بسیاری از مسائل و مشکلات اقتصادی کشور ریشه در اقدامات، تصمیمات و برنامههای سالهای اخیر دارد و اگر بخواهد تغییری اتفاق بیفتد که این تغییرات برای جامعه و فضای اقتصادی کشور، سفره و معیشت مردم محسوس باشد، مستلزم اقدامات گسترده، موثر و متفاوتی است. امروز تورم به مرحله و شرایطی رسیده که استمرار و عمق پیدا کرده چنانکه امروز با تورم 40 درصدی مواجهیم. وقتی که بحث اشتغال و موانع آن مطرح میشود و گفته میشود که میلیونها بیکار تحصیلکرده وجود دارد و کسری بودجه کشور به 50 درصد در حدود 500 هزار میلیارد رسیده و بودجه عمرانی کشور به 10 درصد رسیده و 90 درصد این بودجه جاری است همه این مسائل جمع شده و متاسفانه به نظر میآید که راه حلهای سختی را میطلبد. الان نوعی دو گانه ایجاد شده که عدهای مطرح میکنند شرایط به وجود آمده فعلی به واسطه تحریم است و عدهای دیگر علل و مسائل داخلی را سبب ساز به وجود آمدن چنین شرایطی قلمداد میکنند. از طرفی رئیسجمهور اعلام میکند که اقتصاد و معیشت مردم را به مذاکرات گره نمیزنیم و از بحث تحریمها جدا میکنیم. هر چند که صاحب نظران بر این عقیدهاند که اگر مساله تحریم حل شود و اصلاحات جدی اقتصادی جدید هم در داخل صورت بگیرد به این صورت که منابع دقیقتر و کاملتر شود و محلی برای کسریها در نظر گرفته شود و ساختار بودجه اصلاح گردد و هزینهها مدیریت شود ممکن است با اصلاحاتی موقتی روبهرو باشیم اما تاثیر چشمگیری در اقتصاد کشور نخواهد گذاشت. البته ناگفته نماند که طی یکی دو دهه اخیر مرتبا اتفاقات مثبتی رخ داده چنانکه در دولت اول آقای روحانی شاهد موفقیتهایی در مهار تورم و سرمایهگذاری بودیم. ولی ملاحظه میکنیم که اینها دوام نیاورد و خیلی سریع شرایط به وضع قبلی بازگشت. همانطور که در دولت احمدینژاد دیدیم که چه بحرانهایی در کشور به وجود آمد و تلاطم ارزی، رشد منفی و تورم 40 درصدی را تجربه کردیم. به هر حال واقعیت شاخصهای منابع و مصارف اقتصادی و بودجه و اظهار نظرهایی که در این خصوص میشود نشان میدهد که چگونه میخواهیم مسائل سال آینده را جمع و تفریق کنیم. وقتی در بودجه سال جاری 500 هزار میلیارد کسری داریم و در بودجه سال آینده نیز دولت 400 هزار میلیارد به مصارف خود اضافه میکند اگر تحریمها برطرف نشود، اتفاق مهمی در اقتصاد نیفتد، صادرات رونق پیدا نکند و همین شرایط فعلی حاکم باشد چگونه میخواهیم این کار را انجام دهیم؟ لذا تحقق وعدهها و قولهای دولت سخت است و در عین اینکه همه امیدواریم که این وعدهها محقق شود و میخواهیم به خود بباورانیم که این وعدهها تحقق خواهد یافت و نباید مایوس شویم و امیدمان از دست برود اما وقتی با واقعیات و اعداد و ارقام نگاه میکنیم احساس میشود که کارسختی است و شدنی نیست. هر چند که امیدواریم برجام احیا شود، تحریمها برداشته شود و تاثیرات زیادی بر اقتصاد و وضع معیشتی جامعه داشته باشد.