با توجه به شرایطی که فدراسیون پیدا کرده است، نامشخص بودن تیمهای رده پایه چندان موضوع عجیبی نیست و نباید از آن تعجب کرد. این موضوع زمانی باعث تعجب است که شما فوتبال حرفهای داشته باشید اما آیا در ایران فوتبال به صورت واقعی حرفهای است؟ این چه فوتبال حرفهای است که پرسپولیس و استقلال به عنوان دو باشگاه اصلی و مهم کشور فقط یک تیم فوتبال در رده بزرگسالان دارند و در آنها خبری از تیم دوم نیست؟ فوتبال در ایران تشکیلاتی با سر و صدا اما فاقد ساختار است، ما در ایران هم فوتبال داریم و هم فوتبال نداریم. موضوع عزل شهابالدین عزیزی خادم از ریاست فدراسیون فوتبال و انتخاب میرشاد ماجدی به عنوان سرپرست فدراسیون فوتبال را باید در دو بخش بررسی کرد. اول درباره آقای عزیزی خادم که سال گذشته رئیس شدند و چند ماه بعد از ریاست عزل شدند. این سوالی است که مجمع باید پاسخ دهد که در بین 4 نفری که نامزد بودند چرا به عزیزی خادم رای دادند در حالی که حداقل از نظر کارنامه مدیریتی و فوتبالی وضعیت مصطفی آجرلو و کیومرث هاشمی بهتر بود. من طی این چند روز میبینم که عدهای از رفتن عزیزی خادم خوشحال هستند اما واقعا این اتفاق ناراحتکننده است و
نباید رخ دهد. چنین مسائلی به بدنه فوتبال ما ضربه خواهد زد و در آینده مشکلات بزرگی را ایجاد میکند. الان یک عده خوشحال هستند که میرشاد ماجدی به عنوان فردی فوتبالی و از خانواده فوتبال سرپرست فدراسیون فوتبال شده اما میرشاد ماجدی با 3 ماه سرپرستی چه کار میخواهد کند؟ اصلا مگر میشود با 3 ماه تحولی بزرگ در مجموعهای به این عظمت و با مشکلات پیچیده، ایجاد کرد؟ وزارت ورزش باید سریعتر فکری به حال فوتبال ایران کند تا اوضاع از اینکه هست بدتر نشود. تا زمانی که آدمهای کاربلد و متخصص در فوتبال روی کار نیایند روال به همین شکل است. من به عنوان شهروندی عادی میدانم ترافیک بد است و باید راهکاری برای حل آن داشت اما آیا تخصصی در امر ترافیک دارم که بخواهم وارد این ماجرا شده و دخالت کنم؟ فوتبال ایران برای حرفهای شدن خیلی کار دارد و باید ریشهای مشکلات را حل کرد و متوجه شد که فوتبال امروز جهان بیزینس است و باید برخورد علمی با آن داشت.