آرمان ملی- مطهره شفیعی: دیدار کردند، دیداری که جدید نبود و این بزرگان بارها با یکدیگر دیدار کرده بودند. اکنون شاید تنها مشغله برخی مانند روحانی به دلیل پایان ریاست جمهوری کمتر شده بود و سایرین مانند قبل بودند. این چهار شخصیت ترجیح میدهند تا جلساتشان رنگ و بوی انتخاباتی نداشته باشد و به سبک و سیاق قبل گعدهای برای احوالپرسی و دیدارهای دوستانه داشته باشند. دلواپسان سالهاست که تلاش میکنند با ترفندهای مختلف میان بزرگان و دلسوزان کشور شکاف ایجاد کنند اما از آنجا که این بزرگان تلاشی برای رسیدن به قدرت ندارند، طبیعی است که تخریب کنندگان تنها خود را خسته کرده و بر میزان ارزش دلسوزان میان افراد جامعه اضافه میکنند. چندی پیش پیشنهاد چنین جمع شدنهایی از سوی سیاسیون داده شده بود مانند جهانبخش خانجانی عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران که گفته بود: «در کشور میتواند اتاق فکری با حضور روحانی، لاریجانی، ناطق نوری و خاتمی برای برون رفت از مشکلات تشکیل شود و این کار برای مرتفع کردن مشکلات لازم است.» که اکنون دراین جمع لاریجانی نیست و سیدحسن خمینی حضور دارد. برخی تصور کردند که 4 شخصیت دلسوز برای بحث درباره انتخابات مجلس
یا همفکری درباره نوع مواجهه با دولت رئیسی گرد هم آمدهاند که تصوری اشتباه بود چنانکه جواد امام به «آرمان ملی» گفت: «دیداری به تازگی میان بزرگانی که نام آنها ذکر شده، برگزار نشده بلکه بهصورت طبیعی هر از گاهی با یکدیگر دیدار میکنند.» او توضیح داد: «در این جلسات موضوعات سیاسی و انتخاباتی مطرح نیست، بلکه تنها تجدید دیدار است و بس.» جوادامام درباره شائبه انتخاباتی بودن این دیدار هم توضیح داد: «پیش از این هم گفته بودم که دیدارهای آقای خاتمی تشکیلاتی نیست. نمیتوانید تصور کنید دیدار انتخاباتی میان این شخصیتها برگزار شود بهعنوان نمونه همگان با دیدگاههای آقای ناطقنوری آشنا هستند، چهره محترم با اندیشه اصولگرایی است، پس طبیعی است که نمیتواند در کنار آقای خاتمی به عنوان لیدر جریان اصلاحات به برنامهریزی انتخاباتی بپردازد.
دلسوزان در مسیر رضایت جامعه
آنچه جواد امام مطرح کرد که منطبق بر شرایط کنونی است و تصور اینکه آنها درباره موضوعات روز سیاسی بهویژه انتخابات مجلس دوازدهم بحثی داشتهاند، کمی غیرواقعبینانه است، چرا که ناطقنوری در انتخابات ریاست جمهوری 1376 رقیب سیدمحمدخاتمی بود و مواضع سیاسی آنها تفاوت زیادی با هم دارد چنانکه خاتمی رهبری سیاسی جریان اصلاحات است و ناطق نوری در برههای نقش رهبر سیاسی جناح راست را بر عهده داشت. او سالهاست با دنیای سیاست خداحافظی کرده و ترجیح میدهد ورودی به مسائل چالشآفرین مانند انتخابات و ارائه لیست نداشته باشد. ناطقنوری اما به تدریج خود را از اردوگاه اصولگرایی خارج و به انتقاد از آنها پرداخت بهنحوی که در زمستان سال گذشته برخی اصلاحطلبان حمایت از او در صورت کاندیدا شدن برای انتخابات ریاست جمهوری 1400 را اعلام کردند مانند سیدعبدالواحد موسویلاری که گفته بود: «اگر آقای ناطق بیاید، به احتمال زیاد زمینه اینکه جمع درخورتوجهی از اصلاحطلبان از ایشان حمایت کنند، هست؛ اما این را باید به آن جمع و اراده خود آقای ناطق واگذار کنیم. فعلا تلقی من این است که به هیچ نحو آقای ناطق به صحنه نمیآید؛ ولی اگر آقای ناطق بیاید،
قاعدتا شرایط آقای ناطق در جمع اصلاحطلبان با امثال آقایلاریجانی متفاوت است.» از سوی دیگر سیدحسن خمینی هیچگاه وارد مباحث انتخاباتی نمیشود و آنچه را بیان میکند که در راستای منافع و مصالح ملی باشد. شاید برخی ایشان را نزدیک به جریان اصلاحات بدانند که این ادعا را نمیتوان مردود اعلام کرد چرا که اصل و هویت حرکت در جریان اصلاحات بر اساس آنچه است که بنیانگذار انقلاب اسلامی بر آن تاکید داشتند، بنابراین طبیعی است که یادگار امام خود را نزدیکتر به این جریان بداند. تکلیف حسن روحانی هم که مشخص است، شخصیتی که در انتخاباتهای 92 و 96 با رای اصلاحطلبان به عرصه انتخابات آمد و پیروز شد اما هیچگاه امتیاز ویژهای برای این جریان در نظر نگرفت و در دوره دوم ریاست جمهوری یعنی از سال 96 به بعد که آیتا... هاشمی هم رحلت کرده بود، از اصلاحطلبان فاصله گرفت. فائزه هاشمی میگوید: «در دولت دوم آقای روحانی، برخلاف دولت اول، روزبهروز فاصله دولت و عمده احزاب اصلاحطلب با مطالبات بحق مردم بیشتر شد و به بخشهایی از حاکمیت نزدیک شدند. این خطای استراتژیک جواب نداد، هم مردم را از دست دادند هم در حاکمیت راه داده نشدند. حالا گویا، بخشی
از جریان اصلاحات در حال بازگشت به مسیر درست است. حداقل حزب کارگزاران اینطور نشان میدهد.» وی ادامه داد: «سال 92 پایگاه رای آقای روحانی «مردم امید بسته به اصلاحات» بودند هر چند ممکن است اصلاحطلب به معنی سیاسی نبودند. اما متاسفانه دولت و احزاب اصلاحطلب بعد از انتخابات ریاستجمهوری سال 96 که کمتر از یک سال بعد از فوت بابا برگزار شد عملکرد عکس داشتند و پشت مردم و اصلاحات را خالی کردند. بهنظرم مهمترین دلیل آن نبود آیتا... هاشمی بود. اگرچه ایشان قدرت اجرایی نداشت اما تاثیر، نفوذ، شخصیت و کاریزمایش راه بازکن بود. معتقدم دولت و جریان اصلاحات با نبود ایشان پشتوانه و اعتماد به نفس خود را از دست داد و احتمالا گفتند بهتر است بار خودمان را ببندیم و موقعیت خودمان را حفظ کنیم تا از سیستم حذف نشویم.»