تیم کامل مذاکرهکننده ایران با شروع مجدد مذاکرات تاکنون با اختیارات کافی، هدف اصلی خود را لغو تمام تحریمها اعلام کرده که به اعتقاد من رویکردی درست و اصولی است. این درخواست و مطالبه ایران چیز عجیبی نیست و در واقع تیم ایران درخواستی فراتر یا کمتر از متن برجام طلب نکرده است. درست هم همین است که بدون برآورده شدن تمام مفاد توافقنامه برجام، این توافقنامه برای مردم ایران، توافقنامهای بیفایده است، کما اینکه چهار سال است که مردم ایران از حقوق و مزایای توافقنامه برجام محروم بودهاند. بنابراین اگر آمریکا و اروپا میخواهند که برجام، احیا شود، باید ابتدا لغو تحریمها و بهرهمندی ایران از منافع اقتصادی آن را تضمین کنند که خواستهای منطقی و منطبق با مفاد برجام است. غربیها همانطور که در مرگ برجام پیشقدم بودند طبیعتا باید در احیای آن نیز پیشقدم باشند و به تعهدات خود بازگردند تا مذاکرات هم بتواند به نتایج مطلوب برسد. اما با گذشت هفت دور از مذاکرات، غربیها تاکنون اقدام امیدوارکنندهای انجام ندادهاند و حتی فراتر از آن شاهد هستیم که همزمان با مذاکرات تحریمهای جدیدی را هم علیه افراد و شرکتهای ایرانی وضع میکنند. به نظر میرسد که طرفهای غربی هنوز جدیت لازم را از خود نشان ندادهاند و کماکان رویکرد عدم لغو حداکثری تحریمها را دنبال میکنند. ما به یاد داریم که جو بایدن از همان روزهای ابتدایی انتخابات آمریکا وعده بازگشت به برجام را داد و گفت که دولتش قصد دارد پس از بازگشت به این توافق، با متحدان اروپایی خود در یک جبهه قرار بگیرد و از این اقدام بهعنوان زمینهای برای قویتر و طولانیتر کردن برجام استفاده کند. اما آنها که متهمان ردیف اول نابودی برجام هستند، وقتکشی، زیادهخواهی و اتهامپراکنی علیه راهبرد لغو تمام تحریمها که از سوی ایران ارائه شده است، را دنبال و تلاش میکنند با فریبکاری این راهبرد ایران را به عنوان یک اقدام غیرسازنده به افکار عمومی معرفی کنند. غربیها معتقدند که ورود منابع مالی به اقتصاد ایران، قدرت ایران را در منطقه بالا میبرد و دیگر ایران از مذاکرات بعدی بینیاز میشود به همین خاطر با راهبرد ایران مخالفت میکنند. آنها از این طریق میخواهند راه را برای یک فرابرجام بازنگه دارند و بهعبارتی غرب تنها با تکیه براین رویکرد است که میتواند دیگر موضوعات مدنظر خود با ایران را در فرصتهای مناسب و در اشکال دیگری از مذاکرات، مطرح کند.