آرمان ملی: اگرچه مذاکرهکنندگان برجامی با پیشنهاد ناگهانی روسیه برای دریافت تضمین از آمریکا جهت تحریم نشدن مناسبات تجاری خود با ایران، مواجه شدهاند و برخی خبرها نیز از تعلل کاخ سفید در پذیرش برخی خط قرمزهای ایران حکایت دارند اما همچنان گمانهزنیهای غالب، امضای توافق نهایی را دور از دسترس نمیدانند. این تحولات مهم برجامی در شرایطی رخ داده که نمایندگان مجلس، برخلاف خطونشان کشیدنهای پرشمار برای آمریکا، برای موضعگیری علیه تضمین خواهی کرملین که مذاکرات را تحت تأثیر قرار داده و حتی فرجام برجام را با مخاطره جدی مواجه کرده، انگیزه و تمایلی ندارند و در معدود موضعگیریهای رسانهای شده، نوعی همدلی آشکار و پنهان بهارستانیها با مطالبات برجامی پوتین دیده میشود. سوای موضع قابلتأمل نمایندگان مجلس درقبال طرفین مذاکره غربی و شرقی ایران در وین، سوال اینجاست که بهارستانیها در نقد عملکرد برجامی دولت رئیسی، تاکنون، چه واکنشی داشتهاند؟ و در صورت نهایی شدن توافق، اعضای قوه مقننه چه موضعی درقبال امضای دولت سیزدهم پای توافقنامه احیای برجام خواهند داشت؟
سه موضع برجامی در بهارستان
در نگاهی کلان، با شاخص موضعگیریهای فردی نمایندگان قوه مقننه درباره مذاکرات برجامی، بهارستان نشینان به سه گروه اصلی تقسیم میشوند: گروه اول: مخالفان مذاکرات وین این گروه در زمان مذاکرات برجامی دولت روحانی، اکثریتی سازمانیافته و قدرتمند در مجلس بودند که کمیسیونی موسوم به «کمیسیون برجام» را در مجلس قبل راهاندازی کرده و از کارشناسان همسو با خود و ازجمله، سعید جلیلی و علی باقری برای نقد برجام دعوت میکردند و مجلس را به یکی از سنگرهای اصلی حمله به برجام و دیپلماسی هستهای روحانی تبدیل کرده بودند. آنان اینک و با استقرار دولت اصولگرای رئیسی به اقلیتی کم شمار و فاقد نفوذ تبدیل شدهاند که خاستگاه سیاسی بیشتر آنان، جبهه پایداری تندرو است و محمود نبویان، عضو این جبهه و دانشیار گروه فلسفه مؤسسه امام خمینی وابسته به آیتا... مصباح یزدی، طی روزهای اخیر در نوک پیکان حمله صریح تندروها به تیم مذاکره رئیسی قرار گرفته است. نبویان، اخیراً، گفت: «درباره لغو تحریمهای آیسا و کاتسا، مطلقاً تعهد ندادند. در لیست sdn که لیست رفع تحریم ۲۰۰ نفر مدنظر بود به ۹۸۰ مورد رسید اکنون آقایان گفتند تنها تحریم ۲۰ نفر را برمیدارند و بر
روی همین موضوع توافق میکنند. هیچ تضمینی داده نشده» گروه دوم: موافقان تیم مذاکره رئیسی : گروهی دیگر از نمایندگان حامی مذاکرات و تیم مذاکرهکننده هستند و با معیار قرار دادن حضور فعال رسانهای برای دفاع از روند مذاکرات وین، میتوان نتیجه گرفت که تعداد آنان، قابلتوجه اما نهچندان زیاد است. در این طیف از بهارستانیها، نمایندگانی از جنس کریمی قدوسی نیز دیده میشوند که در دوره روحانی، مخالف سرسخت تیم مذاکره و توافقها بود اما اکنون تأکید دارد: «در موضوع مذاکرات وین با هدف لغو تحریمها تا این لحظه نیز خطوط قرمز کاملاً حفظ شده است.» گروه سوم: نمایندگان منفعل: این دسته از نمایندگان که اکثریت بهارستانیها را شامل میشوند، به دلایل گوناگونی، عدم موضعگیری یا موضعگیریهای معدود و جسته و گریخته را ترجیح دادهاند و تحلیل محتوای حضور رسانهایشان، گویای دلمشغولی آنان به سوژههای غیربرجامی مانند لایحه بودجه، طرح صیانت و... است و البته نکته اینجاست، بخش زیادی از این نمایندگان منفعل، نامه ۲۲۰ امضایی دعوت از رئیسی برای نامزدی انتخاباتی بودهاند و سکوت آنان را الزاماً نمیتوان به حساب مخالفتشان با رئیسی یا روند مذاکرات
گذاشت. قانون اقدام راهبردی برای لغو تحریمها که از مصوبات مجلس برای بستن دست و پای تیم مذاکره روحانی در چانهزنی با طرفهای غربی بود، به علت تبدیلشدن به «قانون» باید از سوی تیم مذاکره رئیسی هم مراعات شود. مطابق ماده ۷ قانون اقدام راهبردی، دولت موظف است انجام تعهدات از سوی طرف غربی در لغو تحریمها بهویژه تحریمهای نفتی و بانکی و برگشت پول صادرات ایران بهصورت بانکی و بدون هیچ مشکلی را به مجلس گزارش کند و در صورت تایید و تصویب مجلس، میتواند نسبت به گامهای کاهشی در زمینه هستهای اقدام کند. قالیباف روز رایگیری درباره این قانون با اشاره به اینکه «ما در مجلس شورای اسلامی اختیار داریم و حق و وظیفه مجلس است که در هر موضوعی در کشور دخالت کرده و تصمیمگیری کند» گفت: «این ذات مجلسِ است در راس امور است» مستندترین پاسخ به این سؤال، اعلام موضع ۹ اسفند سید نظامالدین موسوی، سخنگوی هیات رئیسه مجلس است که تأکید کرد: «به لحاظ قانونی الزامی برای تصویب توافق در مجلس وجود ندارد، اما با توجه به اینکه وزارت امور خارجه و مذاکرهکنندگان، ریلگذاری مذاکرات جدید را قانون مجلس میدانند، گزارشی درباره توافق احتمالی از آنها
خواهیم خواست.» و بهاینترتیب، مشخص شد مطالبه مجلس یازدهم از دولت سیزدهم درباره توافق، از سطح «تصویب» به «دریافت گزارش» از وزارت خارجه تقلیل یافته و جالب اینکه سخنگوی هیات رئیسه مجلس در همان گفتوگو در پاسخ به این پرسش که آیا متن پیشنویس تاکنون به دست نمایندگان رسیده است یا خیر؟ توضیح داد: «متن پیشنویس توزیع عمومی نشده، زیرا هنوز نهایی نشده است، اگر قرار بود در مجلس تصویب شود، این متن باید در اختیار نمایندگان قرار میگرفت.» و باز معلوم شد که دولت حتی الزامی به ارائه متن توافق به نمایندگان ندارد و میتواند با توضیحی کلی و شفاهی درباره روند و مفاد توافق، بهراحتی از دروازه باز و فراخ بهارستان، عبور کند. حتی اگر مصلحت سنجیها و تلاش برای حفظ ظاهر و دفاع از اعتبار مجلس در اجرای «قانون اقدام راهبردی برای لغو تحریمها، منجر به تغییر ناگهانی موضع اعلامی سخنگوی هیات رئیسه مجلس شود، باز جای تردیدی نیست، ارائه متن توافق به مجلس و رأیگیری نمایندگان درباره انطباق آن با قانون اقدام راهبردی، حرکتی کاملاً، صوری و با نتیجهای پیشاپیش مشخص است.
منافع ملی یا مصلحت جناحی؟
در هر دو حالت ارائه یا عدم ارائه متن توافق احتمالی به مجلس، این سؤال باقی خواهد ماند که چرا مجلس سیزدهم برخلاف ادعاهای پر سر و صدای دفاع از منافع ملی، استاندارد دوگانه و رفتار جناحی متفاوتی درقبال تیم مذاکره دو دولت روحانی و رئیسی داشته است؟