آرمان ملی: سرانجام موعد مذاکرات هستهای در 8 آذر فرا رسید و تیم مذاکرات 40 نفره به سرپرستی علی باقری کنی، معاون سیاسی وزیر امورخارجه ایران رهسپار وین شد، هر چند در روزهای آغازین مذاکرات طرفین برای رسیدن به توافق ابراز خوش بینی میکردند اما در پایان مذاکرات دیپلماتهای حاضر در مذاکرات مدعی شدند که برخی پیشنهادهای ایران با متن توافق سال ۲۰۱۵ برجام ناسازگار است و اعلام کردند بر اساس طرح ارائه شده توسط تیم ایرانی مشخص نیست که تحت چه بازه زمانی منطقی میتوان شکافهای موجود بین مواضع طرفین را برطرف کرد. «آرمان ملی» با حشمتا... فلاحت پیشه استاد دانشگاه و نماینده سابق مجلس گفت و گو کرده است که میخوانید.
دستاورد سفر تیم مذاکره کننده به وین را چه میدانید؟
واقعیت این است که برجام را با بازی همه یا هیچ نمیشود احیاء کرد. حتی برجام حاصل نوعی همسویی است که کشورها پذیرفتند همگان سودی داشته باشند و هیچ طرفی شکست نخورد. از طرفی هم هیچ هیات مذاکره کننده هم نمیخواهد و نمیتواند که با شکست به پایتخت خود بازگردد بنابراین راه حل آن در شکل گیری توافق هم سود یا مشترک المنافع است. روز اول مذاکرات اظهار خوشبینی صورت گرفت چون روزی بود که طرفین مذاکره کننده سخنان هم را میشنیدند و از مواضع هم اطلاع پیدا میکردند. ولی روز دوم که قاعده همه یا هیچ اعلام شد از روز دوم شکست مذاکرات قابل پیش بینی بود یا اگر نخواهیم نام شکست را به کار ببریم باید بگوییم که در این مرحله اول توافقی صورت نمیگیرد. چون نمیشود یک توافقی را با قاعده همه یا هیچ تبدیل به بحران کرد. بر همین اساس من طرحی را به نام توافق آتش بس که اگر این کار صورت میگرفت دیگر طولانی شدن مذاکرات تا زمان احیای برجام قابل توجیح بود که عنوان آن را مدخل یا مشوق دیپلماسی گذاشتم. اگر این کار صورت نگیرد این دور از مذاکرات را حداقل به عنوان شکست بیانیهای میتوانیم از آن یاد کنیم. طرفین بیانیههای حماسی بدهند و در مورد شکست
دیپلماسی بر مواضع خودشان تاکید کنند و طرف مقابل را عامل شکست مذاکرات معرفی کنند. الان کاری که صورت گرفته اعضای هیاتها سندهای مبادله شده همدیگر را، متنهایی را که شاید به برجام نزدیک باشد ولی حتما به مذاکرات شش ماه گذشته وین نزدیک است و این متن ها را در پایتخت ها مطرح میکنند و باید دید در چه زمانی برای مذاکرات بعدی توافق میکنند.
نقش اسرائیل و کشورهای عربی را در مذاکرات چه میدانید؟
اتفاق بدی که رخ میدهد این است که نقش عوامل آشوب ساز یا عامل مخل بیشتر خواهد شد مانند صهیونیستها و برخی از کشورهای عربی که میزبان امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه و مواضع مکرون هستند و عملا مشاهده میکنیم که روز به روز بر بازیگرانی که از شکست برجام سود میبرند افزوده میشود. دو طرف اصلی برجام ایران و آمریکا است و بقیه بازیگران را به نظر من ایران ساخته است و همه اینها برای خودشان منافعی تعریف کردهاند. آلمان اصلا کشوری بود که به دنبال توجیه بود که عضو تروئیکا شناخته شود و خودش را به عنوان یک قدرت و میانجی و واسطه نشان دهند. همه این کشورها برای خودشان حوزه منافع تعریف کردهاند. مثلا فرانسه سعی میکند که مواضع صهیونیستها و مرتجعین را در برجام دخالت بدهد و در ازای آن قراردادهای انرژی و اسلحه را ببندد. اینها همه جزو اشتباهات ایران است و معتقد هستم که عملا تنها چیزی که بر سر آن صحبت اساسی نمیشود برجام است ولی حول و حوش آن کشورهای مختلف، قراردادهای مختلف میبندند که محور همه اینها نوعی تضعیف موضع ایران و منتقل کردن مواضع متضاد به این میز مذاکره است. طوری که معتقد هستم باید منتظر این باشیم که مذاکرات تبانی
گونهای بین آمریکا و کشورهایی مانند چین و روسیه شکل بگیرد برای اینکه در فاصله دورههای بعدی مذاکرات عملا آمریکا بتواند از اهرم فشار چین و روسیه بر روی ایران استفاده بکند. معنای این مسائل این نیست که گناه شکست مذاکرات در دور اول مذاکرات را به گردن طرف ایرانی انداخت. شرایط پیش آمده انکار کننده موضوع نیست که ترامپ عامل شکست مذاکرات بود و بایدن عامل شکست مذاکرات احیا بود به عبارت دیگر ترامپ عامل شکست برجام بود و بایدن عامل شکست مذاکرات احیا برجام بود چون یکسری خواستههای جدید و حداکثری را مطرح کرده است.
آینده دور بعدی مذاکرات را پیش بینی میکنید؟
جالب این است که بازندگان اصلی عدم توافق برجام ایران و آمریکا هستند، آمریکایی که با حقارت از افغانستان خارج شد و در شرایطی مشابه به افغانستان تا ماه آینده باید از عراق هم خارج بشود. علت اصلی خروج آمریکا از منطقه این است که چالش اصلی آمریکا چالش هژمونیک است و باید به سمت خاور دور متمایل شود و هر چه تطویل پرونده ایران را داشته باشیم به ضرر آمریکا است ولی به غیر از آمریکا بقیه کشورها در حال بستن قراردادهایی هستند که همه این قراردادها مواضع آنها را در قبال احیای برجام سست میکند به ویژه کشورهای اروپایی و حتی چین و روسیه که الان مشاهده میکنیم برخی از مواضع صهیونیستها از طرف روسها بیان میشود. در طرف دیگر جمهوری اسلامی ایران هم بازنده تطویل مذاکرات است ایران در شرایط تحریم به سر میبرد و عملا در 15 آذرماه بودجه تحریمی تازهای را به مجلس تقدیم کند هرچند دولت از آن به عنوان بودجه مقاومتی یاد میکند. در این بودجه بخشهای توسعه و عمران لاغر میشوند یا اگر هم رقمی داشته باشند روی کاغذ است و در عمل اجرایی نخواهند شد و روز به روز شاهد گران شدن ارز و طلا در ایران و آثار مشهود آن بر روی تضعیف اقتصاد مردم هستیم. جای
تاسف است که یک مقام مجلسی میآید و این جمله را به زبان میآورد که مردم حاضر هستند تاوان تصمیمات سیاسی ما را بدهند(نقل به مضمون) اینها جای تاسف دارد و نشان میدهد فضای فکری برخی از مسئولان با مشکلات مردم همخوانی ندارد. این فضای فکری با هم همخوانی ندارد. اگر در گذشته ملت سازی در عمل شکل میگرفت اکنون گویا برخی از مسئولان ملت سازی را در رویای خودشان شکل میدهند و خودشان چون مشکل ندارند مردم را با مشکلات نداشته خودشان همخوان میبینند. در صورتی که من معتقد هستم که ایران فرصتهای دیپلماتیک زیادی را ایران دارد از دست میدهد و برجام زمانی به احیاء نزدیک می شود که این منافع متعارض را کنار بزنند.