بستن
کد خبر: ۱۰۳۰۱۷۱

امیرکبیر روزنامه را عامل تربیت مردم می‌دانست

امیرکبیر روزنامه را عامل تربیت مردم می‌دانست
علی مرادی مراغه‌ای تاریخ‌نگار و پژوهشگر
اگر بخواهیم روزنامه‌ها را به اعضایی از بدن تشبیه کنیم بدون شک شبیه کبد و یا کلیه‌ها خواهند بود چون کار تصفیه را انجام می‌دهند و سموم جامعه را گرفته، کژی‌ها و فساد آن را منعکس می‌کنند تا از به وجود آمدن تومورهای اقتصادی و سیاسی جلوگیری کنند پس سلامت هر جامعه بسته به روزنامه‌های آزاد آن دارد. در ایران بر طبق نوشته لرد کرزن، در سال 1850م در زمان زمامدارى امیرکبیر، اولین روزنامه فارسى به وجود آمد (ایران و قضیه ایران... ج‏1ص607). در دوره قاجاریه نخستین كسى كه با القاب و تشریفات بى‏‌معنى مبارزه كرد امیركبیر بوده که در روزنامه‌اش نیز همین رویه یعنی عدم به کارگیری القاب مطنطن در مورد خودش به چشم می‌خورد. یكى را كه رشوه گرفته و شهادت به ناحق داده بود تنبیه سختی کرده و برای عبرت دیگران، در روزنامه‏ وقایع اتفاقیه اعلام کرد: «اگر شما آدم بودید، اگر غیرت و شعور داشتید... كدام ظالم جرأت می‌كرد كه به حقوق انسانى شما دست درازی كند؟» چنین بود که در زمانِ او، کم‌کم فساد در کشور به حداقل رسید. اما پس از کشته شدن امیر، کسانی به جای وی نشستند که دستاوردهای او را به کلی برباد داده و خود در گسترش فساد دست اول داشتند، امین‌السلطان که بعدها جایگزین او شد در سوءاستفاده از منابع کشور چنان بود که روزنامه قانون بر او لقب «قاطرچى‌زاده» نهاده و در مقاله سردبیر در مورد عکس‌العمل امین‌السلطان در مورد مطالب روزنامه چنین نوشته بود: «وزیر اعظم به محض دیدن جریده قانون، از جاى خود نیم ذرع خواهد جست، كلاهش را به زمین خواهد زد، یقه‏اش را پاره خواهد كرد و پس از تغییرات خواهد دوید پیش سفرا و دست و پاى آنها را خواهد بوسید تا به دستیارى آنها شاید روزنامه قانون قدغن بشود. امّا دیگر بهتر. در ایران این روزنامه‏ كه قدغن بشود بیشتر تشدد بكنند و مردم در مطالعه آن حریص‌‏تر خواهند شد. «(انقلاب مشروطیت ایران ص50). امیرکبیر که روزنامه را عامل تربیت مردم می‌دانست، پس از مرگش روزنامه‌اش در تملق‌گویی به وضعی افتاد که از شش صفحه روزنامه یک صفحه و نیم آن به تملق از ناصرالدین شاه می‌پرداخت که در آن، حتی آفتابی و خوب شدن هوا را هم به یمن وجود مبارک ربط می‌داد! و فساد به حدی رسید که اعتماد السلطنه که هر روز برای ناصرالدین شاه روزنامه می‌خواند می‌نویسد که برای شاه خواندم که: «شخصى در ایتالیا فوت شده كه پنجاه كرور اموالش مانده همین ‏كه به ناصرالدین شاه عرض شد، شاه فرمود افسوس كه در ایران نبود كه ظل‌السلطان و ماموران دولت ایران، اموال او را غارت كنند»!. (خاطرات اعتماد السلطنه... ص 526.)
مشیرالدوله با مقایسه روزنامه ‏هاى ایران با مطبوعات خارجى می‌افزاید: «... به هیچ ‏وجه در داخل مملكت، منافعى كه از روزنامه مطلوب است و باید اسباب ترقى یك ملتى واقع بشود، حاصل نشده...» (سیاستگران دوره قاجاریه... ج 1 ص 69.) او در نامه‌ای به مستشارالدّوله، از ابتذال مطبوعات تهران چنین شكایت می‌كند: «... مدتى است برخود مخیر نموده‌ام، روزنامه دارالخلافه را نخوانم، زیرا كه از مطالعه و مقایسه آنها با روزنامه‌هاى اسلامبول، به جز آن كه اسباب كدورت شود، ثمرى نمی‌دهد، زورم به خودم رسید كه دیگر مطالعه ننمایم...» (اندیشه ترقى و حكومت قانون دكتر آدمیت، ص 387). نمی‌توان این مقاله را به پایان برد و از روزنامه ملانصرالدین نامی نبرد. این روزنامه‏ به‌وسیله طنز و کاریکاتورها، با خرافات مبارزه می‌كرد و به قول خود: «زخم‌ها را می‌‏شكافت، و تضادها را نشان می‌داد» و خطاب به مردم عقب مانده می‌‏گفت: «اگر شما آدم بودید، اگر غیرت و شعور داشتید... كدام ظالم جرأت می‌كرد كه به حقوق انسانى شما دست درازی كند؟» و در همان شماره اول خود خطاب به خوانندگان می‌‏گفت: «اى برادران مسلمان، هنگامى كه سخن خنده‏دارى از من شنیدید و دهن خود را به هوا باز كرده و چشم‌ها را به ‏هم نهاده، قاه‌قاه خندیدید كه از خنده روده‏ بر شدید... گمان نكنید كه به ملانصرالدین می‌‏خندید... برادران مسلمان! اگر می‌‏خواهید بدانید كه به كه می‌‏خندید، آیینه را دستتان بگیرید و جمال مبارك خود را تماشا كنید...» (شماره یكم، هفتم آوریل 1906م) اما كسانى كه همیشه چهره زشت خود را در آیینه روزنامه‌ها تحمل نمی‌کنند به جاى آنكه متنبه شده و خود را بشکنند، آیینه را می‌شکستند...
انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی