاران ليتر آب و همچنين مقادير قابل توجهي از کود با همراه هشت سال از عمر ارزشمند انسانهاي تلف شده و نتيجه هيچ. معلوم نيست چندين اشتباه يا عمد مثل اين طرح به اجرا در آمده و در محاق سکوت و چشم پوشي دفن شده است.