قانون جوانی جمعیت و حمایت از خانواده را میتوان در دو بُعد اقتصادی و فرهنگی بررسی کرد. تشکیل خانواده و فرزندآوری بیشتر امری فرهنگی است. افرادی هستند که از نظر اقتصادی و اجتماعی جایگاه مناسبی دارند؛ اما ترجیح میدهند که به جای فرزند، از حیوان خانگی در منزل مواظبت کنند یا اگر خانمی باردار شود، اطرافیان وی را سرزنش میکنند که چرا در شرایط کنونی اقدام به دنیا آوردن فرزند کرده است. مسئولان باید شوق به باروری را در جامعه ایجاد کرده یا افزایش دهند، شوق باروری یا ازدواج با بهبود اوضاع و گسترش اقتصادی، ایجاد شغل، امینت شغلی، تامین امنیت روانی و همچنین چشمانداز مناسب از آینده افزایش مییابد. 30 میلیون نفر زیر خط فقر در کشور داریم. مسئولان چگونه میخواهند به افرادی که زیر خط فقر قرار دارند، توصیه فرزندآوری کنند، در نتیجه ابتدا باید زیر ساختها از جمله بهبود معیشت و شرایط اقتصادی فراهم شود و بعد از آن قوانینی مانند طرح جوانی جمعیت یا افزایش نرخ رشد جمعیت به تصویب برسد. باید بین امکانات رفاهی و شهروندی و میزان جمعیت تناسب وجود داشته باشد، اگر مسئولان امکانات رفاهی را برای شهروندان فراهم کنند، آنها با خیالی آسودهتر برای ازدواج یا فرزندآوری اقدام میکنند. مسئولان برنامه مشخصی برای افزایش نرخ رشد جمعیت ندارند، سیاستهای تشویقی یا حمایتی دولت از زوجها تا زمانی که در جامعه احساس نشود، در حد همان شعار باقی خواهد ماند. این سیاستها به معنای این نیست که دولت وعده یک منزل در منطقه حاشیهای شهرها را بدهد یا وجهی به عنوان هدیه بدهند، بلکه باید به صورت طولانی مدت آنها را مورد حمایت قرار دهد مانند اشتغالزایی یا کاهش نرخ تورم. در حالی که بیشتر جوانان به فکر مهاجرت از کشور هستند، مسئولان بدون طرح راهبردی و قابل اجرا؛ چگونه میخواهند مردم را تشویق به فرزند آوری کنند؟ آن هم فرزند سوم یا چهارم. در حال حاضر فکر مهاجرت بین جوانان به دلیل مشکلات اقتصادی، ناامیدی، تبلیغات شبکههای ماهوارهای و نبود اشتغال افزایش یافته است. دولتمردان یا متولیان فرهنگی در گام اول باید جوانان را تشویق به ماندن در وطن کنند که این موضوع تنها با حل شدن مشکلات معیشتی و اقتصادی امکانپذیر خواهد بود. طرح جوانی جمعیت زمانی قابلیت اجرا شدن دارد که مردم آن را بپذیرند و به آن اعتماد داشته باشند؛ اما شاید درحال حاضر به علت مسائل اقتصادی مقاومتی از سمت خانوادهها وجود داشته باشد.