انقلاب اسلامی با ضرب آهنگی تند در حوزه سیاست همراه بود و طی 43 سال گذشته، تحولات زیادی در تولد و افول جریانات سیاسی شاهد بودیم، نخستین دولت انقلاب، دولت موقت، مشهور به محافظه کاری ومیانه روی بود اما در تب تند شعارهای انقلابی سرانجام با تسخیر سفارت آمریکا، به پایان عمرش رسید و پس از حدود دوسال تلاطم وکشمکش سیاسی سرانجام در تابستان 1360 آرایش سیاسی ایران به ثباتی نسبی رسید و طیف خط امام یا حزب جمهوری اسلامی بهعنوان نماد اصلی حاکمیت قوای سهگانه کشور را در دست گرفت اما این یکدستی عمر چندانی نداشت وصحنه سیاسی ایران از اوایل دهه شصت و پس از خارج شدن جریان بنی صدر و نهضت آزادی از عرصه رسمی، تبدیل به محل رقابت دو جناح سنتی یا راست و جناح چپ شد. طیف چپ یا خط امام که خود را نزدیکتر به دیدگاه امام دانسته ومورد حمایت نسبی دفتر امام بودند در رقابت با جناح سنتی روحانیت موسوم به جناح راست، منشعب شدند و در انتخابات مجلس سوم در سال 1366 بهصورت رسمی مجمع روحانیون مبارز را در برابر جامعه روحانیت مبارز تشکیل دادند. در این میان موضع هاشمی رفسنجانی بهعنوان رئیس مجلس، فرمانده جنگ و معتمد امام نقش برجستهای داشت، هاشمی اگرچه خود یکی از موسسین جامعه روحانیت مبارز بود اما با دیدگاههای نسبتا بسته شورای نگهبان در حوزه اداره کشور و محدود کردن مجلس و دولت برای تصمیمگیری در شرایط جنگی، همراهی نداشت و از این رو میتوان موضع گیریهای هاشمی در نماز جمعه و مجلس، بیشتر در جهت دفاع از تصمیمات مجلس در برابر شورای نگهبان ارزیابی کرد، بهویژه تاکید او برعدالت اجتماعی از او بهعنوان یک چهره متعادل کننده فضای سیاسی کشور دربرابر جناح پرقدرت راست که شورای نگهبان، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و بازار را بهعنوان حامی در اختیار داشت، نام برد. پس از پایان جنگ ورحلت امام خمینی، نقش هاشمی بهعنوان رئیسجمهور و محور توسعه کشور در فضای سیاسی تغییر یافت و جناح چپ که همچنان به غرب ستیزی و مخالفت با تنش زدایی در سیاست خارجی و سرمایهگذاری خارجی در اقتصاد میپرداخت، بهعنوان مخالف هاشمی در مجلس سوم شناخته شد واین مخالفت موجب شکست سخت جناح چپ در انتخابات مجلس چهارم گردید. با استحاله جناح چپ به اصلاح طلب که بر آزادی بجای چپگرایی در اقتصاد تاکید داشت و استحاله جناح راست به اصولگرا که بر ارزشها بجای اقتصاد باز تاکید میکرد، بهتدریج اصلاح طلبان به هاشمی نزدیک و اصولگرایان از او فاصله گرفتند و حزب کارگزاران سازندگی بهعنوان یک جریان نوپای اصلاح طلب متولد گردید. آیتا...هاشمی رفسنجانی اگرچه بهدلیل سابقه آشنایی طولانی و همکاری اجرایی، خود به ناطق نوری رای داد اما با حفظ سلامت انتخابات وایراد خطبه تاریخی آخرین نماز جمعه قبل از دوم خرداد، زمینه حضور حداکثری وپرشور مردم در پای صندوقهای رای را که بهدلیل اقدامات نسجیده برخی نهادها ومسئولان نسبت به سلامت انتخابات بدبین وناامید شده بودند را فراهم آورد و از این رو مدتها مورد گلایه جناح راست قرار داشت. با این وجود با تثبیت اصلاح طلبان در قدرت وتندروی طیفی از آنان، رفته رفته زاویه میان اصلاحطلبان تندرو وآیتا...هاشمی رفسنجانی که توسعه را اولویت اصلی کشور وتنشهای سیاسی را موجب اخلال در فرایند توسعه میدانست آشکار شد و در انتخابات مجلس ششم، متنفذین جناح چپ هاشمی را بهعنوان مانعی در برابر فتح سنگر به سنگر خود تخریب کردند اما از اواخر دهه هفتاد و اوائل دهه هشتاد مشخص گردید تضعیف هاشمی در سیاست بیش از همه به ضرر اصلاحطلبان شد وبا از بین رفتن موازنه در سیاست که با نقش هاشمی ایجاد میشد، اصلاحطلبان ظرف سه سال شورا، مجلس و دولت را از دست دادند و در سال 1388، با گفتمان توسعه و قانونگرایی در برابر احمدی نژاد ایستادند. بهتدریج تندروی اصولگرایان حاکم، طیف سنتی این جناح که بر آزادیهای فردی در اقتصاد و تنشزدایی در سیاست خارجی تاکید داشت را به انزوا کشاند و جریان اعتدال در عرصه سیاسی کشور با محوریت هاشمی شکل گرفت که میانه روی و توسعه را بهعنوان شاخصهای خود بههمراه داشت، ردصلاحیت هاشمی در سال 92 موجب پیروزی کاندیدای بعدی این جریان یعنی حسن روحانی شد اما محافظهکاری حسن روحانی پس از درگذشت هاشمی اعتدالگرایان را تضعیف کرد. امروزه میتوان گفت که اصولگرایان یا دلواپسان حاکم، بخش عمده سیاستهای چپ قدیم را دنبال میکنند و اصلاحطلبان به سوی رویکردهای توسعهگرایانه و آزادیخواهانه متمایل شدهاند و اندیشههای هاشمی در غیاب وی در بخش بزرگی از نخبگان از طیف سنتی جناح راست قدیم تا دانشگاهیان و اصلاحطلبان مورد حمایت است اما جریان میانهرو بهدلیل تندشدن فضای کشور در سالهای اخیر تضعیف شده است و یکی از عوامل اصلی آن عدم حضور آیتا... هاشمی رفسنجانی، بهعنوان نماد میانهروی در جغرافیای سیاسی ایران است.