معمولا وقتی که جنایت فجیع رخ میدهد، دو عامل اصلی میتواند در آن دخیل باشد. مورد اول اینکه فردی دچار مشکلات روحی و روانی است و میخواهد از طریق جنایات فجیع به آرامش برسد، یا اینکه فردی با قصد و نیت انتقام دست به قتل و چنین جنایانتی میزند، چون در انتقامجویی فردی که قصد قتل دارد با یک اقدام معمولی به آرامش نمی رسد به خاطر همین اقدامات و جنایات فجیع صورت می گیرد. معمولا وقتی یک فرد مشکل مالی داشته باشد، به خاطر مشکل مالی شدید هم چنین جرم و جنایت فجیعی انجام نمیدهد، بنابراین علت فجیع بودن جرم به یکی از عوامل روحی و انتقامجویی باز میگردد. اینکه چرا در سال 1400 بیشتر شاهد چنین جنایاتی هستیم، به شرایط نابسامان کرونایی کشور باز میگردد. در بررسی این عوامل، میتوان به این موضوع اشاره کرد که کرونا باعث شده روابط اجتماعی کم شود و در پی آن بسیاری افراد خسته و کم طاقت شده و دچار مشکلات روحی شده اند. این یعنی حضور و ماندن و حبس شدن در خانه روح و روان افراد را در شرایط خاصی قرار داده است. متاسفانه کرونا بر مسائل اقتصادی کشور تاثیر گذاشته و باعث به وجود آمدن مشکل مالی و فقر در خانوادهها شده است. به دنبال مشکلات اقتصادی مردم همیشه مسائل و مشکلات روحی روانی وجود دارد، چون این قضیه تاثیر مستقیمی بر روح و روان دارد. در مواجه با وقوع جرم، دو نوع پیشگیری داریم، پیشگیری عام و خاص. به عنوان مثال اگر قرار است در جایی یک جرم سنگین و جنایت فجیع صورت بگیرد، عده ای وظیفه دارند آن را شناسایی و قبل از وقوع با آن مقابله کنند. اگر از چنین جرم هایی جلوگیری و پیشگیری شود، به آن پیشگیری خاص میگویند. پیشگیری خاص از جرم، وظیفه ضابطین مربوطه نظیر؛ قوه قضائیه، پلیس و دادسراها است که به محض اطلاع از آن باید ورود کنند. مهم ترین راه جلوگیری از بزهکاری، همین پیشگیری عام است که وظیفه همه نهادهاست، در تعریف پیشگیری عام هم، باید کاری کرد تا هیچ کدام از افراد جامعه به سمت جرم نروند. این موضوع وظیفه همه نهاد ها است و تنها وظیفه پلیس، دادسرا و یا قوه قضائیه نیست. در واقع تمام کسانی که در بحث فرهنگ سازی میتوانند بر روی جامعه تاثیر داشته باشند، تا افراد دست به جنایت نزنند، مثل آموزش و پرورش، دانشگاهها و صداوسیما و همه دستگاههای آموزشی و تبلیغاتی باید در این زمینه فعالیت و اقدام کنند. ما متاسفانه در زمینه پیشگیری عام از جرایم ضعیف عمل کردهایم. مشکل هم از اینجا است که نهاد ها در این زمینه با هم هماهنگ نیستند. به طور کلی برا یدسترسی به این امر باید فرهنگ عمومی جامعه را تغییر دهیم و البته که این کار زمانبر است و فرآیند طولانی دارد. به عنوان مثال باید آموزش آن را از پایه ابتدایی شروع کنیم، باید از همان دوران کودکی در این زمینه آموزش داده شود که در چنین شرایطی چه کار باید کرد و برای جلوگیری مواردی که عامل جنایات هست برنامه ریزی شود. مثلا اگر تجاوز زیاد شده آموزش دهیم، فرزندانمان یا خانمها در تاریکی هوا تنها رفت و آمد نداشته باشند، یا در موارد مشابه تجاوز و سرقت، بر روی مسافرکشها نظارت بیشتری شود داشته باشیم، همه این موارد از جمله راهکارها و اقدامات سریع از وقوع جرم است که رعایت آن رفته رفته از آمار وقوع جرم هم کم خواهد کرد. ریشه بیش از 80 تا 90 درصد جرمها در جامعه ما به فقر بر میگردد، جرمهایی مثل؛ تهیه و فروش مواد مخدر، مشروبات الکلی و فحشا به فقر مربوط است. اگر حداقل نیاز شهروندان را برآورده کنیم، تا حد زیادی از آمار بزهکاری کشور کم خواهد شد. اما اینکه بگوییم راهحل سریع و قرصی برای این درد وجود دارد، خیر.