کشورها از روز اول ایجاد، به روابط مسالمت آمیز با یکدیگر و از جمله قدرتهای مطرح جهانی و بهویژه همسایگان خود نیاز داشتهاند. تجربه تلخ جنگ جهانی اول و دوم و نزاعهای بین کشوری و منطقهای کار را به جایی رسانید که برای جلوگیری از جنگ و ادامه درگیریها و کمک به ترویج صلح؛ سازمان ملل بعد از جنگ جهانی دوم تاسیس گردید، اگرچه این سازمان به وسیله اهرم خود یعنی شورای امنیت نتوانسته مطابق منشور مربوطه و بهطور رضایت بخشی مانع نزاعها و پیگیر صلح عادلانه باشد اما در یک موضوع موفق بوده و آن تشویق حل معضلات از طریق گفتوگوهاست. در نقطه مقابل «خود حق بینی و آرمان خواهی بدون لحاظ شرایط» باعث شده ناخواسته گرفتار ارزشگرایی غیر واقعی در موضوع حل مشکلات و معضلات گردیم. در این خصوص میتوان به دو نمونه اخیر آن توجه کرد: نخست اینکه؛ گفتوگوی غیر مستقیم بین ایران و آمریکا در مذاکرات برجام و درخواست یا اظهار خوشحالی از وساطت عراق بین عربستان و ایران به منظور اصلاح روابط بین کشور است. سوالی که در اذهان وجود دارد این است که مگر بر سر رسمیت کشور آمریکا و مشروعیت دولت آن مشکلی وجود دارد که هیأت ایرانی بعد از مذاکرات مفصل و سازنده
آقایان ظریف و جان کری، اکنون بهطور غیرمستقیم مذاکره بکنند. در دوره ترامپ آمریکا و کره شمالی با هم مذاکره نمودند. تنها ایران و دو سه کشور دیگر با آمریکا رابطه ندارند. اگرچه در قرآن و از جمله آیه ٩ سوره حجرات توصیه اکید به میانجیگری شده است؛ اما اگر افراد و سران کشورها رشید و قادر به تشخیص و دفاع از منافع واقعی کشور باشند، چه نیازی به وساطت دیگران است. از طرفی باید توجه داشت که منافع خود آن کشور اولیتر از منافع ایران است. مهم است که پیشنهاد وساطت از ناحیه کدام یک ازطرفها بوده و نتیجه هم باید عادلانه باشد.