مرحوم حسين عبداللهي را چگونه تعريف ميکنيد و اساسا وي چه تاثيري در اين عرصه داشت؟
من ابتدا براي برادر بسيار عزيزمان مرحوم حسين عبداللهي طلب آمرزش و غفران الهي دارم که کوچ زودهنگامي داشتند و به جوار حضرت دوست شتافتند. ولي خب غصه و درد و فراغ براي ما بازماندگان باقي ماند. نقش آن مرحوم در روزنامه آرمان ملي در خط و ربط و سير و جهت دهي به نفع مردم و بيان حقايق و پرداخت هزينهها نقشي ستودني بود. مرحوم عبداللهي جواني دوست داشتني بود که به نظر من با توجه به سن و سالي که داشت و تازه وارد ميانسالي ميشد در عرصه مطبوعات خيلي خوش درخشيد و توانست در غربت جريان اصلاحات و حتي اعتدال جزو پيشتازان، طلايهداران و پرچمداران نگه داشتن اين سقف و وضعيت باشد و اجازه پيشروي به جريان تماميت خواه ندهد. از اين جهت بايد واقعا فقدان ايشان را به سوگ نشست و در نبود مرحوم عبداللهي دريغ خورد. ولي در عين حال اميدواريم که اين رويشها در جامعه کماکان ادامه داشته باشند و ديگراني بيايند و با انگيزه بهتري کار کنند و جاي ايشان را بگيرند. هرچند که هر کسي در نقشآفريني در جاي خود مينشيند و از اين جهت من خودم مفتخرم در فضايي که مرحوم حسين عبداللهي ايجاد کرد قلم زدم و مصاحبه کردم وحقايقي را گفتم که به نفع مردم و کشور تشخيص ميدادم. از اين جهت به نظر من کم نيستند افرادي که خود را وامدار مرحوم عبداللهي ميدانند. انشاءا... که روحش با اولياي خدا محشور باشد.
به جهت شناختي که از مرحوم عبداللهي داشتيد و ارتباط آن مرحوم با مرحوم آيت ا... هاشمي نوع عملکرد رسانهاي مرحوم عبداللهي را چطور ارزيابي ميکنيد؟
من از حجتالاسلام عليخاني شنيدم که مرحوم حسين عبداللهي حکم مشاور هم از مرحوم آيتا... هاشمي داشت که براي من جالب بود و اين را نميدانستم. ولي کلا مرحوم عبداللهي از سنش فراتر عمل کرد. اينکه تشخيص داد خط اعتدال و جرياني که آقاي هاشمي نمايندگي ميکرد که معتقد بود جريان اصلي تشيع است خوش فکري آقاي عبداللهي را نشان ميداد. خوب ما ميدانيم که هنوز هم دفاع از هاشمي هزينه دارد اما حسين عبداللهي اينها را فهميد و روي اين موضع ايستاد و درک بالايي داشت. چون درد را حس ميکرد درک خود را متناسب اين درد تنظيم کرده بود و به نظر من از اين جهت نمره بالايي دارد. چون نمره آدمها در ايستادگي بر باورهايشان و مقابل مصلحتهايي است که در قبال باور، وجدان و جامعه خود ايفا ميکنند. من فکر ميکنم ايستادگي آقاي عبداللهي که روزنامه بر منهج اعتدال و ايستادگي حرکت کند و هر روز عکس و تيتر از آقاي هاشمي و جريان ايشان باشد قابل تقدير است. در حدي که متهم شد که اين روزنامه خانوادگي است؛ در حالي که اصلا اينگونه نيست و آنهايي که از نزديک ميدانند خبر دارند که خانواده هاشمي از اين جهت کمتر ارتباطي داشتند. باور آقاي عبداللهي اين بود که جرياني را که آقاي هاشمي نمايندگي ميکند و محور است تقويت کند که باور درستي بود. چون آقاي هاشمي عملا هم نشان داد که نسخهاي که براي داخل کشور پس از 88 نوشت و نسخهاي که براي روابطمان با کشورهاي منطقه به خصوص عربستان نوشت و نسخهاي که براي تعامل با آمريکا و اروپا در قضيه برجام به دولت روحاني اصرار کرد دليل تشخيص درست امثال مرحوم حسين عبداللهي در خصوص راه در پيش گرفته شده است.
شرايط روزنامههايي مثل آرمان ملي و ادامه روند حرکتي آنها را چطور تحليل ميکنيد؟
در مورد روزنامه آرمان ملي ما توقع داريم که به همان سبک و سياق سابق کار ادامه پيدا کند. کلا روزنامههايي که مثل آرمان ملي کار ميکنند روي تيغ حرکت ميکنند. از يک طرف دستگاههايي که مطالبهگر هستند و از طرف ديگر بايد به مردم پاسخ دهند و با بيان حقيقت رسالت خود را ايفا کنند و بين اينها نيز جمع کردن کاري بسيار مشکل است که ما ميدانيم با خطابها اتهامها و... مواجه بوده مثل همه دوستاني که در اين زمينه کار کردند. تصور من اين است که کار سختي است و اصلا مسئوليت و ارزش کار را همين سختي آن نشان ميدهد. امروز رسانههايي که رويکرد اصولگرايي دارند هيچ مشکلي ندارند ولي اين طرف چون حرف متفاوت زده ميشود دچار محدوديتهايي ميشوند که ما ميدانيم خيليها توان، تحمل، باور و پذيرش اين سختيها، محروميتها ومحدوديتها را ندارند. چه کسي بهتر از منتقدين اصلاحطلب و معتدل که دولت را نقد کنند و ضعفها را بگويند. آن رسانههايي که در انتخاب وزرا حمايت کردند بايد هم به به و چه چه کنند، ولي اين طرف است که آقاي رئيسي ميتواند خود را در آينه نقد اصلاحطلبان و روزنامههايي مثل آرمان ملي، اعتماد، شرق و... ببينند و راه درست را در پيش بگيرد.
از نظر شما با وجود مشکلات کار حرفهاي در روزنامهنگاري براي اصلاحطلبان، رسانههايي مثل آرمان ملي تا چه ميزان توانستهاند بر معيار استقلال و سبک حرفهاي کار کنند؟
من فکر ميکنم در خصوص اين روند حرفهاي نمره اصلي را مردم ميدهند و استقبالي که مردم از چنين روزنامههايي کرده و ميکنند ملاک درستي عملکرد اينها است و به نظر من نمره اصلي را مردم ميدهند. هرچند که حفظ اين استقلال رويه و اعتدال و اينکه انسان طرف مردم را بگيرد و کاستيها را به نفع مردم بيان کند کار سختي است و البته قادر و فاعل به پرداخت هزينههاي خود باشد و در اين قضيه نمره خوبي به روزنامههايي مثل آرمان ملي تعلق ميگيرد . به هر صورت مردم داور خوبي هستند و استقبالشان از اين روزنامهها و باز نشر آنها ميتواند نوعي دلگرمي براي دستاندرکاران روزنامههاي اصلاحطلب باشد.
با توجه به شرايط فعلي و اعتمادي که در جامعه کاهش يافته و اميدي که کم شده رسانههاي اصلاحطلبي مثل آرمان ملي چطور ميتواند در جامعه تاثيرگذار ظاهر شوند تا مردم هم رويکرد مثبتي به آنها داشته باشند؟
به نظر من روزنامههاي اصلاحطلبي مثل آرمان ملي کماکان بايد درصدد افزايش آگاهي بخشي، اطلاعرساني و بيان حقيقتها و واقعيتها به مردم باشند. اکنون نيز به نظر ميرسد به دليل گسترش مجازي سطح درک و اطلاعات مردم بيشتر شده بايد رسانهها به سمتي بروند که با بيان نقدها و انتقادات مردمي به دولت و حاکميت بتوانند اين نقش را ايفا کنند که سطح هوشياري و درک برخي مسئولان به حد مردم بيايد. اين اتفاق خوبي نيست که مردم به جهت درک برخي از امور از برخي از برخي مسئولان جلوتر بيفتند و اينگونه جامعه به سختي اداره ميشود. اگر جامعهاي نداند که مسئولينش درست آن را اداره ميکنند و راهحلهاي جامعه بهتر از راهحلهاي برخي مسئولان است نااميد ميشود. من فکر ميکنم که روزنامه بايد از اين جهت هشداري باشد با بيان انتقاد و ديدگاههاي مردم و بهخصوص نخبگان که دولت بر اساس آن نسخه بتواند راه خود را پيدا کند.