سخنان وزیر اقتصاد در مورد لزوم تمکین بانکها از تصمیمات دولت در ارائه تسهیلات تکلیفی به مردم و مشخصا تهدید روسای شعب بانکها در نوع خود بیسابقه بوده و برخلاف اینکه بهنظر میرسد با شرح وظایف مقام وزارت اقتصاد ناسازگار است نشاندهنده زخم و بهتبع آن درد کهنهای است بر پیکر بیجان و فرسوده نظام بانکی کشور که به علت سوءمدیریتها و تحریم سالهاست از نظم نوین بانکداری بینالملل و ابزارهای رایج مورد استفاده در آن دور افتاده است. باید دید وزارت اقتصاد اصولا حق ورود این چنینی به حیطه وظایف بانکها و دستور برکناری روسای شعب بانکها، بهویژه بانکهای خصوصی و به ظاهر خصوصی شده آن هم با آن ادبیات ملوکانه را دارد یا وظایف ذاتی این وزارتخانه چیز دیگری را اقتضا میکند. آیا تاکنون به تبعات سخنان خود نظر کردهاند؟ هنگامی که کفگیر منابع بانکها به ته دیگ خورده و دولت با استقراض بیرویه ترازنامه بانکها را بیش از پیش دستخوش مشکلات عدیده کرده انصافا دیگر رمقی برای اجابت چنین درخواستهایی برای نظام بانکی باقی مانده یا قرار است منابع مورد نیاز آن از محل دیگری تامین شود و بانکها صرفا مجری دستورات باشند. سوال اساسی این است که چرا در کشورهای دارای رشد اقتصادی بالا و برخوردار از توسعه متوازن درحالیکه سیاستمداران در تمام دنیا تمایل به اتخاذ سیاستهای انبساطی برای کسب محبوبیت نزد عموم را دارند شاهد چنین دستورات از بالا به پایینی از ...
ادامه صفحه2