شواهد و قراین موجود حاکی از آن است که اگر تغییر جدی در ساختار روابط منطقهای ایجاد نشود، در سالهای آینده شاهد عادی شدن روابط دیپلماتیک تعداد بیشتری از کشورهای عربی مسلمان با اسرائیل خواهیم بود! این ادعا بر دلایل مختلفی استوار است؛ دلیل نخست وابستگی و سرسپردگی دولتهای عرب منطقه به آمریکا است، دولتهای آمریکا نیز از هر طیف و گرایش سیاسی که باشند تحت نفوذ لابی اسرائیلی قرار دارند و بنابراین به دنبال امنیت و منافع اسرائیل هستند؛ نتیجه چنین ترکیبی این میشود که همچنان دولتهای عربی بیشتری برای عادی سازی روابط با اسرائیل تشویق میشوند و تحت فشار قرار میگیرند. دلیل دوم ضعف جامعه مدنی در کشورهای عربی و خاموش شدن صدای افکار عمومی جهان اسلام است؛ در حالی که بعد از توافق ابراهیم اعتراضاتی در برخی کشورهای اسلامی از جمله پاکستان، بحرین و سودان صورت گرفت، سکوت کشورها و ملتهای اسلامی بعد از اولین سفر و دیدار نخست وزیر اسرائیل از امارات متحده عربی نشان داد حساسیتهای اولیه به عادی سازی روابط با اسرائیل تا حد زیادی کاهش یافته و بنابراین دولتهای عربی میتوانند بدون نگرانی از تبعات سیاسی و اجتماعی برقراری روابط نزدیک
و استراتژیک با رژیم اسرائیل در این مسیر گام بردارند. دلیل سوم نیز تمایل دولت بایدن برای بازگشت به برجام و پایان دادن به مناقشه هستهای با ایران است؛ مسألهای که اسرائیل و دولتهای عرب منطقه را به طور مشترک نگران میکند. بیشک ایرانِ فارغ از تحریم و فشار، قدرتی منطقهای و رقیبی جدی خواهد بود و «جلوگیری از ظهور مجدد ایران قدرتمند» هدف مشترکی است که اعراب و اسرائیل را به هم نزدیک میکند. البته در پرونده عادیسازی روابط یا همان توافق ابراهیم، عربستان سعودی مهره کلیدی و اثرگذار است و طبیعی است که اسرائیل با تحت فشار قرار دادن دولت آمریکا بیش و پیش از هر چیز به دنبال متقاعد کردن این به اصلاح رهبر جهان اسلام برای عادی سازی روابط است تا به دنبال آن شرم این کار برای بقیه دولتهای عرب نیز شکسته شود. در حال حاضر سعودیها اعلام کردهاند که اگر اسرائیل مایل به عادیسازی روابطش با ریاض است باید ابتدا مساله فلسطین حل و فصل شود؛ صِرف این اظهار نظر میزان تمایل و فشار اسرائیل برای کشاندن عربستان به دایره توافق ابراهیم را نشان میدهد؛ مسألهای که تهدید جدی برای آرمان فلسطین و البته برای منافع و امنیت ایران است. بنابراین
هر چند بسته شدن صندوق ابراهیم در دولت بایدن (صندوقی که دونالد ترامپ آن را با سرمایه آمریکا و امارات برای حمایت از پروژههای عادی سازی تأسیس کرد) و عقب نشینی وی از وعدهها و سیاستهای دولت سابق آمریکا به مراکش و سودان در کنار اختلافات عربستان و امارات، لطمههای اساسی به پیمان ابراهیم هستند و میتوانند کور سوی امیدی برای تضعیف این توافق باشند، اما با این وجود دستگاه سیاست خارجی ایران نباید شاهد و ناظر منفعل شرایط باشد و به مؤثر واقع شدن این امور دلخوش کند. در شرایط کنونی شاید مفیدترین اقدام و کاریترین پاتک به تلاشهای اسرائیل، جدیت ایران در به ثمر رسیدن گفتوگوها با عربستان است که تاکنون چهار دور آن با میانجیگری و به میزبانی عراق برگزار شده است. اگر جمهوری اسلامی ایران مایل است آرمان فلسطین همچنان نخستین دغدغه کشورهای اسلامی باشد، کشورهای عرب همسایه روابط خود را با اسرائیل توسعه ندهند و در نتیجه پای این رژیم توسعه طلب به حیاط خلوتهای ایران باز نشود؛ کاربردیترین راه رفع اختلافات و از سر گیری روابط با عربستان و تقویت وحدت و یکدستی در جهان اسلام است. بنابراین پیشنهاد میشود در کنار مذاکرات هستهای،
مذاکره جدی و بیوقفه با عربستان نیز به اولویت اساسی دستگاه سیاست خارجی کشور تبدیل شود.