سکانداران دولت سیزدهم و اتاق فکر دولت درک کاملا درستی از بحرانهای توسعه در ایران نداشتند و به همین دلیل صرفا با نفی سیاستهای رقیب فکر میکردند که اگر خودشان بر مسند کار قرار بگیرند این سیاستها را اصلاح میکنند و در کوتاه مدت در برخی از عرصهها موفق میشوند تا اقدامات مثبت و امید بخش زودرسی را داشته باشند. آنچه از سوی دولت بیان شده حکایت ضعف و فقدان دانش عمیق و درست در رابطه با انباشت مسائل در ایران است. اینکه مسیر توسعه بهرغم اقدامات خوبی که در سه، چهار دهه گذشته صورت گرفته اما توسعه یک مجموعه و منظومه است که اگر به درستی طراحی نشود و بهروشها و اقتضائاتش توجه کامل نداشته باشیم به دلیل اینکه در عرصههایی مثل صنعت نفت یا نیروی انسانی بهرهمند هستیم، ممکن است در عرصههایی رشد کنیم اما نهایتا آن توسعه که باید به یک توسعه پایدار منجر شود و در عرصههای مختلف زیست بوم جامعه خود را نشان دهد چه در عرصه نهاد دانش، توسعه نیروی انسانی، زیست محیطی و استفاده بهینه از سرزمین و امکانات و توجه به تحولات توسعهای در جهان توسعه پایدار محقق نمیشود. اگر فرصتهای موجود را رصد نکنیم در یک آینده پژوهی در ساحت توسعه، دیگران از این فرصتهای ملی و بومی، منطقهای و بینالمللی استفاده میکنند و دست ما خالی خواهد ماند از اینکه از این فرصتها برای توسعه پایدار استفاده کنیم. دولت نوعی دانش ناقص همراه برخی از توهمات و رقیب ستیزی افراطی را کنار هم قرار داده و این تصور که با آمدن جریان ما همه چیز حل و فصل خواهد شد، شکل گرفت. گرچه برخی از کسانی که اکنون وزیر شدند قبل از مسئولیت این نوید را میدادند که با تغییر صرف دولت شاهد کاهش جدی در عرصه تورم و مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم خواهیم بود که امروز پس از گذشت چندین ماه مشخص شده اینگونه نبوده است. بنابراین غفلت از انباشت آسیبهای توسعهای منجر میشود که دولت به دلیل اینکه دستاوردهای گذشته را نفی میکند و میخواهد با کسانی که بخشی از آنها از توانایی و کارآمدی لازم برخوردار نیستند و تجربه لازم مدیریتی و علمی را ندارند آن هم در شرایط پیچیده امروز و تحریم، وضع کشور و جامعه را سامان دهد. در حالی که این موضوع نیازمند فهم مساله و مدیریت لازم برای کاهش مساله توسعه است. اقتصاد منتظر نمیماند که جناحی برود و جناحی بیاد بلکه علم اقتصاد کار خود را میکند. البته اینکه دولت تا حدی امیدواری ایجاد کرد اما مقوله دولت در ایران با یک بحران اعتماد اجتماعی و شاید در دوره 40 ساله خود در پایینترین زمان اعتماد اجتماعی است. نهایتا امید کوتاه مدتی که در جامعه ایجاد شده بود، نه اینکه از بین رفته بلکه سویههایی از آن وجود دارد اما رصدهای پیمایشی نشان میدهد که آن امیدها به شدت کاهش پیدا کرده است.