ادامه از صفحه یک /
چیزی حدود سه برابر تحریمهایی است که در طول این دوران ایران تحمل کرده. روسها هم میدانند که عملا طرفهای غربی با این خواسته فراگیر آنها موافقت نمیکنند. درحالی که عملا امکان موافقت با خواسته حداقلی اولیانوف وجود داشت ولی امکان موافقت با خواسته حداکثری لاوروف وجود ندارد ولی روسها از این نظر این موضوع را مطرح کردند که یک کانون تنش را کماکان حفظ کنند و ایران نتواند به جایگزین انرژی آنها تبدیل شود. دیدیم که پوتین آشکارا اعلام کرد آمریکاییها حاضر هستند برای جبران نفت روسیه با ایران و ونزوئلا مذاکره کنند. یعنی بهعبارتی جالب این است که برای روسها قابل تعجب است یک زمانی ایران از تحریم آمریکا خارج شود چون روسها خودشان در این تحریم نقش داشتند و بیشترین سوءاستفاده را از تحریم ایران بردند و الان هم این موضوع را مطرح کردند که عملا آمریکاییها نتوانند نفت و انرژی ایران را به عنوان بخشی از جایگزینهای انرژی روسیه دربازار امروز دنیا به کار بگیرند. لذا بیشتر هدف روسها حفظ نوعی دست برتر در بازار انرژی و حفظ یک پرونده باز به عنوان دغدغه برای کشورهای اروپایی و حتی در بلندمدت استفاده از یک کانون بهاصطلاح مشترک
ضدآمریکایی و پیوستن ایران به این کانون هست. متاسفانه علت اصلی ایفای نقش روسها، ایران است. تمام طرفهای برجام را ایران ساخته، برجام دو طرف دارد؛ ایران و آمریکا و بقیه طرفها را ایران ساخته و همه طرفها هم برای خودشان منافع برجامی تعیین کردند و متاسفانه بدترین منافع برجامی را روسها برای خودشان تعیین کردند. اگر ایران گلیم برجام را از آتش اوکراین دور نکند، روسیه کشوری است که حتی ممکن است یک روز از مکانیسم ماشه هم در برجام استفاده کند. ظاهر قضیه این است که مکانیسم ماشه را علیه طرفهای دیگر به عنوان ناقضان برجام به کار بگیرد ولی نتیجهاش به اصطلاح بازگشت تحریمها علیه ایران است اگر ایران زودتر سازوکار جدیدی را در پیش نگیرد حتما روسها قادر هستند به گونهای پرونده ایران را با مکانیسم ماشه بار دیگر به شورای امنیت بازگردانند. متاسفانه طبق موارد 11 تا 13 قطعنامه 2231 که قطعنامه پشتیبان برجام هست، هر کدام از طرفها که نسبت به تخلف یکی دیگر از طرفها اعتراض کند، اولین کاری که صورت میگیرد بازگشت تحریمهای ایران است مگر اینکه در طول یکماه دوباره در شورای امنیت قطعنامه دیگری شکل بگیرد. حتی برخلاف خوشبینی برخی از
مسئولان ایرانی معتقدم روسها در سر دیگر از طیف سوءاستفاده روسی از منافع ایران است و حتی باید این موضوع را هم مدنظر قرار داد. مگر اینکه ایران سازوکار دیگری را ببیند و آن اینکه در شرایطی که الان آمریکا و سه کشور اروپایی عملا اولیانوف را در حاشیه گذاشتند و متاسفانه باز هم ایران هست که نقش روسها را زنده نگه داشته، الآن که متن آماده توافق است، ایرانیان میتوانند همه دیگر اعضا و منافع آنها را محدود کنند و توافق بین ایران و آمریکا امضا شود. به نظر میرسد ایستادگی روسها بر خواستههای ناحقشان فقط به ضرر ایران تمام میشود و ایرانیها حق دارند همه طرفهایی که تا حالا وقفه ایجاد کردند از جمله روسها را هم کنار بگذارند و برجام بین ایران و آمریکا امضا شود. آن موقع فقط تنها بحثی که میماند در فرآیند اجراست. امکان جایگزینی شرکتهای روسی با شرکتهای دیگر فراهم است کمااینکه در زمان برجام هم شرکتهای مختلف از چین و آمریکا تا بریتانیا با ایران قرار شد که همکاریهایی را کنسرسیومی صورت دهند. یعنی میتوان به جای روسیه یک کنسرسیومی را مشخص کرد که جایگاه روسها را در حوزه فنی بهدست آورد و بیش از این منافع ایران قربانی روسها
نشود. هرگونه وقفه فقط به ضرر ایران است چون الآن که فصل زمستان در حال سپری شدن است و به بهار و تابستان نزدیک میشویم، حتما ایران دیگر فرصتهای کمتری را برای احیای بازار انرژی خواهد داشت و سال بودجه تحریمی دیگری را دوباره دنبال میکنند و متاسفم برای آن دسته از مسئولان کشور که هنوز به دنبال تطهیر نقش روسیه هستند و با طرح اینکه آمریکاییها کارشکنی میکنند، سعی میکنند نقش روسها را در اقدامات ضد منافع ملی کشور لاپوشانی کنند. انتظاری که از مسئولان وجود دارد این است که اگر آمریکا عامل برهم زدن توافق یا وقفه در توافق است، شروط جدید آمریکا اگر اعلام شده را برای مردم اعلام کنند. در غیراینصورت اگر روسها دارند موضوع برجام را به اوکراین ربط میدهند، معتقدم سوزاندن منافع ملی ایران به پای جاهطلبی پوتین یه ظلم تاریخی به ملت ایران است که بیش از اینکه روسها در آن مقصر باشند، مسئولان سیاست خارجی کشور ما در آن مقصر هستند. وقت آناست که ایران به واقعگرایی روی بیاورد قبل از آنکه بیش از این منافع ایران به پای پوتین روسها سوزانده شود.